آینده‌گزاری نظر به واسطه

هادی دریابی

در قریه‌ی ما سابق یک چوپان بود. بز و گوسفند تقریباً 80 خانه را هر روز به کوه می‌برد و شب‌ها بر می‌گرداند. بعد این بنده‌ خدا شب‌ها روی نوبت خانه یکی نان‌خور بود. یعنی هشتاد خانه طبق نوبت به او از روی شب، هم نان می‌دادند که بخورد و هم جا می‌دادند که بخوابد. بعد آقای چوپان در همان هشتاد روز اول که یک دور نان تمام خانه‌ها را می‌خورد، می‌فهمید که بز و گوسفند کدام خانواده را مورد عنایت چوپانی قرار دهد. یکی از خانه‌ها همیشه نان غنی‌تر (چرب‌تر) به چوپان می‌داد. چوپان بیچاره در برابر لطف آن خانواده از روی صداقت، خودش را مدیون آن خانواده احساس می‌کرد و تلاش می‌کرد مواشی آن خانواده را بیشتر چوپانی کند.
از شانس بد چوپان، بزها و گوسفند‌های آن خانواده سرکش‌تر از بقیه‌ی گوسفندها و بزهای قریه بود. همیشه پیشاپیش رمه می‌دویدند. حتا در علف‌مندترین روی کوه. چوپان هر وقت که می‌خواست بزها و گوسفندهای سرکش را مانع شود تا بسیار سریع حرکت نکند، نان چرب صاحبش یادش می‌آمد. همین مسأله باعث می‌شد که بقیه‌ی رمه را وادار به حرکت سریع کند. گاهی که بقیه‌ی بزها و گوسفند‌ها غرق در علف‌چریدن می‌شدند، چوپان با پرتاب سنگی آن‌ها را وادار به حرکت می‌کرد. این تعلل در حرکت رمه و غضب چوپان برای حفاظت از بزها و گوسفندان خانه‌ی صاحب نان غنی، در نصف اول سال باعث شد که پای بیش از 20 گوسفند بشکند. مردم قریه خشمگین شدند و از چوپان جویای احوال شدند که چرا این‌قدر پا می‌شکنی؟ بعد از کلی سوال و جواب فهمیدند که چوپان را نان چرب، نمک‌گیر کرده.
من آن روزها معنای نان چرب و حس مدیون بودن چوپان را نمی‌فهمیدم. اما حالا می‌فهمم که چوپان قریه‌ی ما نظر به واسطه با بزها رفتار می‌کرده است.
از آن سال، سال‌ها می‌گذرد. اکنون بحث واسطه بیشتر در سطح خورد و بُرد دولتی مطرح است. مثلاً من یک آدم را می‌شناسم که شرعیات می‌خواند. از شرعیات فارغ شد و رفت ستاژر قضایی خواند. بعد از آن پنج سال او را ندیدم، پیش خود فکر می‌کردم که او در بهترین وضعیت ممکن، یک قاضی شده. اما بعد از پنج سال دیدمش، پرسیدم قاضی صاحب چطوری؟ خندید و گفت من قاضی نیستم. گفتم چه‌کاره‌یی؟ کجا کار می‌کنی؟ گفت رفته‌ام وزارت مالیه، بر بانک‌ها نظارت می‌کنم. گفتم تو شرعیات خواندی، ستاژر قضایی خواندی، چطور شد سر از وزارت مالیه درآوردی؟ گفت کارها نظر به واسطه است. آمر یک بخش دیگر را می‌شناسم که واسطه‌اش قوی‌تر است، حتا پوهنتون هم نخوانده. از صنف دوازه فارغ شده، بعد از یک موسسه‌ی تحصیلات عالی سند لیسانس خریده، حالا مردکه آمر است.
تنها استخدام نیست که نظر به واسطه می‌شود. تمام پروژه‌ها، خرید‌ها و فروش‌ها در این حکومت نظر به واسطه می‌شود. مثلاً یک وقت بود که پروژه‌های وزارت دفاع را غیر از پسر وزیر دفاع کسی گرفته نمی‌توانست. از وزارت داخله را هم همیشه چند نفر می‌گرفت. این‌طور نبود که پروژه‌ها را بگیرند و درست کار کنند و غیر از آن‌ها کسی شایسته نبود. بلکه پروژه را می‌گرفتند، ده قسمت می‌کردند. یک قسمتش را صرف اجرای پروژه می‌کردند، 9 قسمت دیگرش را یا در دوبی، یا در کابل یا در هند صرف ساخت شهرک و بلندمنزل و کارهای دیگر می‌کردند. در دانشگاه‌ها، همیشه عده‌یی هستند که از روی واسطه نمره می‌گرفتند، فارغ می‌شدند.
ممکن بگویید تقصیر ما چیست وقتی استاد دانشگاه نظر به واسطه نمرده دهد؟ وقتی در وزارت پروژه‌ها صدقه‌ی سر فرزندان وزیر می‌شوند؟ وقتی در وزارت مالیه، قاضی مسئولیت نظارت کارکرد بانک‌ها را می‌گیرد؟ جواب ساده است، ما تقصیری نداریم. چون تقصیر نداریم، برای ما فرقی هم نباید کند که چه کسی، چه‌مقداری و در چه مدتی از این دولت کنده، برده در دوبی، هنک‌کنگ، سنگاپور و هند و ترکیه آینده‌گزاری کرده است. آینده‌گزاری به این معنا که حالا چون در دولت هستی، واسطه‌ات هم قوی است، از خزانه‌ی دولت بردار، ده فیصدش را در راه خدمت به مردم و وطن مصرف کن، نود درصدش را برای فردای خود و خانواده‌ات، مصئونیت مالی خریده، آینده‌ات را (حداقل از این منظر) تضمین کن.
پس هر وقت شنیدید که دولت امسال فلان‌قدر هزار لیسانسه‌ی بیکار را جذب کرده، بدانید که هشتاد درصدش شبیه همان فارغ‌شده‌ی شرعیات و ستاژرخوانده‌ی قضا است که فعلاً بر عملکرد بانک‌ها نظارت می‌کند. حتا بدتر از آن، شبیه آمر آن قاضی است که 20 سال قبل از صنف دوازدهم فارغ شده، چهارسال قبل از یکی از مؤسسات تحصیلات عالی سند لیسانس خریده و حالا آمر یک سلسله‌‌امور در وزارت مالیه است. 16 سال دوری از دولت را هم در لاهور، دال پشاوری می‌فروخته.
حالا شما هم اگر در حکومت‌اید، اگر درست حکومتی باشید، از این کارها امکان ندارد نکرده باشید. اگرهم نکرده‌اید، فقط یک دلیل دارد، آن این‌که شما هنوز از حکومت‌داری افغانستان بویی هم نبرده‌اید! با این حساب خاک بر سرتان! (خفه هم نشوید).

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه