گزارشگر: مهدی فروتن
سراجالدین حقانی، وزیر داخله و رهبر شبکه حقانی، در دومین سفر رسمی خود به بامیان از مقامهای طالبان، علمای اهل تشیع و مردم این ولایت خواست که از دستورهای ملا هبتالله آخوندزاده و حکومت طالبان اطاعت کنند؛ درخواستی که در شرایط نبود سهم معنادار باشندگان بامیان در ساختار سیاسی، امنیتی و نظامی این گروه و ادامهی محدودیتها بر فعالیتهای مذهبی شیعیان مطرح شده است.
ویدیوهای منتشرشده از سفر حقانی نشان میدهد که بخشی از نیروهای طالبان هنگام ورود او به تالار سخنرانی ساختمان ولایت بامیان در روز جمعه (۳۰ اسد)، دست او را میبوسند و او را در آغوش میگیرند. سراجالدین حقانی در میان طالبان و هواداران این گروه به «خلیفه» مشهور است.
حقانی در نشست با مقامهای طالبان و همچنین شماری از علمای اهل تشیع در بامیان، بر اطاعت از رهبر و حکومت این گروه تأکید کرد.
او گفت: «عالیقدر امیرالمؤمنین حفظهالله در اکثریت سخنرانیهای خود بر وحدت و اطاعت تأکید میکند. اطاعت این قسم نیست که تنها مردم شامل نظام باشد که آن را گوش کنند. اطاعت باید شکلی باشد که در میان مردم هم باشد. اگر بین مردم اتحاد و اتفاق باشد در دنیا هر کس که هر کاری بکند نمیتواند افغانستان را ناامن کند.»
درخواست حقانی برای اطاعت از طالبان در حالی مطرح میشود که بخش عمدهی مسندهای ارشد و تصمیمگیر در ادارههای دولتی بامیان در اختیار فرماندهان و نیروهای غیربومی طالبان قرار دارد. بیشتر این افراد پشتوزبان اند و شماری از آنان به فارسی، زبان رایج میان باشندگان بامیان، تسلط کافی ندارند.
حکومت طالبان در پنج سال گذشته اقدام جدی برای مشارکت مردم بامیان در رهبری نهادهای دولتی، امنیتی، نظامی و استخباراتی این ولایت انجام نداده است. شماری از باشندگان بومی بامیان در مسندهای پایینرتبه و اداری کار میکنند، اما در ساختار تصمیمگیری و فرماندهی طالبان حضور قابلتوجهی ندارند.
ویدیوهای منتشرشده از سخنرانیهای حقانی در بامیان همچنین نشان میدهد که او به زبان پشتو صحبت میکند؛ در حالی که اکثریت باشندگان بامیان فارسیزبان اند و بسیاری از آنان به زبان پشتو بلدیت ندارند.
کاربران هوادار طالبان در شبکههای اجتماعی چندین عکس و ویدیو از دست دادن حقانی با علمای اهل تشیع و متنفذان محلی منتشر کردهاند. آنان با استناد به این تصاویر مدعی شدهاند که باشندگان بامیان از حضور وزیر داخلهی این گروه در این ولایت خرسند بودهاند.
در یکی از نشستها، فردی که بهعنوان یکی از باشندگان بامیان سخنرانی میکرد، مدعی شد که طالبان از گذشته درس گرفتهاند؛ «مردم افغانستان، بهخصوص مردم بامیان مردم صلحطلب هستند و مردم ما مصالح بزرگ کشور را درک میکنند و نزاکتهای سابق را میفهمند. وقتی مردم گذشته را میبینند، به آینده امیدوار میشوند. شما از تاریخ گذشته درس گرفتید و ما به آیندهی درخشان امیدوار هستیم. دعا کنیم که دیگر افغانستان به گذشتهی تاریک برنگردد. ما باید از گذشته درس بگیرم.»
شبکه حقانی به رهبری سراجالدین حقانی در دوران جمهوری مسئول طراحی و اجرای برخی از «پیچیدهترین و مرگبارترین» حملات مسلحانه، انفجاری و انتحاری علیه اهداف نظامی و غیرنظامی در افغانستان شناخته میشد. این کارنامه همچنان برای اعضا و هواداران شبکه حقانی «افتخارآمیز» تلقی میشود و آنان ویدیوهای مربوط به شماری از این حملات را بهصورت پیدرپی در شبکههای اجتماعی منتشر میکنند.

سفر بدون دستآورد مشخص
بامیان در مرکز افغانستان با کمبود شدید زیرساختهای شهری، جادههای معیاری، شاهراهها و امکانات اولیه روبهرو است. مقامهای طالبان، بهویژه مقامهای ارشد این گروه، در سفرهای خود به بامیان بارها وعدهی بازسازی، ساخت سرکها و تکمیل پروژههای نیمهتمام را دادهاند.
بااینحال، باشندگان بامیان میگویند که بسیاری از این وعدهها در عمل نتیجهی ملموسی نداشته و بخش بزرگی از راههای ارتباطی ولسوالیها، روستاها و مناطق دورافتاده همچنان خراب و دشوارگذر است. در سخنرانیها و ویدیوهای منتشرشده از سفر تازهی حقانی نیز وعدهی مشخصی همراه با بودجه، جدول زمانی یا طرح اجرایی برای بازسازی بامیان دیده نمیشود.
باشندگان بامیان میگویند که بسیاری از راههای محلی و مسیرهای ارتباطی ولسوالیهای این ولایت همچنان از بازسازی محروم ماندهاند و وعدههای مقامهای طالبان تغییر محسوسی در وضعیت رفتوآمد آنان ایجاد نکرده است.
بامیان با داشتن جاذبههای طبیعی، تاریخی و گردشگری، بهویژه پارک ملی بند امیر، توجه گردشگران داخلی و خارجی را جلب کرده است. در پنج سال گذشته تصاویر متعددی از رهبران، فرماندهان و نیروهای طالبان در حال بازدید تفریحی از بند امیر، قایقسواری و گردش در اطراف این پارک منتشر شده است.
همزمانی این سفرهای تفریحی با عملینشدن بخش بزرگی از وعدههای بازسازی باعث شده است که سفر مقامهای طالبان به بامیان، در نگاه شماری از باشندگان، بیشتر جنبهی تبلیغاتی و گردشگری داشته باشد تا اینکه به اجرای پروژههای مشخص توسعهای منجر شود. مقامهای طالبان از جاذبههای بامیان برای تولید تصاویر تبلیغاتی استفاده میکنند، اما سفرهای آنان کمتر با اعلام طرحهایی دارای بودجه و جدول زمانی روشن برای بهبود زندگی مردم همراه بوده است.

رقابت بر سر تصویر عمومی
سراجالدین حقانی برخلاف ملا هبتالله آخوندزاده، رهبر طالبان، بهگونهی علنی به ولایتهای افغانستان سفر میکند و با مقامهای محلی، علمای دینی و شماری از مردم دیدار میکند. شبکه حقانی علاوه بر فعالیت گسترده برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی از طریق رسانهها و شبکههای اجتماعی، سفرهای ولایتی و دیدارهای عمومی را نیز در اولویت قرار داده است.
ملا هبتالله آخوندزاده در انظار عمومی ظاهر نمیشود و سخنرانیهای منتسب به رهبر طالبان، از جمله سخنرانیهای او در نمازهای عید، تنها بهصورت صوتی منتشر میشود و طالبان فرمانها و اعلامیههای منسوب به او را منتشر میکنند.
این اقدامات در شرایطی صورت میگیرد که رقابت میان جناح قندهار به محور ملا هبتالله آخوندزاده و شبکه حقانی به رهبری سراجالدین حقانی بر سر نفوذ بیشتر در ساختار سیاسی، نظامی و اقتصادی طالبان ادامه دارد.
در کنار این رقابت درونگروهی، شبکه حقانی نوعی رقابت نرم را نیز برای ارائهی تصویری متفاوت از خود دنبال میکند. سفرهای ولایتی، دیدار با مردم، انتشار تصاویر دست دادن با علمای اهل تشیع و حضور گسترده در شبکههای اجتماعی میتواند بخشی از تلاش این شبکه برای نمایش چهرهای در دسترستر و انعطافپذیرتر از طالبان حوزه قندهار باشد.
محدودیت مذهبی در کنار نمایش همبستگی
دیدار حقانی با شماری از علمای اهل تشیع در بامیان در حالی انجام شد که طالبان ساختار قضایی، آموزشی و اداری خود را بر مبنای فقه حنفی شکل دادهاند و پیروان فقه جعفری با محدودیتهای مذهبی روبهرو شدهاند.
وزارت تحصیلات عالی طالبان تدریس فقه جعفری را در دانشکدهی شرعیات دانشگاه بامیان لغو و فقه حنفی را جایگزین آن کرد. شورای رهبری این وزارت درخواست شورای علمای شیعه برای ادامهی تدریس فقه جعفری را با این استدلال رد کرد که «یک نظام واحد نیازمند نصاب و قانون واحد است».
ادارهی معارف طالبان در بامیان نیز در جدی ۱۴۰۳ دستور داده بود که در مکاتب مرکز این ولایت، آموزشهای دینی تنها مطابق فقه حنفی تدریس شود؛ هرچند پس از اعتراضها و رایزنیهای شورای علمای شیعه، مقامهای محلی طالبان در سال جاری با ازسرگیری تدریس فقه جعفری در مکاتب و مدارسی که اکثریت دانشآموزان آن شیعه اند، موافقت کردند. این عقبنشینی محدود، تغییری در حذف فقه جعفری از نصاب تحصیلات عالی ایجاد نکرده است.
طالبان همزمان در بامیان و شماری دیگر از مناطق شیعهنشین، مدارس دینی موسوم به «جهادیه» را راهاندازی کردهاند. حبیبالله آغا، وزیر معارف طالبان، در جوزای ۱۴۰۲ یک مدرسهی جهادیه را در مرکز بامیان افتتاح کرد و گفت که هدف این مدارس آموزش قرآن و حدیث و «هدایتگری مردم در راه نبوی» است.
منتقدان میگویند مدارس جهادیه بر مبنای قرائت مذهبی طالبان فعالیت میکنند و میتوانند به ابزاری برای یکدستسازی مذهبی، ترویج تفکر جهادی و بازتولید فرهنگ خشونت و جنگ در میان دانشآموزان تبدیل شوند. مقامهای طالبان در مقابل مدعی اند که در این مدارس آموزش نظامی ارائه نمیشود.
طالبان همچنین در چند سال گذشته بر برگزاری مراسم محرم و عاشورا محدودیت وضع کردهاند. نیروهای این گروه در کابل و شماری از ولایتها مانع نصب پرچمهای مذهبی در بازارها، کوچهها، خانهها و دکانها شدهاند و در مواردی پرچمهای نصبشده را پایین کشیدهاند.
در محرم سال جاری نیز گزارشهایی از جمعآوری پرچمها و نمادهای مذهبی در بامیان و چند منطقهی دیگر منتشر شد. طالبان حتا چندین عزادار را بازداشت کردند. این محدودیتها در حالی اعمال میشود که حقانی در بامیان از وحدت سخن گفت و تصاویر دیدار خود با علمای اهل تشیع را منتشر کرد.
سهم اعضای جامعهی هزاره و اهل تشیع در سطح رهبری حکومت طالبان بسیار محدود است. عبداللطیف نظری، معین مسلکی وزارت اقتصاد، و مدارعلی کریمی بامیانی، معین امور شهری وزارت شهرسازی و مسکن، از معدود چهرههای شناختهشدهی هزاره و شیعه در سطح معاونت وزارتخانههای طالبان اند.
اما منتقدان این انتصابها را بیشتر نمادین میدانند؛ زیرا حضور دو مقام در سطح معاونت وزارتخانهها به مشارکت گستردهی هزارهها در سیاستگذاری، فرماندهی و ساختارهای اجرایی طالبان منجر نشده است.
در سطح رهبری ساختارهای امنیتی، نظامی و استخباراتی طالبان، حضور معنادار و شناختهشدهای از اعضای جامعهی هزاره دیده نمیشود. در نتیجه، حتا مناطق اغلب هزارهنشین و شیعهنشین افغانستان نیز بیشتر از سوی فرماندهان غیربومی و پیرو فقه حنفی اداره میشوند.
طالبان در دوران جنگ علیه حکومت پیشین، در مناطق هزارهنشین پایگاه اجتماعی و نظامی محدودی داشتند و شمار هزارهها و شیعیان در صفوف این گروه اندک بود. پس از بازگشت طالبان به قدرت نیز این گروه برای جبران این شکاف از طریق تشکیل یک حکومت فراگیر اقدام نکرد و جامعهی هزاره همچنان از مراکز اصلی قدرت سیاسی و نظامی کنار گذاشته شده است.
در چنین شرایطی، بهباور منتقدان، انتشار تصاویر دست دادن حقانی با چند عالم دینی یا متنفذ محلی نمیتواند به تنهایی نشانهی رضایت و مشارکت مردم بامیان باشد. میزان مشارکت این مردم را باید با سهم آنان در قدرت، حضورشان در تصمیمگیری، رعایت حقوق مذهبی، بهرسمیتشناختن زبان و هویتشان و اجرای پروژههای توسعهای سنجید.
سفر حقانی هیچ تعهد مشخصی برای رفع این محرومیتها به همراه نداشت. او در ولایتی که مردمش سهمی ناچیز در ساختار قدرت طالبان دارند و همچنان منتظر بازسازی راهها و رفع محدودیتهای مذهبی اند، به جای ارائهی برنامهای عملی، بار دیگر از آنان خواست که از رهبر و حکومت طالبان اطاعت کنند.