نویسنده: جمشید سحر
در یکی از محلههای حاشیهای غرب کابل، در هوای گرم و سرکهایی که گردوخاک و خرابی آن حکایتگر فقر و محرومیت باشندگان محل است، قدم میزنم. به هر مسجد و حسینیهای که میرسم، میبینم رنجرها ایستادهاند و چندین نفر از نیروهای طالبان به دقت تمام مردم را زیر نظر گرفتهاند. نیروهایی که سر و صورتشان را پوشانیده و با نگاههای زننده و چشمان مراقب تکتک افرادی را که در حال عبورومرور هستند، ورانداز میکنند. مردم هم وقتی به نزدیکی این نیروها میرسند، قدمهایشان را تندتر میکنند تا هرچه زودتر از آنان عبور کنند؛ ترس و نفرت از نیروهای طالبان در حرکتها و چهرههای مردم به خوبی دیده میشود.
بعد از درخواست شورای علمای شیعه افغانستان از طالبان مبنی بر تأمین امنیت مراسم عزاداری در دههی عاشورا، سراجالدین حقانی، وزیر داخلهی این گروه گفته است که نیروهای طالبان امنیت این مراسمها را تأمین میکنند. این ظاهر مسأله است. اما آیا طالبان واقعا بهدنبال تأمین امنیت عزاداران هستند؟
میشل فوکو، فیلسوف فرانسوی، در تحلیل قدرت بر این نکته تأکید میکند که نظارت مردم یکی از شیوههای اعمال قدرت در جامعه است؛ زیرا با تحت نظر گرفتن فرد، تمام رفتارهای او برای نظارتکننده قابل دید میشود و او (نظارتکننده) میتواند نظارتشوندگان را کنترل کرده و از بروز اعمالی که قدرتش را به چالش میکشند، جلوگیری کند.
از نظر فوکو، یکی دیگر از راههای اعمال قدرت تجزیه و پراکنده کردن افراد است. به دو دلیل: یک، تجزیه کردن افراد از تجمع آنان جلوگیری میکند و از اینرو امکان شکلگیری گروههای بزرگ را منتفی میسازد؛ تجمع شهروندان میتواند هر لحظه به یک اعتراض و یا حرکت مدنی مبدل گردد. با توجه به اینکه مراسم عاشورا در افغانستان ظرفیت بالایی برای ایجاد تنش و درگیری دارد، این مسأله برای طالبان جدی است. دو، تجزیه کردن افراد به نظارت آنان کمک میکند؛ زیرا در جمع نظارت بر فرد فرد انسانها بسیار دشوار است. در اینصورت هر لحظه امکان آن است که کسی عملی انجام بدهد و از دید نظارتکنندهها پنهان بماند.
با توجه به نکتههای بالا به نظر میرسد که حضور گستردهی نیروهای طالبان بیش از آنکه برای تأمین امنیت عزاداران باشد، برای نظارت بر آنان و جلوگیری از بروز حرکتهای جمعی و اعتراضی است. همین طالبان تا قبل از تصاحب حکومت، بر مراسم عزاداری شیعیان حملات انتحاری میکردند.
از جانب دیگر، مراسم عاشورا برای ملاهای شیعه (چهرههای اصلی مراسم عاشورا) نیز زمینهی اعمال قدرت را فراهم میکند. فوکو یادآور میشود که قدرت میتواند توسط ساختارها و شبکهها اعمال گردد. عزاداری عاشورا مجموعهای از باورها، رفتارها، قاعدهها و مناسکی است که یک شبکه را شکل میدهند و در درون آن ملا جایگاه ویژه دارد. در واقع، ملاها پایگاه اجتماعیشان را مدیون همین شبکه اند. از اینرو برای ملاهای شیعه مراسم عاشورا یک شبکهی اعمال قدرت است. در جامعهی فعلی هزارهها ملاها بهرغم اینکه مناصب رسمی-دولتی ندارند، پایگاه اجتماعی بالایی دارند و از توانایی بسیج نیروی اجتماعی برخوردار هستند. این قدرت ملاهای شیعه نه با پولیس یا زندان بلکه بهوسیلهی همین مراسم عزاداری اعمال میگردد.
علیرضا (نام مستعار)، دوستم، در دانشگاه کابل دانشجو است. شب دوم محرم به اتاقم آمده بود و برایم گفت که بیا برویم به حسینیه و به سخنرانیهای ملای مورد علاقهاش گوش بدهیم. برای علیرضا گفتم که بسیاری از سخنان این ملاها با آنچه در تاریخ میخوانیم (برایش تاریخ طبری را مثال آوردم) مطابقت ندارند. بعد از اینکه این حرفها را زدم، دوستم از اتاق بیرون شد و رفت. بدون اینکه چیزی بگوید. از آن شب تا حالا علیرضا با من قهر است. این رفتار دوستم به خوبی نشان میدهد که ملاها در افکار عامه چه جایگاهی دارند؛ حتا یک انتقاد ساده از ملاها میتواند باعث ناراحتی مردم شود. ملاها از مجرای مراسمی مانند عاشورا بر مردم اعمال قدرت میکنند.
امروز با قدمزدن در شهر و اشتراک در مراسم عزاداری شیعیان، در زندگی روزمرهی مردم مصداقی از تحلیلهای فوکو را میبینم. از آن نیروی طالب که بهنام تأمین امنیت مردم را زیر نظر میگیرد تا ملایی که با وسواس تمام در منبر برای مردم روضه میخواند، در درون شبکهای پیچیده عملکردهایی غیر از آنچه مینمایند، دارند.