از بس‌که بز زیاد شده، قصابم آرزوست

هادی دریابی

انتظار داشتم وقتی روز انتخابات غروب می‌کند، از لبان سیاسیون و دست اندرکاران انتخابات (منظورم آن عده از کارمندان انتخابات است که در کنار بی‌طرفی کامل خویش، عزم تقلب به‌نفع کاکا بکنند. متشکرم!) دموکراسی بچکد، اما نچکید. کارشناسان دلیل این خشکی چکیدن دموکراسی از لب‌ها را، غلطی عزیزان می‌پندارند. مثلاً وقتی امرخیل عزیز متوجه شده که ضیاالحق بدنش بالا رفته، ‌چند‌صندوق ناچیز را می‌خواسته به سروبی انتقال بدهد (ظاهراً) اما با ممانعت یک عزیز دیگر روبه‌رو می‌شود و جا دارد که نام آن عزیز را فرمانده ظاهر ظاهر بخوانیم. اما همه تجربه داریم که همیشه انتظارات آدم برآورده نمی‌شوند. اگر یادتان باشد، وقتی دولت موقت شکل گرفت و به تعقیب آن دو دوره‌ی ریاست جمهوری کرزی به وقوع پیوست، عده‌‌ای از ما خوش‌باوران بر این آرزو شدیم که طالبان ریشه‌کن شوند، اما نشدند. دلیل آن این است که طالبان ریشه در سنگ دوانیده و سنگ‌ها تا سرحد مرگ از ریشه‌های دوانده شده در خویشتن خویش، حراست می‌کنند. توجه کنید به فرمایشات جناب وزیر داخله! وقتی وزیر داخله، اتهام تقلب به دست امرخیل را از ریشه رد کند، یعنی حتا اگر خود بحران خدمت وزیر داخله تشریف ببرد و شعر ذیل را به خوانش بگیرد، بازهم حق با وزیر امور داخله است.

بحران می‌فرماید:

من آمده‌ام که باز فریاد کنم
صندوق ببرم نتیجه برباد کنم
من آمده‌ام که راه حق کور شود
ذکر لب عاشقان من گور شود
من آمده‌ام که کارت من تیغ شود
هر کش نفس دماغ من جیغ شود
من جیغ بکشم و باد عالم برود
این فرضیه بر تمام آدم برود
آدم چو شود بز خرابش می‌کنم
یعنی معرفی با قصابش می‌کنم
اشعار بالا را با صدای دل‌نشین نذیر خارا تلاوت کنید. در قسمت حق، این حق افغانستان نیست که بگوییم حقی وجود دارد یا ندارد. شما به مدت زمان تصویب قانون منع پول‌شویی توجه کنید. چرا این قانون این‌قدر دیر تصویب شد؟ چرا باید بعد از دریافت اخطاریه از سوی کشورها و نهادهای خارجی ‌تصویب شود؟ جواب این سوال‌ها را می‌توان از غیبت و غیر‌حاضری وکلا دریافت. اگر بخواهیم غیبت وکلای پارلمان را موشگافی کنیم، باید حد‌اقل یک دوره‌ی دیگر انتخابات برگزار کنیم و در بند پای این وکلا یک جی‌پی‌اس بند کنیم و بعد بنشینیم و تماشا کنیم که وکلای مذکور کجا کجا می‌روند. البته می‌توان از زوایای متفاوت این غیبت‌ها را بررسی کرد. مثلاً ‌تعداد زیادی از وکلا، از جمله‌ی کسانی اند که بیش‌ترین ضرر را از تصویب، توشیح و تنفیذ این قانون متحمل می‌شوند. در این حالت، عقل سلیم در بدن سالم است و چنین حکم می‌فرماید که نباید پا را در جایی گذاشت که بوی خطر بیاید. جا دارد که فکر کنیم، ممکن است همین حالا وقت نماز باشد یا ممکن است چند‌ساعت و دقیقه‌ی دیگر، ملا آذان بفرماید و امت، گروه گروه در صف‌های نماز بایستند و بعد از ادای نماز، حتا در ذهن مبارک خطور نکند که همین اکنون نماز خوانده. بدین مناسبت است که انتخابات یک روند پیچیده است. شرکت کردن مردم و رای دادن، هیچ پیچیدگی ندارد. باری یکی از هم‌وطنان نازنیم که امیدوارم تا حالا حاجی شده باشد، می‌گفت که مهم نیست که رای می‌دهد و که رای نمی‌دهد؛ مهم این است که چه‌کسی رای را حساب می‌کند. البته این سخنان را پیش از برگزاری دور اول انتخابات سوم می‌گفت‌ و حالا که به لطف تقلب و تخلف و هرچه که بود، ما دور دوم انتخابات سوم را پشت سر گذراندیم، نمایندگان تیم تحول و تداوم از خوش‌بینی به نتیجه در پوست خود نمی‌گنجند و مدام در پوست تیم اصلاحات و هم‌گرایی می‌درآیند. مثلاً وقتی داکتر عبدالله می‌فرماید که نسبت به امرخیل، اعتماد ندارد و باید وظیفه‌ی این آقای غیر‌قابل اعتماد ‌به حالت تعلیق درآید، تیم تحول و تداوم از عبدالله عبدالله می‌خواهد که محترما! ما جدیداً از شما خواهش می‌کنیم که نتیجه هرچه بود، باید مورد قبول باشد. مثل این می‌ماند که من بگویم رییس جمهور ما حامد کرزی است و حامد کرزی از میان میوه‌ها، انرژی درینک کاراباو را دوست دارد. یکی دیگر که حریف من است، بیاید و بگوید که ما از جناب شما تقاضا داریم که حرف‌های رییس کمیسیون مستقل انتخابات را به‌صورت هیجایی خوانده و به روح مرحوم حاجی دیوگن صلواتی بفرستید! آخر این چه ربطی دارد؟ این‌جاست که شعر مولانا به میدان می‌آید:

از بس‌که بز زیاد شده، قصابم آرزوست
یک جام مرگ میان رخت‌خوابم آرزوست

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه