به اطلاع عموم دانشجویان دانشگاههای کابل رسانیده میشود که السلام علیکم و رحمتهالله و برکاته! والیکم بر سلام و رحمتهالله و برکاته!
اما بعد؛ طوریکه در جریان هستید، اینبار نیروهای محافظتی در دروازهی دانشگاه پولیتکنیک دانشجویان را اذیت کرده و حتا بهروی دانشجویان گلوله شلیک کرده. وزار تحصیلات عالی سالهاست بهخاطر این کارها به اندیشه شده و در چُرت عمیق فرورفته است.
دانشجویان گرامی، هر سال و هر باری که نیروهای پولیس به بهانههای مختلف برای شما مزاحمت ایجاد میکند، شما را اذیت کرده یا لتوکوب میکند، انگار سمندر سیاه بر فرق وزارت تحصیلات عالی میریزد. نمیدانم میتوانید ما را درک کنید یا خیر؟ دانشجویان عزیز، گلولهیی که دو روز پیش از تفنگ یا تفنگچهی قوماندان یا سربازانش شلیک و به دست شما اصابت کرده، باور کنید بعد از اینکه به دست شما اصابت کرد، به قلب وزارت هم اصابت کرده. از این بابت متاسفیم.
دانشجویان عزیز و محصلین نهایت عزیز! میدانیم تاسف واژهی کوچک برای پنهان کردن دروغها و تظاهر همدردی است، اما باور کنید کاری از دست ما ساخته نیست. هزار بار برای وزارت داخله نامه فرستادهایم که برای محافظت از دانشگاههای کشور، بهترین سربازان را انتخاب کنید تا اگر چرس زدند، ادب را فراموش نکنند. اگر روزه گرفتند تیزاب قومگراییشان زیاد نشوند. اگر هزاره دیدند، جهاد به یادشان نیاید. اما چهکار کنیم، این مملکت تا گلو در فساد غرق است. بهجای اینکه سرباز و قوماندان خوب برای ما بفرستد، نامهها و سفارشنامههای بزرگان مملکت را برای میفرستد که از وزارت داخله خواستهاند پسران ماما و خالهزادههایشان را آنجا بگمارند.
دانشجویان عزیز! وزارت تحصیلات عالی در ادامهی تعهدهای وزارتیاش به دانشجویان، یک بار دیگر از شما میخواهد یک جایی نشسته و خوب فکر کنید. فکر کنید اگر همین سربازان نبود، حتماً سربازان دیگری بهجایشان بود. اگر آن سربازان بهجای کلاشینکوف، محصلین را با راکت میزدند، باز چه؟ میبینید که در تمام گزینهها خطر وجود دارد. فرض کنید قوماندان دروازهی دانشگاه پولیتکنیک برکنار و به سارنوالی معرفی شد، ما مجبوریم یک قوماندان دیگر برای دروازهی این دانشگاه ببریم. چه تضمینی وجود دارد که قوماندان جدید نابابتر از سابق نباشد؟
محصلین نهایت عزیز! وزارت امور داخله شماری از افراد مغرض را برکنار کرده، البته ما مطمئن نیستیم که آنها را بهخاطر آن رفتار زشت و غیرقانونیشان محاکمه کند. چرا که روند کار در افغانستان این است که از یک اداره اگر برکنار کرد، در ادارهی دیگر دوباره انستال میکند. فلهذا از همین ابتدای کار گفته باشیم که از این بهبعدش به ما مربوط نمیشود. جا دارد از آن عزیزان برکنارشده خواهش کنیم که لطفاً لطفاً یک کمی متوجه باشید. حالا دیگر دورهی پادشاهی امیرعبدالرحمن خان یا حکومت مجاهدین نیست که شما فلم بازی کنید و کسی حرف نزند. بهخدا خود اشرفغنی نمیتواند این قدر گستاخ باشد، شما که یک سرباز و یک قومانداناید.
و حرف آخر، دانشجویان گرامی! ما قول داده نمیتوانیم که سربازان و قوماندانهای جدیدی که جای آن عزیزان پررو را میگیرند، با شما آنگونه که شایسته است، رفتار کنند. خودتان میدانید که حس بدبینی و خود برتربینی در رگرگ شهروندان این کشور جاری است. بههمین خاطر معلوم نیست این اتفاق دوباره کی تکرار میشود و شدت آن چهقدر است؟ معلوم نیست دفعهی دیگر مرمی به کجایتان اصابت میکند. معلوم نیست دفعهی بعد بینیهای پُچُق شما چند درصد این برادران را وسوسه میکند که شلیک کنند. بههمین خاطر از آن عده دانشجویان عزیز که بینیشان پُچُق است، خواهش میکنیم یک کمی سرمایهگذاری کنید. ارتفاع بینی خویش را بلند ببرید. اگر فکر میکنید ممکن نیست، ما بسیار عاجزانه از شما خواهش میکنیم هنگام گشتوگذار در محیط و اطراف دانشگاه، بینیهایتان را در جیبتان بگذارید. مبادا شیطان درونی تفنگبدستان آنها را وسوسه کند و دوباره همهیمان را به عذاب گرفتار کنند.
در ختم تمام حرفها، وزارت تحصیلات عالی با تمام وجود از بینیهای پُچُق شما معذرت میخواهد. ما شرمندهایم! انسانیت در بینی نیست، انسانیت از رفتار انسانی و عاقلانه ثابت میشود. شما ثابت کردید که انسانی رفتار میکنید. ما صدقهی شما و آن عضلهی پُچُق شما برویم. از ما به کرم خویش قبول بفرمایید. ای به روح آن شیادی که آمد آدمها را بر اساس فُرم بینی دستهبندی کرد، ما این بینی بلندی که هوای انسانی تنفس نکند و همواره گاز قومیت و فاشیزم بیرون دهد را چه کنیم؟
اطلاعیهی وزارت تحصیلات عالی
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه