تمسخر حلال

هادی دریابی

گویند جنگلی بوده درگوشه‌ی از این کره‌ی خاکی که بشر تصرفش کرده. این جنگل پُر از حیوانات وحشی بوده، آن زمان همه‌ی حیوانات وحشی بوده. نه حیوانی هنوز اهلی شده بود و نه بشری وحشی! قبل از آن‌که انسان پا به این جنگل بگذارد، مورچه‌ی بوده به شدت هوشیار و زحمت‌کش! این مورچه در اوج جوانی و زیبایی، روزی از روزها که مصروف دانه‌کشی بوده، با فیلی روبرو می‌شود. مورچه از روی ادب کنار می‌ایستد تا فیل رد شود. فیل هم کنار می‌ایستد تا مورچه رد شود و استدلال می‌کند که تو بار بر شانه داری، پس حق اولیت از توست، بیا تیر شو!

مورچه دوباره از فیل خواهش می‌کند که او اول بگذرد چون بزرگ است. فیل از مورچانیت مورچه خوشش می‌آید. مورچانیت یعنی رفتاری که مناسب خلقت مورچه است، درست مثل انسانیت که مناسب انسان‌ها است. بالآخره فیل در تعارف پیروز می‌شود و مورچه اول عبور می‌کند.

سال‌ها بعد دوباره این مورچه و فیل باهم روبرو می‌شوند. مورچه بدون سلام و کلام با گوشه‌ی چشم به فیل تعارف می‌کند که بیا عبور کن! من این بار نه بار دارم و نه هم مورچانیت خواهم کرد. اما فیل قبول نمی‌کند. مورچه که می‌بیند که فیل چه دانشمندانه صبور است، بی‌هیچ تعارفی، رد شده پی کارش می‌رود. فیل بعد از کمی تعجب دنبال مورچه راه می‌افتد. کنار رودخانه‌ی می‌رسد و می‌بیند که مورچه لب ساحل نشسته، دق و دل‌تنگ! فیل صد دل نه یک دل، به خودش جرئت داده و نزدیک می‌رود. با کلام مملو از فیلانیت، از مورچه خواهش می‌کند که وی را به غلامی اش قبول کند.

مورچه هرچه به فیل اصرار می‌کند که ما برای هم ساخته نشدیم، به خرج فیل نمی‌رود. بالآخره مورچه پیشنهاد فیل را می‌پذیرد اما برای فیل شرط می‌گذارد. مورچه به فیل می‌گوید که به نیستان می‌رویم، نیستان بزرگ که تعداد نی‌هایش بی‌شمار باشد. سه ماه وقت داری که از درون یک نی عبور کنی. اگر توانستی، من در خدمتم، اما اگر نشد، بدان که معشوقه‌ی دیگری در گوشه‌ی از این دنیا، منتظرت است. فیل که هنوز ندیده نی چه شکلی است، شرط مورچه را قبول کرده، راهی نیستان می‌شوند. خلاصه عرض کنم! مورچه و فیل هر دو به نیستان رسید، فیل هرچه تلاش کرد، نتوانست از نی عبور کند. خسته شد، گریه کرد، فریاد کشید. بارها خرطومش را به زمین کوبید. اما به این نتیجه رسید که عشق او، منطقی نیست.

سال‌ها بعد که انسان‌ها آمد و زمین را تسخیر کردند، عشق معنا و مفهوم دیگری پیدا کرد. برای آدم عاشق، هر کاری ممکن بود. به همین خاطر یکی از شاعران برجسته مدام از مردم می‌پرسیده که راه نیستان کجاست؟ می‌خواسته ثابت کند که سوراخ نی راه مناسبی برای عبور فیل است، به شرطی که عشق سُچه و پخته باشد.

بعدها عشق سیاسی پیدا شد. آدم‌های بسیاری آمد و رفت. هم سیاست کرد و هم عشق ورزید. در برهه‌ی از زمان، نوبت به رییس جمهور ما رسید. عشق سیاسی او فوران گرفت و او برای اثبات عشقش، پذیرفت که از سوراخ کابل‌بانک بگذرد. نمی‌دانم یک ماه یا زیادتر وقت خواست که او را آن‌سوی کابل‌بانک ببینیم. اما حالا نزدیک به یک سال گذشته، رییس جمهور هنوز هم این‌سوی کابل‌بانک قرار دارد. امان از عشق‌های بی‌جا! نه آب می‌ماند به عاشق نه توان. عشق به شفافیت، فساد را چند برابر کرده. عشق به صلح، جنگ را چند برابر کرده. عشق به اقتصاد، نرخ بی‌کاری را چند برابر کرده. عشق به آزادی مناطق مرکزی از زندان طبیعی، حصارها را بلندتر کرده. عشق به وحدت ملی، ستون فقرات قبیله‌گرایی را فقرات‌تر کرده…

نمی‌گویم این‌ها عشق‌های منطقی نیست، خیلی هم منطقی است اما شرایط و حواشی این عشق‌های پاک و بی‌ریا، دست هر رییس جمهوری را خواهد بست. مخصوصاً که رییس جمهورها حتماً باید یکی از ویژه‌گی‌های روسای جمهور قبلی و فعلی را داشته باشند.

حالا به این نخندید که هیچ ربطی میان داستان عشق فیل و مورچه با داستان کابل‌بانک وجود ندارد. صبر کنید، اگر وضعیت هم‌چنان به این روال پیش رود، من به اندازه‌ی کافی سوژه‌ی قشنگ‌تری برای خندیدن خواهم شد. البته هیچ ضمانتی وجود ندارد که شما هم سوژه‌ی خنده و تمسخر دیگران نشوید. مخصوصاً که پروفیسوران ما هنوزهم پیش‌بینی می‌کنند که افغانستان در چند سال آینده، کشور نمونه برای توسعه و عدالت خواهند شد. خندیدن در حالی‌که در قعر بدبختی گرفتاریم و ادای آدم‌های خوشبخت را در‌می‌آوریم، صفا و لذت دیگری دارد. بنابراین، تمسخر من حلال است. مسخره ام کنید!

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه