پولیس چند روز قبل یک رنجر پولیس را دستگیر کرد که داخل آن یک قوماندان گرانپایهی طالبان، مقداری مهمات برای سوختاندن دل وطن، چند سرباز پولیس بود. آن رنجر پولیس از آقای خلیل اندرابی بود، آقای خلیل اندرابی قوماندان امنیهی ولایت میدان وردک بود. حالا حکومت وحدت ملی با استفاده از همین فرصت، آقای اندرابی را به سارنوالی معرفی کرده. گویا که آقای اندرابی مقصر است.
به نقل از دوستان نزدیک آقای اندرابی که همه فعال حقوق بشر، آزادی بیان و مدنیاند، محترم خلیل اندرابی یک شخصیت دلسوز است که در تمام سالهای حضورش –چه در چوکات دولت، چه در بیرون از چوکات دولت- دل مردم را سوزانده و حتا یک ثانیه هم دریغ نکرده که اگر تعداد دلهایی که بهدست او سوخته را حساب کنیم، مطمئناً نمیتوانیم حساب کنیم و مثل شمردن ستارههای آسمان، از پیش ما گدود خواهد شد. او تحصیلات عالی دارد و از اخلاق بسیار نیکو برخوردار است. بسیار جوانمرد است. در حقیقت انتقال قوماندانها و فرماندهان طالب از جنوب به شمال، از شمال به شرق، از شرق به غرب و از غرب به جنوب، نشانهیی از اخلاق نیکو و برخورد جوانمردانهی وی میباشد که حتا از دشمنان خویش هم دریغ نمیکند. اما افسوس که گرگهای انساننما در کابل برای او دسیسه کردند و چهرهی ملی او را مخدوش نمودند. گذشتهی او مثل آیینه شفاف است و اگر شما به گذشتهی او بنگرید، دقیقاً خود را میبینید که در حال خدمت به خاک است و خاک را قوی میکند. شجاعت آقای اندرابی را در هیچ فرمانده جهادی، هیچ آمر و قوماندان وزارت داخله و حتا در هیچ فرمانده طالبان و داعش نمیبینید. مطمئناً اگر او را در جنگلهای پُر از شیر و پلنگ آفریقا، تکوتنها ایلا کنی، در یک هفته کل جنگل را از وجود حیوانات وحشی پاک میکند و اگر در یک بحر پر از نهنگ ایلا کنی، به اطمینان گفته میتوانم که نسل نهنگ را منقرض میکند. آقای اندرابی برعکس سایر مقامات هیچگاهی به اندوختن زر رو نیاورد. همیشه یک آدم قانع بود. اگر یادتان مانده باشد طالبان وقتی بر پوستههای امنیتی در ولسوالی جلریز حمله کردند و سربازان پولیس را در آن پوستهها آتش زدند، مبایل آقای اندرابی خاموش بود. آن روز مبایل آقای اندرابی از بس کهنه بود، خودبهخود خاموش شده بود. اما ایشان خم به ابرو نیاورد و در همان حال هم شکر خدای را بهجا کرد و گفت: خدایا من به این مبایل خاموش خود قانعم، تو هم از این قوماندان خاموش خویش قانع باش.
حالا این حکومت وحدت ملی که اکنون از نظر دوستان آقای اندرابی حکومت وحشت ملی شده، پروندهی آقای اندرابی را به سارنوالی داده تا بررسی کند. سارنوالی را هم که خودتان خبر دارید که چه رقم است. یک دفعه دیدی که در جریان بررسی پروندهی خلیل اندرابی متوجه شدند که او نهتنها در فاجعهی جلریز مبایلش را خاموش کرد و اجازه داد آن فاجعه در چندکیلومتری دفتر او اتفاق بیافتد، نهتنها مقامات طالبان را اینطرف و آنطرف چکر میبرده که در سقوط قندوز هم دست دارد. پایههای برق را هم او چپه کرده و اگر روزی گذرش به هرات افتد، هیچ شکی نیست که به بهانهی آببازی در بند سلما، کار این بند را نیز تمام کند. اما همانطوری که در گذشتهها هیچ چیزی بعید نبوده، اینبار هم ممکن سارنوالی به هیچ چیزی دست نیابد و در آخر از آقای اندرابی معذرت هم بخواهد.
ما روی احتمال گپ نمیزنیم. در مورد کار سارنوالی و نهادهای تحقیقاتی بعداً گپ خواهیم زد. فعلاً آنچه مهم است این است که یک فرد دلسوز که دلهای بیشماری از هموطنان خویش را سوزانده به خیانت به نظام و همکاری با دشمن متهم است. از سوی دیگر همه میدانیم که ادارات کابل پر از نمایندههای طالبان است، احتمال دارد همین طالبان بند مانده در حکومت، به پاس قدردانی از خدمات آقای اندرابی به طالبان، او را صحیح و سالم از این معرکه بیرون بیاورند. (ببخشید از احتمال دوباره، نمیشود، بهخدا نمیشود. از بس همهچیز گدوده، آدم سر قول خود مانده نمیتواند.)
البته یک گپ دیگر هم وجود دارد و آن این است که ما به عنعنات و رواجهای خود بسیار پابند هستیم. طبق عنعناتی که در حکومت وحدت ملی ایجاد شده، بهتر است آقای اندرابی به کدام کشور سفیر مقرر شود و برود پی کارش. چرا ناحق هم سارنوالی را سرگردان میکند هم خود او را و هم دوستان آقای اندرابی را. دیگران که خیانت کردند، رفتند سفیر شدند. خلیل اندرابی چیز خرِ قاضی را اذیت کرده که بعد از خیانت، سفیر نشود؟! مقرر کنید خلاص!
مقرر کنید خلاص!
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه