هادی دریابی
از کرامات روزهایی که عزای ملی اعلام میشود و اختصاصاً از عزای ملی دیروز، میتوان چندنکته را از زیر آوار این عزا بیرون کشید.
1- ما که هیچوقت فارغ از افتخار نبودیم و نخواهیم بود، عزای ملی خویش را جشن گرفتیم. به باور چندشخص مشهور کشور، برپا کردن عزای ملی، هم برای اعضای عزادار خوب است و هم برای آن عده تکتیرهایی که دو نشان را همزمان میزنند! زمین در بدخشان لغزید و براساس آمار توحید ناشده، حداکثر بیشتر از 2700 نفر را زیر گرفت و به سیاهی تمام نشاند. متعاقباً، مقامهای دولت برای دلجویی و کمک به آسیبدیدگان و بازماندگان این حادثه، تا بدخشان شتافتند. روی جایی که از طرف مقامات عالیرتبه گور دستهجمعی نامگذاری شده بود، قالین انداختند و بعد از نماز جنازه، شروع به گرفتن عکس یادگاری کردند (برای اینکه عکسشان قشنگ بیاید، همه خندیدند و عطر پاشیدند. روایت است که پیش از عکس انداختن، اگر عطر بزنیم، عکس خیلی زیبا میآید، حتا اگر عکاس یک شخص نابلد مثل وزیر محترم زراعت و یکی از مشاوران رییس جمهور باشد). با کمال تأسف، باید گفت که در افغانستان، ظرفیتهای نخبه در حدی است که زمین و زمان یکجا میلغزند! کوه لغزید و قربانی گرفت. عموم مردم از این حادثه متأثر شدند و برای غمشریکی به وحدت غلو کردن رسیدند. یکی گفت، من برای هر وجب زمین لغزیده، بنا به بالا بودن قیمت زمین و شدید بودن تأثر این حادثه، سه بسوه غمگینم. دیگری اغراق کرد و گفت که من تمام استخوانم از این حادثه آتش گرفت و دلم خاکستر شد، اما یک نسواری بدبخت، خاکستر دلم را برای درست کردن نصوار تقاضا مینماید؛ حالا ماندهام که خاکستر قلبم را به او بدهم یا نه؟ عقلم هم کار نمیکند، چون در این حادثه، تحت جذر قرار گرفته. دوستان لطفاً از نظرات نیکتان محرومم نسازید! لطفاً!
2- آمار تلفات این حادثه بهشدت متفاوت است. یکی از مقامهای نسبتاً مرتبط به کمیتهی ملی مبارزه با حوادث میگوید که شمار قربانیان بین 250 تا 350 نفر است، اما یکی دیگر از آدرس والی بدخشان، آن را بیشتر از 2500 نفر ارائه میکند. این هم از برکات روز عزای ملی است. اگر چنین نیست، شما را به تعریف پارلمان و شهرداری کابل در روز عزای ملی دعوت میکنم. پارلمان جایی است که 52 نفر از مجموع اعضای 249 نفری آن، از مجلس بیرون شده و در جوار شهرداری کابل، دست به تحصن بزنند. تحصن در لغت به معنای این سوال است که چرا شهردار کابل، محمد یونس نواندیش نام دارد؟ میباشد، اما در اصطلاح، تحصن به آن شهرداری گفته میشود که که مرد مردانه در پروژههای بازسازی، اختلاس کرده باشد و زمینهای رقم رقم را غصب کرده باشد. یا به عبارت سادهتر، تحصن به آن شهرداری گفته میشود که همهچیز را مثل بولانی نوش جان بکند و یک عاروق شکرانه هم صادر کند! تعریف شهردای کابل: شهرداری در لغت به معنای شهردار مبتکر است که براساس خبرها، کارمندان خویش را بهزور روی سرک برای مظاهره کردن بکشاند و در اصطلاح، به تشکیلاتی گفته میشود که قانون اساسی آن را خانهی ملت خوانده است، این در حالی است که در یکی از دورههای قبلی، ملالی جویا گفته بود که پارلمان نه خانهی ملت است، نه جای اعتراض بر شهرداری، بل برای من، مجهول است که اینجا طویله نباشد؟ البته چون ایشان مطمئن نبوده که پارلمان طویله است یا خیر؟ ما از خیر این تعریف میگذریم و به تعریف دیگر شهرداری رو میآوریم. تعریف دیگر شهرداری: شهرداری محترم کابل به آن خاینان اطلاق میشود که قسم خورده دست از توطئه علیه آقای شاروال برندارند. البته این خاینان که جایشان در عاقبت جهنم خواهد بود، فعلاً هرکدام یک چوکی در پارلمان و مجموعاً چند خیمه در نزدیک ساختمان شهرداری دارند + خانهها و املاک شخصی، که ممکن است در حصول آنها، از بعضی وزیران کمک گرفته باشند.
3- اگر متوجه شده باشید، بنده گفتم که هم زمین ما لغزید و هم زمان ما! لغزیدن زمان به این معناست که مقام محترم ریاست جمهوری باید یک کمیسیون جدید تشکیل کند تحت عنوان «کمیسیون حل اختلافات پارلمان و شهرداری، توحید آمار و ارقام قربانیان ارگوی بدخشان و تقدیر مقاماتی که بر گور قربانیان خندیدند و عکس گرفتند». اما چه کنیم که صدای ما به گوش کسی نمیرسد! شاید برای جلوگیری از رفتن انتخابات به دور دوم، یکی از راههای کاهش تبعات این جلوگیری، همین قایمموشکبازیهای پارلمان و شهرداری باشد. شاید هم این وکیلان شایسته میخواهند ثابت کنند که اعمال فشار نه تنها در خانهی ملت، بلکه در خانهی خود شهردار هم از جملهی حقوق قانونی نمایندگان مجلس است!
4- اصلاً من چرا اینها را نوشتم؟
خبرنگار ناراضی
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه