عملیات علیه جمعهخان فاتح از یک اختلاف عادی میان مقامهای محلی طالبان فراتر رفت. این عملیات بخشی از تلاش رهبری طالبان برای محدود کردن مراکز قدرت محلی، کنترل فرماندهان مسلح و تسلط مستقیم بر منابع اقتصادی بدخشان، بهویژه معادن طلا بود. آنچه در کل این ماجرا، از زمان آشکار شدن نشانههای تمرد فاتح تا بازداشت او، برجسته بود، رویکرد امنیتی طالبان (به قیمت نادیده گرفتن تمام وجوه دیگر نارضایتیهای فزاینده در میان غیرپشتونها نسبت به حکومتداری این گروه) است.
هرچند طالبان در سالهای اخیر توانستهاند با اتکا به دستگاه استخباراتی و نظامی خود، مراکز قدرت فرماندهان متمرد و غیرپشتون این گروه را یکی پس از دیگری مهار کنند، این موفقیتهای امنیتی لزوما به معنای حل اختلافهای درونی طالبان نیست. عملیات علیه جمعهخان فاتح در بدخشان نشان میدهد که رهبری طالبان توانایی تحمیل ارادهی خود بر فرماندهان محلی را دارد، اما همزمان شکافهایی را آشکار میکند که در صورت تداوم، میتواند به گسلهای عمیقتر تبدیل شوند. این گسلها ممکن است در کوتاهمدت با زور و تمرکز قدرت کنترل شوند، اما در بلندمدت میتوانند ظرفیت حکومت طالبان برای حفظ انسجام درونی و اعمال اقتدار در سراسر کشور را تضعیف کنند و حکومت این گروه را از پا درآورند.
ملا تاجمیر جواد، معاون استخبارات طالبان و از افراد نزدیک به رهبر این گروه، نیروهای ویژه تحت فرمانش را از کابل به بدخشان فرستاد تا جمعهخان فاتح، فرمانده بانفوذ طالبان در ولسوالیهای پنجگانه درواز، و افرادش را خلع سلاح کنند. این عملیات با ایجاد ایستهای بازرسی، تلاشی خانهها و جمعآوری جنگافزار آغاز شد و پس از درگیری، اعزام نیروهای ویژه ارتش و میانجیگری رییس ستاد ارتش طالبان، با تسلیم فاتح و انتقال او با چرخبال پایان یافت.
جمعهخان فاتح با افزایش شمار افراد مسلح و گسترش نفوذ خود بر معادن طلای بدخشان، به یک کانون قدرت محلی تبدیل شده و از رفتن به محل وظیفهی جدیدش در زابل خودداری کرده بود. خلع سلاح او نهتنها به نفوذ نظامیاش در درواز پایان داد، بلکه در موازنهی قدرت درونطالبانی نیز نتیجه را به سود تاجمیر جواد برقرار کرد.
طالبان تا کنون هیچ عکس یا ویدیوی رسمی و آشکاری از چهره تاجمیر جواد منتشر نکردهاند. او با گذشت پنج سال از حاکمیت مجدد طالبان همچنان چهرهاش را علنی نکرده و بهعنوان یکی از چهرههایی در سایه، نفوذ خود را در ساختار نظامی و استخباراتی این رژیم حفظ کرده است. نقش تاجمیر جواد در عملیات علیه جمعهخان فاتح این برداشت را تقویت میکند که او به یکی از بازوهای امنیتی ملا هبتالله آخوندزاده برای اعمال فشار و مهار آن عده از فرماندهان غیرپشتون تبدیل شده است که اینجا و آنجا در برابر تصمیمهای رهبری طالبان مقاومت میکنند.
نفوذ همزمان نظامی و اقتصادی جمعهخان فاتح در ولسوالیهای پنجگانه درواز، او را به یکی از فرماندهان قدرتمند محلی طالبان در بدخشان تبدیل کرده بود. قدرتمند شدن فرماندهانی که نیرو و منابع مالی مستقل در اختیار دارند، میتواند برای ساختار متمرکز حکومت طالبان و اقتدار رهبر این گروه تهدید تلقی شود.
ملا هبتالله آخوندزاده، رهبر طالبان، ابتدا جمعهخان فاتح را از سمت آمریت ولسوالیهای پنجگانه درواز برکنار و او را بهعنوان معاون والی زابل منصوب کرد. زابل با قندهار، محل اقامت رهبر طالبان و مرکز اصلی تصمیمگیری این رژیم، هممرز است.
رهبر طالبان پیش از این نیز شماری از فرماندهان ارشد غیرپشتون، از جمله قاری صلاحالدین ایوبی، فرمانده اوزبیکتبار طالبان را در زابل منصوب کرده بود. انتقال جمعهخان فاتح به این ولایت، با توجه به انتصاب فرماندهان غیرپشتون دیگر در زابل، میتواند بخشی از تلاش رهبری طالبان برای نظارت بیشتر بر این فرماندهان تلقی شود.
همزمان، نیروهای استخبارات و قطعه هزارنفری محافظت از معادن طالبان تلاش کردند نفوذ جمعهخان فاتح و افرادش بر روند استخراج معادن طلای بدخشان را محدود کنند. این اقدام، شبکه اقتصادی و یکی از منابع احتمالی تأمین قدرت او را هدف قرار داد.

سفر تاجمیر به بدخشان
پس از برکناری جمعهخان فاتح از فرماندهی ولسوالیهای پنجگانه درواز، ملا تاجمیر جواد به بدخشان سفر کرد.
این نخستین سفر رسمی او به بدخشان و نخستین سخنرانیاش در میان نیروهای پشتون و تاجیکتبار طالبان در این ولایت بود. زمانبندی سفر و محتوای سخنان تاجمیر جواد میتوانست هشداری به فرماندهان غیرپشتون طالبان باشد که باید دستورهای رهبری این گروه را بپذیرند.
ملا تاجمیر جواد در سخنرانی خود از نیروهای طالبان و روحانیان هوادار این رژیم خواست که از حکومت طالبان حمایت کنند. او گفت: «این نظام محصول مبارزهای طولانیمدت است. ما مجاهد بودیم، مجاهد هستیم و مجاهد خواهیم بود و از این نظام شرعی به هر قیمتی که باشد، دفاع میکنیم. امارت اسلامی محصول مبارزه ۲۰ سال و ۳۰ سال نیست. امارت اسلامی محصول بیش از ۱۰۰ سال مبارزهی مردم دیندار و صالح افغانستان است.»
پس از این سفر، حضور نیروهای استخبارات طالبان در بدخشان افزایش یافت. بخش بزرگی از این نیروها یونیفرم سیاه میپوشیدند و تحت فرمان ملا تاجمیر جواد فعالیت میکردند.
تاجمیر جواد در دورهی جنگ در آموزش، تجهیز و رهبری نیروهای انتحاری طالبان نقش داشت و اکنون نیز یک واحد انتحاری را در زیرمجموعه استخبارات طالبان فعال نگه داشته است. او بهدلیل این پیشینه، از چهرههای سختگیر و بیپروای طالبان شناخته میشود.

از سرپیچی تا خلع سلاح
جمعهخان فاتح پس از انتصاب بهعنوان معاون والی زابل، برای مدتی طولانی در محل وظیفهاش حاضر نشد. ملا هبتالله آخوندزاده سرانجام بهدلیل ادامهی غیابت او، وی را از معاونت ولایت زابل نیز برکنار کرد.
پس از این برکناری، خلع سلاح جمعهخان فاتح و نیروهایش در دستور کار استخبارات طالبان قرار گرفت. وابستگی نیروهای اعزامی به معاونت استخبارات و روند اجرای عملیات نشان میدهد که این مأموریت زیر نظر ملا تاجمیر جواد طراحی و اجرا شده است.
پیش از آغاز درگیری، نیروهای ویژه استخبارات با موترهای رنجر سیاه و سبز تیره از کابل به بدخشان اعزام شدند. این نیروها یونیفرم سیاه بر تن داشتند و به تفنگهای امریکایی، بیشتر از نوع ام-۴، دوربینهای حرارتی و تجهیزات نصبشده روی کلاه مجهز بودند.
نیروهای استخبارات به ولسوالیهای پنجگانه درواز، بهویژه ولسوالی نسی، فرستاده شدند. آنان در مسیرهای منتهی به نسی ایستهای بازرسی ایجاد کردند، شماری از خانهها را بازرسی کردند و خلع سلاح بخشی از نیروهای جمعهخان فاتح را آغاز کردند. عکسها و ویدیوهای متعدد نیز حضور این نیروها را در بدخشان و ولسوالی نسی نشان میدهد.
جمعهخان فاتح در یک نوار صوتی تأیید کرده بود که نیروهای اعزامی با هدف خلع سلاح افرادش به ولسوالی نسی رفتهاند. او گفته بود که در ابتدا از قطعه اعزامی پذیرایی کردهاند، اما نیروهای این قطعه سپس بازرسی خانهها و ایجاد ایستهای بازرسی را آغاز کردند.
او گفته بود: «ما یک روز طرف سرحد چکر رفته بودیم، تقریبا ۱۰ الی ۱۵ ساعت راه فاصله داشتیم و همراه اندیوالها به گردش و سیاحت رفتیم. بعد از آن به ما زنگ زدند که قطعه تلاشی را شروع کرده. چند تانک از زمان جهاد همراه ما بود و دو تا مربوط کمیسیری میشد که ما به خاطری که از ارگانهای نظامی دورتر باشد، یک جا آورده و پت (پنهان) کرده بودیم. آنها آمدند همین تانکها را گرفتند و نمیدانم چه کار کردند.»
جمعهخان فاتح در عین حال تأکید کرده بود که مشکل او تنها با این قطعه امنیتی طالبان است و با «امارت اسلامی طالبان» مخالفتی ندارد.
این موضعگیری نشان میداد که او با وجود مقاومت در برابر خلع سلاح، نمیخواست اقداماتش بهعنوان شورش علنی علیه ملا هبتالله آخوندزاده و حکومت طالبان تعبیر شود.

در مرحلهی بعدی عملیات، شمار بیشتری از نیروهای استخبارات با چرخبال از کابل به فیضآباد منتقل شدند و سپس به سمت ولسوالی نسی حرکت کردند. هدف این مرحله، خلع سلاح کامل جمعهخان فاتح و پایان دادن به نفوذ نظامی او در درواز بود.
با آغاز درگیری میان نیروهای جمعهخان فاتح از یکسو و نیروهای استخبارات و وزارت دفاع طالبان از سوی دیگر، حکومت طالبان نیروهای کمکی بیشتری، از جمله نیروهای ویژه ارتش را به نسی اعزام کرد.
افزایش شمار نیروهای نظامی و ادامهی فشار بر مواضع جمعهخان فاتح، توان مقاومت افراد او را کاهش داد. همزمان قاری فصیحالدین فطرت، رییس ستاد ارتش طالبان، برای میانجیگری به ولسوالی نسی رفت.
جمعهخان فاتح سرانجام زیر فشار نظامی و با میانجیگری قاری فصیحالدین فطرت تسلیم شد. نیروهای طالبان پس از تسلیم شدن او، وی را با چرخبال از ولسوالی نسی منتقل کردند.
پس از انتقال جمعهخان فاتح، عملیات خلع سلاح افراد او در ولسوالی نسی ادامه یافت. طالبان مدعی شدند که افزون بر سلاحهای سبک، شماری جنگافزار نیمهسنگین، از جمله موشکها را نیز از مناطق تحت نفوذ او جمعآوری کردهاند.
عبدالبصیر مظهری، فرمانده پولیس طالبان در بدخشان، گفت: «جمعهخان فاتح که تسلیم شد، پس از تسلیمی تمام افراد او باید خلع سلاح میشدند و تمام افراد او خلع سلاح شدند.»

نحوه طراحی و اجرای عملیات، نقش تاجمیر جواد را بهعنوان یکی از مجریان اصلی دستورهای ملا هبتالله آخوندزاده در ساختار امنیتی طالبان برجسته کرد. نیروهای تحت فرمان او عملیات را آغاز کردند و سپس با پیوستن نیروهای وزارت دفاع و ارتش طالبان، شبکه نظامی جمعهخان فاتح خلع سلاح شد. این عملیات همچنین برای فرماندهان محلی و غیرپشتون طالبان این پیام را داشت که سابقهی جنگ، برخورداری از نیروی مسلح و نفوذ بر منابع اقتصادی، مانع اقدام رهبری طالبان علیه آنان نخواهد شد.
بااینحال، استفاده از نیروهای ویژه استخبارات و ارتش، چرخبال و فشار گستردهی نظامی برای مهار یکی از فرماندهان خود طالبان، عمق اختلافهای درونی این گروه را نیز آشکار کرد. جمعهخان فاتح خلع سلاح شد، اما عملیات علیه او نشان داد که از یکسو رقابت بر سر قدرت، فرماندهی نیروهای محلی و منابع معدنی همچنان یکی از چالشهای حکومت طالبان است و از سویی دیگر، گردآمدن مردمان ناراضی بر محور صداهای مخالف درونطالبانی چندان که دشوار پنداشته میشد دشوار نیست.