زندان‌های شخصی برای زنان در قندهار

اطلاعات روز
photo: AI Generated

سه کانتینر فلزی در کنار ساختمان ولسوالی میان‌شین قندهار، در گرمایی بالاتر از ۴۰ درجه‌ی سانتی‌گراد به زندان گروهی از زنان تبدیل شده‌اند. پشت دیواره‌های داغ و بسته‌ی این کانتینرها، زنانی شب و روز خود را در حبس می‌گذرانند که در نظام قضایی طالبان متهم یا مجرم به حساب می‌آیند. اما در موارد بسیاری حتا کانتینر مشخصی هم به‌عنوان زندان مخصوص زنان وجود ندارد و زنان زندانی تا پیش از انتقال به زندان مرکزی این ولایت در شهر قندهار، در خانه‌های مقام‌های طالبان، قاضیان این گروه و بزرگان قوم نگهداری می‌شوند.

محروم از دفاع

مریم (نام مستعار) مدتی را با حدود ۴۰ زن در این زندان سپری کرده است. روزنامه اطلاعات روز برای جلوگیری از افشای هویت او، جزئیات بیشتری درباره‌اش منتشر نمی‌کند.

حدود یک سال پیش، شوهر مریم در خانه جان باخت. خانواده‌ی شوهرش او را به قتل متهم کردند و به‌دلیل همین دلیل، پرونده‌ای حقوقی علیه او در دادگاه طالبان تشکیل شد. مریم یک ماه تحت تحقیقات طالبان قرار داشت و طالبان محل و چگونگی بازداشت او را از اعضای خانواده‌اش پنهان کردند.

مریم می‌گوید هنگام رفتن به محکمه به‌شدت نگران و مضطرب بود.

او می‌گوید: «ساختمان محکمه ساده بود. چند مرد در داخل آن نشسته بودند و مرا روی یک چوکی نشاندند. قلبم به‌شدت می‌تپید و دستانم می‌لرزید. فکر می‌کردم فرصت پیدا می‌کنم تا از خود دفاع کنم، اما وقتی خواستم صحبت کنم، قاضی به من گفت که حق صحبت کردن ندارم و باید یکی از مردان خانواده‌ام به‌ جای من سخن بگوید. در آن لحظه می‌خواستم به قاضی بگویم که اگر حق صحبت کردن ندارم، پس حضور من در این محکمه چه معنایی دارد؛ اما ترسیدم که اگر چنین حرفی بزنم، وضعیت برایم دشوارتر شود.»

جلسه‌ی دادگاه کوتاه بود و پس از پایان رسیدگی به پرونده مریم، او دوباره به زندان منتقل شد.

طالبان ابتدا احضاریه‌ای برای مریم فرستاده و گفته بودند که تنها می‌خواهند درباره‌ی فوت همسرش معلومات بگیرند؛ اما وقتی او به فرماندهی پولیس طالبان رفت، بازداشت و به اتاقی تاریک منتقل شد. او می‌گوید: «در ساعات نخست پس از ورود به آن اتاق احساس خفگی می‌کردم، اما با گذشت شب کم‌کم به آن وضعیت عادت کردم.»

طالبان سپس او را برای سپری‌کردن دوران حبس به خانه‌ی یکی از مقام‌های این گروه منتقل کردند.

مریم مدتی را به‌عنوان زندانی در خانه‌ی این مقام طالبان سپری کرد و اعضای خانواده‌ی او بارها مریم را مورد توهین و تحقیر قرار دادند؛ «برای من می‌گفتند که تو شوهرت را کشته‌ای، زن بدنامی هستی و شوهرت را به این دلیل کشته‌ای که می‌خواستی با مرد دیگری ازدواج کنی.»

مریم می‌گوید در خانه‌ی این مقام طالبان، دست‌ها و پاهایش بسته نبود؛ اما اجازه‌ی خروج از خانه را نداشت.

او می‌گوید: «زندگی من در آن‌جا ظاهرا عادی بود. کسی مرا به‌طور مستقیم زیر نظر نداشت، اما اجازه نداشتم از اتاقی که در آن زندگی می‌کردم بیرون شوم. غذا را برایم به همان اتاق می‌آوردند. بزرگ‌ترین مشکل من رفتار تحقیرآمیز اعضای خانواده‌ی او بود. طالبان به من گفتند که باید در برخی از کارهای خانه کمک کنیم. گاهی در پخت‌وپز، نظافت و سایر کارهای روزمره سهم می‌گرفتم. در آن خانه یک زن سالخورده بود که به من می‌گفت کار کن و غذا بخور؛ اگر کار نکنی، ما هم به تو غذا نمی‌دهیم.»

زندان کانتینری

پس از حضور در جلسه‌ی دیگری از دادگاه، طالبان مریم را به زندان زنان در کنار ساختمان فرماندهی پولیس ولسوالی منتقل کردند؛ محلی که اطراف آن با دیوار و سیم‌های خاردار احاطه شده بود. این زندان نیز از کانتینرهای فلزی ساخته شده بود.

مریم می‌گوید: «در داخل زندان تنها یک چمن کوچک وجود داشت که اطراف آن را با سیم و حفاظ پوشانده بودند. ما زندانیان فقط اجازه داشتیم برای دیدن آفتاب به همان محل برویم. هر زنی که نوبت تحقیقش می‌رسید، از میان ما جدا می‌شد. در جریان بازجویی با تهدیدهای شدید روبه‌رو بودیم و حتا گاهی ما را به مرگ تهدید می‌کردند و می‌گفتند اگر حقیقت را نگویید، کشته خواهید شد.»

به‌گفته‌ی مریم، شب‌ها هر یک از زنان زندانی داستان زندگی و دلیل زندانی‌شدن خود را برای دیگران روایت می‌کردند؛ اما از رسیدگی به پرونده‌های‌شان و تأمین عدالت از سوی طالبان ناامید بودند.

او می‌گوید: «وقتی شب فرا می‌رسید، هر زنی داستان خود را بازگو می‌کرد. بسیاری از زنان گریه می‌کردند و می‌گفتند که این وضعیت و اتهام‌ها چه زمانی پایان خواهد یافت و چه وقت می‌توانند دوباره زندگی عادی خود را از سر بگیرند. بسیاری از آنان در انتظار به‌سر می‌بردند و به‌شدت ناامید شده بودند.»

هرچند مریم در آخرین جلسه‌ی دادگاه طالبان از اتهام قتل تبرئه شد، خاطرات زندان و برخوردهای تحقیرآمیز و سرزنش‌های مکرری که به‌دلیل اتهام قتل همسرش در خانه‌ی یکی از مقام‌های طالبان تحمل کرد، همچون کابوسی او را رها نمی‌کند. مریم می‌گوید گاهی شب‌ها خواب می‌بیند که دوباره زندانی شده است.

ازدواج برای آزادی

گل‌ناز، زن مسنی است که دخترش پس از تلاش برای گرفتن طلاق از همسر خود، از سوی او به تلاش برای قتل و همچنین داشتن رابطه‌ی جنسی با مردان دیگر متهم شد.

گل‌ناز به روزنامه اطلاعات روز می‌گوید که شوهر دخترش نفقه‌ی او را نمی‌داد و به‌ همین دلیل، دخترش ناچار شد برای گرفتن طلاق به دادگاه مراجعه کند.

جلسه‌ی دادگاه برای پیگیری این پرونده برگزار شد و قاضی طالبان تا زمان بررسی بیشتر پرونده، حکم زندانی‌شدن دختر گل‌ناز را صادر کرد. بااین‌حال، در محل زندگی گل‌ناز زندان ویژه‌ی زنان وجود نداشت و به‌ همین دلیل، دخترش برای سپری‌کردن دوران حبس به خانه‌ی یکی از قاضیان طالبان منتقل شد.

گل‌ناز می‌گوید: «وقتی دختر در دادگاه بود، همه‌ی قاضیان طالبان طرف شوهر سابق دخترم را گرفتند و هرچه دخترم می‌گفت، هیچ‌کس حرف‌هایش را قبول نمی‌کرد و برای دخترم خیلی کم اجازه‌ی صحبت‌کردن دادند و به زندان انتقالش دادند.»

پس از این جلسه، دختر گل‌ناز برای سپری‌کردن دو روز حبس به خانه‌ی شخصی قاضی طالبان منتقل شد؛ «دختر من را به یک اتاق تاریک در خانه‌ی این قاضی بردند و دروازه‌ی این اتاق را از بیرون قفل کردند. غذا و سایر نیازهای دخترم توسط زنان خانواده‌ی قاضی آورده می‌شد و او اجازه‌ی بیرون‌شدن از خانه را نداشت.»

گل‌ناز می‌گوید در همین مدت، قاضی رسیدگی‌کننده به پرونده از دخترش خواست برای رهایی از زندان و صدور حکم دادگاه به نفع او، با پدر کهن‌سال قاضی ازدواج کند؛ «دخترم برای این‌که از اتاق تاریک نجات پیدا کند، پیشنهاد ازدواج با پدر این قاضی طالبان را پذیرفت و سپس از خانه‌ی این قاضی فرار کرد.»

براساس روایت گل‌ناز، طالبان پس از فرار دخترش، دوباره او را بازداشت کردند و اکنون دخترش در زندان طالبان به‌سر می‌برد.

بازداشت زنان در قندهار/اطلاعات روز

زندان‌های شخصی

حاجی نبی (نام مستعار) یکی از بزرگان قوم در قندهار است که بخشی از خانه‌ی خود را به زندانی شخصی برای طالبان تبدیل کرده است. او به روزنامه اطلاعات روز می‌گوید که در بدل نگهداری هر زن زندانی، برای هر شب ۵۰۰ افغانی از حکومت طالبان دریافت می‌کند.

او مدعی است خانه‌اش که به زندان شخصی برای زنان تبدیل شده، در مقایسه با زندان‌های طالبان در قندهار «امن» است و با اختصاص‌دادن بخشی از خانه‌ی خود به نگهداری زنان زندانی، به آنان کمک می‌کند.

او می‌گوید: «هر فردی که زنان زندانی را نگهداری می‌کند، در برابر هر ۲۴ ساعت ۵۰۰ افغانی از سوی وزارت اقوام و قبایل دریافت می‌کند. علاوه بر آن، کسانی که این مسئولیت را برعهده دارند، مورد توجه بیشتری از سوی مسئولان قرار می‌گیرند. ما این کار را با این هدف انجام می‌دهیم که با این زنان مانند دختران خود رفتار کنیم و باور داریم که خانه‌های ما نسبت به برخی مکان‌های دیگر امن‌تر است.»

حاجی نبی می‌گوید خانه‌اش نگهبان ندارد و زنان خانواده‌ی او مسئولیت مراقبت و سرپرستی از زنان و دختران زندانی را برعهده دارند. به‌دلیل نبود زندان کافی برای زنان، متهمان زن بین یک تا ۳۰ روز در خانه‌ی او نگهداری می‌شوند.

به‌گفته‌ی حاجی نبی، شماری دیگر از بزرگان قوم و علمای دینی در قندهار نیز خانه‌های خود را به محلی برای نگهداری زنان زندانی اختصاص داده‌اند.

ملاقات دشوار

خواهر نصرالله (نام مستعار) در پرونده‌ای به سرقت متهم شده بود؛ اما طالبان دست‌کم برای دو ماه به خانواده‌ی او اجازه‌ی ملاقات ندادند و درباره‌ی محل بازداشتش نیز جزئیاتی ارائه نکردند.

نصرالله می‌گوید خواهرش هشت روز را به‌عنوان زندانی در خانه‌ی یکی از علمای دینی طالبان سپری کرد و سپس به زندان طالبان منتقل شد؛ «نباید زنان زندانی در خانه‌ی علمای دینی نگهداری شوند و اگر کسی مجرم است، باید دادگاه برود و سپس به زندان برود. وقتی زنی در یک قضیه متهم می‌شود، رسیدگی به آن زمان بسیار زیادی می‌گیرد. قاضی حتا فرصت صحبت‌کردن را به او نمی‌دهد و هیچ مکان معیاری برای نگهداری و حفاظت از او وجود ندارد.»

او به روزنامه اطلاعات روز می‌گوید ملاقات با زنان زندانی در زندان مرکزی طالبان در قندهار دشوار است و به‌دلیل کمبود نیروی پولیس زن، زمان ملاقات‌ها به تعویق می‌افتد.

نصرالله می‌گوید: «در هفته دو بار اجازه‌ی ملاقات وجود داشت. رفت‌وآمد مردان به زندان نسبتا آسان بود، اما ملاقات با زنان زندانی بسیار دشوار انجام می‌شد؛ زیرا شمار زنانی که مسئول تنظیم و نظارت بر بخش زنان بودند بسیار اندک بود و نمی‌توانستند به همه‌ی مراجعه‌کنندگان رسیدگی کنند. من خانواده‌های زیادی را دیدم که حتا پس از گذشت چند ماه نیز نتوانسته بودند زنان زندانی خانواده‌ی خود را ملاقات کنند.»

حکومت طالبان بخش بزرگی از ساختار پولیس زن و تشکیلات مربوط به زنان در زندان‌ها را منحل کرده و شمار نیروهای پولیس زن را در افغانستان به‌شدت کاهش داده است. این در حالی است که در شماری از ولسوالی‌ها، به‌دلیل نبود زندان ویژه‌ی زنان و کمبود نیروی پولیس زن، زنان متهم به‌ جای نگهداری در مراکز رسمی، در خانه‌های شخصی مقام‌های طالبان، قاضیان، علمای دینی و بزرگان قوم زندانی می‌شوند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه