رییسجمهور اشرفغنی دیروز اولین جلسهی کمیسیون عالی توسعهی شهری را بهصورت نمادین در قصر ویرانشدهی دارالامان برگزار کرد. قرار بر این شده که قصر دارالامان را بازسازی کنند. آقای محمد اشرفغنی دیروز شماری از بزرگواران این مملکت را که همیشه داد از جهاد میزنند، با خود به این قصر برده بود تا نوار آغاز کار بازسازی این قصر را قطع کنند.
قصر دارالامان را برای اولینبار محترم جنرال شهنواز تنی بمباران کرد ولی متأسفانه این قصر بهصورت کامل ویران نشد. چون این قصر بهصورت کامل ویران نشده بود، مورخان معتقدند که سلامتی نسبی این قصر یکی از عوامل ایجاد اختلاف و همدیگرکُشی میان مجاهدین شد و در جریان جنگهای داخلی تقریباً بهصورت کامل نابود گردید.
جهاد افغانستان از شروع تا به امروز، نتایج مثبت و ارزندهی بسیاری برجا گذاشته که پدر کسی آن را انکار نمیتواند. چون اگر انکار کند، تاوان میکند. در کنار هزاران نتایج مثبت و ارزنده و والا، چند نتیجهی منفی بسیار کوچککوچک هم برجا گذاشته که با ذکر آن، امیداورم به مجاهدت کسی برنخورد و من هم از دایرهی دین مبین اسلام خارج نشوم. من دو تا از نتیجهی منفی جهاد را ذکر میکنم و معتقدم که هیچ چارهیی نبوده تا از این نتایج منفی جلوگیری میشد و زبان مردار مخالفین جهاد برای همیشه بسته میشد. یکی از چند نتیجهی منفی جهاد، ویرانیهای فیزیکی است که عاید حال مملکت شده. مثلاً خانهها، مزارع، سرکها، ساختمانها، کارخانهها و غیره که با استفادهی فراوان از هاوان و توپ و راکت و غیره سلاحها تخریب شده و همچنان تخریبشده برجا ماندهاند. میبینید که ممکن نبوده بدون این سلاحها جهاد و جنگ شود و استفاده از این سلاحها هم طبعاً ویرانی در پی دارد.
نتیجهی منفی دیگری که از جنگ و جهاد علیه بیگانهها و مقابل هم در این جامعهی خوشبخت و سربلند برجای مانده، تاثیرات ذهنی و شکلگیری ذهنیت جمعی به گونهی دیگر است.
حالا زمان آن است که مردم و دولت افغانستان دستبهدست هم داده، ویرانیها را بازسازی کنند تا به آبادی برسیم. هم خانهها و کارخانههای ویران شده را هم ذهنیت دگرگون شده را. خانهها و کارخانههای ویران شده را با همین ذهنیتی که حالا داریم، میتوانیم بسازیم. حداقل از لحاظ شکل و قواره. اما افغانستان به تحولات و تغییرات بسیاری نیاز دارد تا بهعنوان یک کشور مستقل و مفید در منطقه و جهان عرضاندام نماید. آنچه که مایهی نگرانی در آوردن تغییر و تحول است، ذهنیت جمعی ناسازگار با تغییر و تحول است. بهطور مثال، همهی مردم میدانند و قبول دارند که کار باید به اهل کار سپرده شود. در کنار این فهم و پذیرش، یک مشکل کوچک دیگر هم وجود دارد و آن رعایت ترکیب قومی در ساختار حکومت است. رعایت ترکیب قومی در تشکیلات یک اداره که قرار است برای آبادی و ترقی مملکت برنامه بریزد و تلاش کند، نسبت به فهم «کار را به اهل کار سپردن» اهمیت و اولویت دارد. شما از خود ریاستجمهوری گرفته تا کوچکترین واحد اداری دولتی، مسألهی ترکیب قومی را مشاهده کرده میتوانید. اولویت ترکیب قومی بر شایستگی افراد در امر استخدام در تشکیلات حکومت، برخواسته از ذهنیت ویرانشده در دروان جنگ و جهاد است. جهادی که برای آزادی مملکت از یوغ استعمار شروع شد و به خانهجنگیهای قومی رسید.
حالا هر تغییری که برای فردای مملکت نیاز است، در شروع با همین مسأله (وزن کردن آن در ترازوی قومی) مواجه است. مثالهای فراوانی وجود دارد. آخرین نمونهاش انتخاب مسیر لین برق است که از ترکمنستان خریداری شده و قرار است به جنوب کشور منتقل شود. چون رییس شرکت برشنا نه از روی شایستگی و درایت که بر اساس رعایت ترکیب قومی در ساختار این اداره، مقرر شده، بناءً مرزبندیهای قومی به او اجازه نمیدهد که لین برق مذکور را از منطقهیی بگذراند که بهلحاظ قومی از او جداست. همینطور از وزیر انرژی و آب گرفته تا وزارت مالیه و حتا خود رییسجمهور. این ذهنیت تنها در مقامات دولتی و حکومتی خلاصه نمیشود، در رگرگ این جامعه جریان دارد. این ذهنیت با ترقی و آبادانی در ستیز است. این ذهنیت مانع انجام درست کارها میشود و منابع و فرصتها را یکی پی دیگر از بین میبرد. زمان آبادی مملکت را طولانی و هزینهی آبادی را چندبرابر میکند.
بهسازی ذهنیت جمعی سرعت ترقی را بیشتر میکند و از ویرانیهای احتمالی هم جلوگیری میکند. جامعهی افغانستان بهلحاظ ذهنی، هرچه بهتر و بیشتر آمادهی کار و تلاش باشد، به همان اندازه بستر برای شگوفایی فراهم است. اما با دریغ و درد، حکومت هیچ برنامهیی در این راستا ندارد.
ذهنهای ویران شده را از نو بسازید، در غیر آن ممکن است قصرهای ویرانشده را که امروز آباد میکنید، فردا دوباره بهدست خود ما ویران شود. میدانم با نسل فعلی حکومت ناممکن است، اما این اتفاق بالآخره باید بیافتد.
ذهنهای ویران را چهوقت بازسازی کنیم؟
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه