«شما همگیتان کافر هستید. خوب میدانید که عکاسی از زندهجان حرام است؛ اما باز هم دیده و دانسته گناه کبیره میکنید. برای شما مردم هیچ چیز مهم نیست، فقط پولدار شدن کافی است. زنهای افغانستان را شما دخترها خراب، بدبخت و بیحیا کردید. بهبهانهی عکاسی و فیلمبرداری میخواهید آزاد باشید و هر کاری دلتان شد میکنید.»
این بخشی از صحبتهای یکی از جنگجویان طالبان با هدیه (نام مستعار)، دختر ۳۱ سالهای است که حدود هفت ساعت را در یکی از حوزههای امنیتی طالبان در شهر مزار شریف در بازداشت سپری کرده است. هدیه بیش از ده سال است که برای تأمین هزینههای زندگی خانوادهی چهارنفرهاش از راه تصویربرداری و عکاسی در مراسم عروسی امرار معاش میکند؛ کاری که پس از بازگشت طالبان به قدرت، برای او به تجربهای آمیخته با بازداشت، تحقیر و تهدید تبدیل شده است.
هدیه پس از پایان عکاسی و ضبط ویدیوی یک مراسم عروسی، همراه با سه همکار زن خود در مسیر بازگشت به خانه بود که در یکی از ایستهای بازرسی طالبان متوقف شدند. مراسم عروسی زنانه دیر پایان یافته بود و آن زمان حدود ساعت دو بامداد بود. نیروهای طالبان ابتدا بهدلیل نداشتن محرم «شرعی» آنان را متوقف کردند.
یکی از نیروهای طالبان خطاب به آنان گفت: «کجا بخیر در این وقت شب؟ محرم شما کجا است؟ این راننده چه نسبتی به شما دارد؟»
هدیه دربارهی آن لحظه میگوید: «من کوشش کردم تصویربردار بودن خودم و دیگر دختران را پنهان کنم. اما زمانی که راننده را از ما جدا کردند و ازش در مورد ما سؤال کردند، راننده برایشان شغل ما را گفته بود، بهخاطر همین بسیار قهر شدند و به توهین کردن شروع کردند.»
طالبان این چهار دختر را به حوزه پولیس منتقل کردند و تا ساعت ۹:۰۰ صبح در بازداشت نگه داشتند. آنان سرانجام پس از آنکه اعضای خانواده و بزرگان محل ضمانت کردند، آزاد شدند.
تهدید با اسلحه
هدیه میگوید که در پاسگاه امنیتی طالبان حتا با شلیک گلوله نیز تهدید شده است؛ «زیاد توهین، تحقیر و سرزنش شدیم. هر بار که گپ میزدند و میخواستیم از خود دفاع بکنیم سلاح خود را بلند کرده و تهدید میکردند که ما را میزنند. برای ما میگفتند کار کردن زنان حرام است و زنان و دخترهای خوب در این نیم شب از خانه برای کار بیرون نمیشوند. گفتند که خدا میداند شما چه رقم دخترهای بیراه هستید. به ما گفتند که شما کافر هستید و تا چند ماه زندان را سپری نکنید آدم نمیشوید.»
بهگفتهی هدیه، زمانی که تلاش کرده بود دربارهی مشکلات اقتصادی خانواده و ضرورت ادامهی کارش برای طالبان توضیح دهد، یکی از نیروهای امنیتی این گروه به او گفته است: «شما اگر مشکلات اقتصادی دارید همراه یکی از مجاهدان ازدواج کنید تمام مخارج تان را میدهد. شما مشکل ندارید، تنها دوست دارید هر روز از خانه بیرون شوید و عیاشی کنید. ما خبر داریم که در هتلها چه کارهایی میشود.»
هدیه میگوید فردای روز بازداشت، از اعضای خانوادهی آنان تعهد گرفته شد که این چهار دختر دیگر در سالنهای عروسی، بهویژه در بخش تصویربرداری و فیلمبرداری، کار نکنند. همچنین به آنان هشدار داده شد که در صورت تکرار این کار، با برخورد شدیدتر طالبان روبهرو خواهند شد.
او میافزاید: «مسئول امر به معروف طالبان و آمر حوزه به پدرم گفتند که اگر یک بار دیگر این دخترها بهخاطر عکاسی و فیلمبرداری بازداشت شدند، باز حق شکایت ندارید، او وقت به محکمه معرفی میکنیم و زندانی میشوند.»
هدیه تنها نانآور خانوادهی چهارنفرهی خود است. پدرش بهدلیل کهولت سن و بیماری توانایی کار کردن ندارد و او از روی ناگزیری، تنها برای تأمین هزینههای زندگی خانواده، به عکاسی و فیلمبرداری در مراسمهای زنانه ادامه میدهد. اما طالبان به مانعی جدی در برابر ادامهی این شغل تبدیل شدهاند.
او میگوید: «خدا شاهد است که وقتی از سوی طالبان بازداشت و توهین شدم، کاملا شکستم و اعتمادبهنفس خود را از دست دادم. وقتی برای ضبط یک مراسم میروم با هزارویک ترس و دلهره میروم. مخصوصا زمانی که محفل عروسی در خانه باشد، چون در مسیر راه حتما با چکپاینت طالب سر میخوریم. باز شروع میکنند به سؤال کردن و تحقیر کردن من و میترسم که دوباره بازداشت شوم.»
رویای دستنیافتنی
هدیه میگوید حدود یک سال پیش نیز برای دومینبار، زمانی که برای شرکت در مراسم شیرینیخوری به یکی از ولسوالیهای ولایت جوزجان در حرکت بود، از سوی محتسبان امر به معروف طالبان بازداشت شد.
او میگوید: «محتسبان امر به معروف طالبان آن روز با من بسیار بدرفتاری کردند. طالبان بدون رعایت ادب گفتند که من فاحشهام که بدون محرم از یک ولایت به دیگر ولایت میروم. گفتند: “اینجا هدف تو عکاسی نیست، آمدی که مردم را خوش بسازی، فاحشه احمق.”»
بهگفتهی هدیه، محتسبان زن امر به معروف طالبان بهصورت مداوم از سالنهای عروسی زنانه در مزار شریف بازدید میکنند. به همین دلیل، هنگام ورود آنان، فیلمبرداران و عکاسان زن، از جمله هدیه، ناچار میشوند خود را در میان مهمانان پنهان کنند و تجهیزات عکاسی و فیلمبرداری خود را نیز از دید آنان مخفی نگه دارند.
با وجود همهی این فشارها، هدیه هنوز رویایی را در ذهن خود حفظ کرده است. او آرزو دارد روزی بتواند یک استدیوی کوچک تصویربرداری و عکاسی ویژهی زنان در ولایت بلخ ایجاد کند؛ جایی که دختران بتوانند بدون ترس، تهدید و محدودیت کار کنند. اما تحقق این آرزو در دوران حاکمیت مجدد طالبان، دستکم در شرایط کنونی، دور از دسترس به نظر میرسد.