نویسنده: متین سینا
جهان امروز صحنه دو روند موازی و متعارض است که در پرتو جنگ ۲۰۲۶ امریکا و اسرائیل علیه ایران، شتابی بیسابقه گرفته است: در یک سو، فرسایش ساختاری در بلوک غرب به نقطهای رسیده که دیگر نمیتوان آن را صرفا یک «نوسان سیاسی» یا «چرخهی اقتصادی» تلقی کرد. در سوی دیگر، قدرتهای شرقی و جنوب جهانی در حال بازآرایی نظم سیاسی، اقتصادی، مالی، نظامی و فناورانهاند؛ اینبار نه در فضایی آرام، بلکه در میان آشوبی که خود غرب آغازگر آن بوده است. آنچه در ادامه میآید، چارچوبی تحلیلی بر پایه دادههای قابلراستیآزمایی است، با این تفاوت که اکنون «آزمون واقعیت» برای هر دو بلوک، بسیار سختتر از گذشته شده است.
بخش اول: بلوک غرب در سایه جنگ و بحران
۱. سقوط اعتماد و مشروعیت سیاسی در اوج بحران
اعتماد عمومی به نهادهای سیاسی در غرب، که پیشتر به پایینترین سطح خود رسیده بود، با آغاز جنگ ۲۸ فبروری ۲۰۲۶ و پیآمدهای اقتصادی آن، به مرحلهی جدیدی از فرسایش وارد شد. گزارش «ادلمان تراست بارومتر ۲۰۲۵» میانگین جهانی اعتماد به دولتها را ۵۲ درصد اعلام کرده بود، اما این رقم در بسیاری از کشورهای غربی به مراتب پایینتر است. اکنون، با افزایش قیمت انرژی و تورم افسارگسیخته، موج صعودی احزاب پوپولیست و راست افراطی در اروپا و امریکا تشدید شده و «کسری دموکراتیک» به یک بحران مشروعیت تمامعیار تبدیل شده است.
۲. اقتصاد غرب زیر بار شوک انرژی و تورم
بدهی عمومی امریکا در پایان سال مالی ۲۰۲۵ به ۳۷.۶ تریلیون دالر (۱۲۱ درصد تولید ناخالص داخلی) رسیده بود، اما جنگ ۲۰۲۶ ابعاد این بحران را بهشدت گستردهتر کرده است. براساس گزارش بازرس کل پنتاگون، هزینهی عملیات «خشم حماسی» (Operation Epic Fury) تنها بین ۲۸ فبروری تا ۳۰ جون ۲۰۲۶ بالغ بر ۳۳.۴ میلیارد دالر بوده که ۲۲.۳ میلیارد دالر آن صرف مهمات مصرف شده است.
شاخص قیمت مصرفکننده (CPI) انرژی در امریکا در آگست ۲۰۲۶ نسبت به سال قبل ۱۶.۳ درصد افزایش یافت که بالاتر از ۱۴.۷ درصد جون بود. قیمت گازوئیل به رکورد تاریخی بالای ۶.۳۰ دالر در هر گالن رسید. شاخص قیمت تولیدکننده (PPI) کل در آگست ۲۰۲۶ نسبت به سال قبل ۵.۴ درصد رشد کرد و PPI انرژی ۲۴.۴ درصد جهش داشت. این ارقام نشان میدهد که تورم ناشی از جنگ، از یک «شوک موقت» به یک «رژیم تورمی پایدار» تبدیل شده است.
اقتصاد اتحادیه اروپا نیز که در ۲۰۲۵ تنها ۱.۶ درصد رشد کرده بود، تحت فشار افزایش قیمت انرژی و اختلال زنجیرههای تأمین، با خطر رکود تورمی (استگفلیشن) مواجه است.
۳. بحران انسانی و ارزشی در غرب
فاجعهی انسانی غزه همچنان ادامه دارد. کمیسیون مستقل تحقیق سازمان ملل متحد در گزارش جون ۲۰۲۶ خود تأیید کرد که اسرائیل با هدف قرار دادن سیستماتیک کودکان فلسطینی، مرتکب نسلکشی، جنایات علیه بشریت و جنایات جنگی در نوار غزه شده است. این گزارش تصریح میکند که «شواهد نشان میدهد کودکان فلسطینی بهطور عمدی هدف قرار گرفته و کشته شدهاند» و حتا پس از آتشبس اکتبر ۲۰۲۵ نیز این نسل کشی ادامه یافته است. بحران اوپیوئیدها در امریکا نیز همچنان سالانه دهها هزار قربانی میگیرد و بحران بیخانمانی، پرونده اپستین، خشونت آنلاین و فرهنگ مصرفگرایی افراطی، همگی نشانههایی از یک بحران عمیقتر ارزشی تلقی میشوند که جنگ و تورم آن را تشدید کرده است.
۴. فرسایش توان نظامی غرب
ارتشهای غربی با فرسایش بیسابقهی تجهیزات، کمبود نیرو و هزینههای سرسامآور روبهرو شدهاند. گزارش بازرس کل پنتاگون در سپتامبر ۲۰۲۶ رسما اعلام کرد که امریکا با کمبود مهمات ناشی از جنگ علیه ایران مواجه است و «هزینهی مهمات در عملیات خشم حماسی منجر به کسری در موجودی استراتژیک و آشکار شدن گلوگاههای پایه صنعتی برای تأمین مجدد مهمات شده است». براساس گزارش سیانان، ارتش امریکا نزدیک به ۸۰ درصد از موجودی موشکهای رهگیر THAAD خود را مصرف کرده است.
این کمبود مهمات، توان امریکا برای حمایت همزمان از اسرائیل و اوکراین را بهشدت محدود کرده و رقابت بین دو متحد را تشدید کرده است. در حوزه دریایی، امریکا همچنان از نظر تناژ کل برتری دارد، اما چین از نظر تعداد ناوهای جنگی پیشتاز است و ناوگان خود را به سرعت گسترش میدهد.
۵. کاهش ارزش دالر و تنوعبخشی به ذخایر
سهم دالر از ذخایر جهانی در سال ۲۰۲۵ به ۵۶.۷۷ درصد کاهش یافته بود که پایینترین سطح از ۱۹۹۹ تا کنون است. جنگ ۲۰۲۶ و اختلال در مسیرهای تجاری، این روند را تشدید کرده است. بااینحال، باید توجه کرد که این کاهش عمدتا ناشی از افت ارزش دالر در برابر سایر ارزها و تنوعبخشی تدریجی بانکهای مرکزی است، نه فروش گستردهی داراییهای دالری. نشست بریکس در هند نیز نشان داد که ایده «ارز مشترک بریکس» عملا کنار گذاشته شده و تمرکز بر «لولهکشی پرداختها» و پرداخت با ارزهای ملی است.
۶. کندی نسبی رشد فناوری و علم
ثبت اختراعات بینالمللی امریکا در سال ۲۰۲۵ به ۵۲,۶۱۷ مورد رسید که چهارمین سال کاهش متوالی را ثبت کرد. بودجهی علمی ناسا کاهش یافت و پروژههای مهمی مانند کاوشگر مریخ لغو شدند. جنگ ۲۰۲۶ و مصرف منابع مالی و صنعتی برای تولید مهمات، سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه را بیشتر تحت فشار قرار داده است.
۷. رشد اعتیاد و خشونت
مصرف مواد مخدر و جرائم خشن در برخی جوامع غربی همچنان بالا است. بحران اوپیوئیدها سالانه دهها هزار قربانی میگیرد و تیراندازیهای جمعی و خشونت شهری امنیت روانی و اجتماعی شهروندان را تهدید میکند. فشارهای اقتصادی ناشی از جنگ و تورم، این بحرانهای اجتماعی را تشدید کرده است.
بخش دوم: بازآرایی در شرق و جنوب جهانی در میان آشوب
۱. شکلگیری جهان چندقطبی و نقش بریکس
قدرتها متعدد شدهاند و هیچ قطبی به تنهایی نمیتواند همهچیز را تعیین کند. کشورهای بریکس که اکنون شامل ۱۱ عضو کامل از جمله ایران، مصر، اتیوپی، امارات و اندونزیا است، در سال ۲۰۲۶ حدود ۴۱ درصد از تولید ناخالص داخلی جهانی براساس قدرت خرید (PPP) را تشکیل میدهند. هجدهمین نشست بریکس در ۱۲ تا ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۶ در دهلی نو با شعار «ساختن برای تابآوری، نوآوری، همکاری و پایداری» برگزار شد و رؤسایجمهور چین، روسیه و ایران در آن حضور یافتند. این نشست در شرایطی برگزار شد که جنگ، تجارت جهانی و قیمت نفت بر آن سایه افکنده بود.
۲. روابط براساس احترام متقابل و توافقهای برد-برد
کشورهای شرقی بر عدم دخالت در امور داخلی و همکاری اقتصادی متقابل تأکید میکنند. چین در چارچوب طرح «کمربند و جاده» سرمایهگذاریهای مستقیم گستردهای در کشورهای مشارکتکننده انجام داده است. این الگو، جایگزینی برای روابط مبتنی بر شرایط سیاسی غرب ارائه میدهد، هرچند این روابط در عمل با پیچیدگیها و نابرابریهای خاص خود همراه است.
۳. روند روبهرشد توان اقتصادی شرق و جنوب
کشورهای «جنوب جهانی» در سال ۲۰۲۵ به رشد اقتصادی ۴.۲ درصدی دست یافتند که بیش از سه برابر میانگین رشد گروه هفت (۱.۲ درصد) بود. سهم اقتصادهای جنوب جهانی از تولید ناخالص داخلی جهانی از حدود ۲۵ درصد در دههی ۱۹۸۰ به حدود ۴۱ درصد در سال ۲۰۲۴ رسیده و همچنان در حال رشد است. صنعت موترهای برقی چین با تولید حدود ۷۰ درصد موترهای برقی جهان، پیشتازی خود را تثبیت کرده است.
۴. شکلگیری سیستمهای مالی جدید
سیستم پرداخت بینبانکی CIPS چین و بانک توسعه جدید بریکس، ابزارهای مالی جدیدی در اختیار کشورها قرار میدهند. پرداخت با ارزهای ملی در تجارت دوجانبه در حال گسترش است. براساس گزارش نشست بریکس دهلی، نزدیک به ۹۵ درصد تجارت هند و روسیه اکنون با روپیه و روبل تسویه میشود. بااینحال، این سیستمها هنوز در مراحل ابتدایی هستند و جایگزینی کامل سوئیفت و نظام دالری، فرآیندی بلندمدت خواهد بود.
۵. افزایش توان نظامی شرق
کشورهای شرقی ارتشهای خود را نوسازی کرده و تولید داخلی دفاعی را افزایش دادهاند. بودجهی نظامی چین در سال ۲۰۲۵ به ۱.۷۸ تریلیون یوان (حدود ۲۴۹ میلیارد دالر) رسید که ۷.۲ درصد رشد داشت. براساس دادههای SIPRI، هزینهی نظامی چین (۳۳۶ میلیارد دالر) دومین بودجهی بزرگ جهان است. چین در سال ۲۰۲۵ یک ناو هواپیمابر، یک ناو تهاجمی آبی-خاکی، هفت ناوشکن و شش ناوچه به ناوگان خود افزود.
۶. افزایش تولید و اختراعات فناوری و علم
چین در سال ۲۰۲۵ با ۷۳,۷۱۸ درخواست ثبت اختراع بینالمللی (PCT) برای دومین سال متوالی در صدر جهان قرار گرفت، در حالی که امریکا با ۵۲,۶۱۷ درخواست در جایگاه دوم ایستاد. در حوزه هوش مصنوعی، چین دارای بزرگترین تعداد پتنتهای معتبر است و شش شرکت از ده شرکت برتر ثبتکننده پتنتهای هوش مصنوعی مولد در چین مستقر هستند. در حوزه نیمههادی، چین در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۶.۳ درصد از تولید جهانی نیمههادی را به خود اختصاص داد، در حالی که این رقم در سال ۲۰۱۰ تنها پنج درصد بود.
۷. مشارکت فرهنگی و حفظ ارزشهای فرهنگی
تبادل فرهنگی، حفظ میراث و دیپلماسی فرهنگی تقویت شده است. جشنوارههای فرهنگی، آموزش زبان، همکاری موزهها و صنایع خلاق، ابزارهایی برای گسترش نفوذ فرهنگی و حفظ ارزشهای انسانمحور به شمار میآیند. این روند، اگرچه کمتر قابلاندازهگیری است، اما در بلندمدت میتواند تأثیر عمیقی بر شکلگیری افکار عمومی جهانی داشته باشد.
بخش سوم: تحلیل ویژه جنگ ۲۰۲۶ و اقتصاد جهانی
۱. بسته شدن تنگهی هرمز و بابالمندب
جنگ ۲۸ فبروری ۲۰۲۶ که با حملات مشترک امریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد، به سرعت به یک بحران انرژی جهانی تبدیل شد. تنگهی هرمز که در زمان صلح حدود ۲۰ درصد از نفت و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکرد، از اوایل مارچ ۲۰۲۶ عملا بهروی کشتیها بسته شد. ایران تنها اجازهی عبور به کشتیهای «دوست» را میداد و در اپریل ۲۰۲۶ نقشه مسیر جدیدی را منتشر کرد که کشتیها را به آبهای نزدیکتر به سواحل ایران هدایت میکرد. امریکا نیز متعاقبا یک محاصرهی دریایی علیه بنادر ایران اعمال کرد.
در سوی دیگر، حوثیهای یمن که از جون ۲۰۲۶ یک محاصرهی دریایی علیه عربستان اعلام کرده بودند، کنترل خود را بر تنگهی بابالمندب گسترش دادند. آنان جزایر حنیش کبیر و صغیر و همچنین بندر مخا و جزیره پریم را تصرف کردند و حملات موشکی و پهپادی خود را به تأسیسات نفتی عربستان (از جمله بندر ینبع) و پایگاههای نظامی تشدید کردند. حمله به خط لوله شرق-غرب عربستان، که مسیر جایگزین صادرات نفت این کشور بود، چهار درصد از عرضهی جهانی نفت را مختل کرد.
قطر هشدار داد که «از دست دادن دسترسی به بابالمندب در حالی که هرمز همچنان بسته است، برای تمام جهان فاجعهبار خواهد بود».
۲. جهش قیمت انرژی و تورم جهانی
قیمت نفت برنت که پیش از جنگ حدود ۶۶ دالر در هر بشکه بود، در مارچ ۲۰۲۶ به ۱۱۲.۷۸ دالر رسید و رکورد رشد ماهانه بیش از ۵۰ درصد را ثبت کرد. در جون ۲۰۲۶، قیمت برنت در محدوده ۶۸ تا ۱۰۵ دالر نوسان داشت و در ۲۱ جون به ۹۱.۴۷ دالر رسید. تحلیلگران هشدار دادند که ادامهی بسته بودن تنگهی هرمز میتواند قیمت نفت را به ۱۵۰ دالر در هر بشکه برساند.
این شوک انرژی، تورم را در غرب به بالاترین سطح چند سال اخیر رساند. تورم مصرفکنندهی امریکا در اپریل ۲۰۲۶ به ۳.۸ درصد رسید و در می ۲۰۲۶ یک رکورد سهساله را ثبت کرد. قیمت بنزین در امریکا نزدیک به ۳۰ درصد افزایش یافت و قیمت گازوئیل به رکورد تاریخی بالای ۶.۳۰ دالر در هر گالن رسید.
۳. خسارت تریلیون دالری به اقتصاد جهانی
براساس گزارش «شاخص صلح جهانی ۲۰۲۶»، اقتصاد جهانی سالانه حدود ۲.۲ تریلیون دالر از تولید ناخالص داخلی را بهدلیل جنگ امریکا و ایران از دست میدهد. این خسارت در صورت بسته ماندن نسبی تنگهی هرمز به ۱.۳ تریلیون دالر و در صورت از سرگیری جنگ به ۳.۵ تریلیون دالر در سال میرسد. ایران نیز ممکن است بین ۱۵ تا ۲۵ درصد از تولید ناخالص داخلی خود را از دست بدهد.
سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) اعلام کرد که جنگ، رشد جهانی را کاهش و تورم را افزایش داده است. صندوق بینالمللی پول نیز هشدار داد که خطر «رکود تورمی» (استگفلیشن) در سطح جهانی افزایش یافته است. آکسفورد اکونومیکس پیشبینی کرد که سهماهه دوم ۲۰۲۶ پایینترین نقطه رشد باشد و رکود شدید بعید است، اما شرایط مالی بهشدت شکننده است.
۴. نسلکشی در غزه و انفعال غرب
کمیسیون مستقل تحقیق سازمان ملل متحد در جون ۲۰۲۶ رسما اعلام کرد که اسرائیل با هدف قرار دادن سیستماتیک کودکان فلسطینی، مرتکب نسلکشی در غزه شده است. این گزارش تصریح کرد که «حتا پس از آتشبس اکتبر ۲۰۲۵، کودکان همچنان کشته و مجروح میشوند» و اسرائیل همچنان به نقض آتشبس ادامه میدهد. این در حالی است که غرب، بهویژه امریکا، همچنان از اسرائیل حمایت نظامی و سیاسی میکند و حتا در اوج بحران غزه، منابع نظامی خود را به این کشور سرازیر کرده است.
جمعبندی
وضعیت فعلی دو مسیر متفاوت را نشان میدهد که جنگ ۲۰۲۶ آنها را بهشدت از هم متمایز کرده است:
در غرب: فرسایش ساختاری به یک بحران چندوجهی تبدیل شده است. بدهی عمومی امریکا از ۱۲۱ درصد تولید ناخالص داخلی فراتر رفته، تورم انرژی به ۱۶.۳ درصد رسیده، قیمت گازوئیل رکورد تاریخی شکسته، موجودی مهمات استراتژیک امریکا بهشدت کاهش یافته و اعتماد عمومی به نهادهای سیاسی فروپاشیده است. جنگ، هم منابع مالی و صنعتی غرب را فرسوده کرده و هم شکافهای اجتماعی و ارزشی را عمیقتر کرده است.
در شرق و جنوب جهانی: کشورهای بریکس با ۴۱ درصد از اقتصاد جهانی (PPP) در حال تبدیل شدن به موتور اصلی رشد هستند. نشست دهلی نشان داد که این کشورها بهدنبال «لولهکشی پرداختها» و کاهش تدریجی وابستگی به دالر هستند، نه یک انقلاب ارزی یکشبه. چین در ثبت اختراع، تولید نیمههادی، موترهای برقی و فناوری فضایی پیشتازی خود را تثبیت کرده است.
اما نه غرب یکپارچه در حال سقوط است و نه شرق یکپارچه در حال صعود. امریکا همچنان بزرگترین اقتصاد جهان، بزرگترین بودجهی نظامی و قویترین بخش فناوری پیشرفته را در اختیار دارد. چالشهای داخلی چین، پیری جمعیت، بدهیهای مسکن و تنشهای تجاری، نیز قابلچشمپوشی نیست. آیندهی نظم جهانی نه به سقوط یک بلوک و صعود بلوک دیگر، بلکه به توانایی هر دو در مدیریت تنشها، اصلاح ساختارهای داخلی و یافتن زمین مشترک در حوزههای حیاتی بستگی دارد. آنچه جنگ ۲۰۲۶ نشان داد این است که هزینهی نپرداختن به این اصلاحات، برای هر دو بلوک و برای کل جهان بسیار سنگین است.