به نقل از ادارهی مرکزی آمار کشور، رشد اقتصادی افغانستان در سال 1392 چهار درصد کاهش داشته است. این یعنی به نظر من، هرکسی که تقلب کند، خر است، سگ است، گاو بیتربیت است. دانشمندان علت این کاهش را، کاهش تولید داخلی میپندارند. من به این پنداشت دانشمندان از صمیم قلب احترام دارم، اما یک نکته را از کمیسیون محترم تولیدات داخلی سوال میکنم و آن اینکه، چرا تولیدات داخلی کاهش یافته است؟ اگر کمیسیون محترم تولیدات داخلی از دادن جواب عاجز است، من خودم به ارائهی جواب مبادرت میورزم. دوست دارم جوابهایم را با موتر انتقال بدهم. برای اینکه این انتقال مسالمتآمیز باشد، از جنرال ظاهر ظاهر خواهشمندم که راه مرا نگیرد و بگذارد بنده کارم را بکنم. صلوات!
اینکه گفتم هرکسی تقلب کند، مجموعهای از حیوانات است، نیاز به کمی شرح دارد. «کسی که تقلب کند، خر است». این سخن میرساند که قانون و اخلاق و وجدان و مجموعهای از ارزشهای بازدارندهی آدمی از تقلب، به ما حکم میکند که تقلب نکنیم. کسی که قانون، اخلاق، وجدان و سایر عوامل بازدارنده از تقلب را نداشته باشد، خر است. شما دیدهاید خر قانون داشته باشد؟ مثلاً خر مکلف باشد که در هنگام انتخابات، تا میتواند بهنفع نامزد مورد نظر صاحبش کار کند؟ نخیر! به حنای لاجواب قسم که ندارد و هیچ خری تابهحال این تابو را نشکسته است. البته جای افتخار است که خران افغانستان این قدر شعور و وجدان پیدا کنند و بهنفع تیم مورد حمایت صاحبشان کار کنند، ولی ممکن نیست. علم منطق میگوید که «خر قانون را نمیشناسد، آدم متقلب قانون را نمیشناسد، پس هردو خر است». اگر این سوال پیدا شده باشد که چرا نمیگویید، «خر قانون نمیشناسد، آدم متقلب قانون نمیشناسد، پس خر آدم متقلب است»؛ باید خدمتتان عرض کنم که در این زمینه اولویت به حضرت خر داده میشود.
وقتی گفته شود که «هرکسی که تقلب کند، سگ است»، به این معناست که سگ وفادار است. سگ حاضر است به خاطر صاحبش نه تنها تقلب کند، که بعد از تقلب اعلام تقلب هم بکند. یکی از شیوههای جدید اعلام تقلب این است که شخص متقلب، بعد از تقلب یادش برود تقلب کرده است. در این صورت، وی با شوق و کرشمهی سیاسی، میرود روی پردهی تلویزیون ظاهر میشود و از کرامات شیخ خویش سخن به پرده میآورد. به این بیت توجه کنید:
خوشا آندم که وکیل میشوم من
سوی بوتل رنگ کیل میشوم من
دوبار و چند و چندبار من دهم رای
به جای خود و جای آن گلالی
حالا به آماری که از طرف کمیسیون رسیدگی به شکایتهای بیرون درز کرده، توجه کنید. این کمیسیون میگوید، بیش از دو هزار شکایت را دریافت کرده که بیشتر آن متوجه کارمندان کمیسیون انتخابات میباشند. بعد همان وکیلانی که دو انگشتشان رنگ شده را در نظر بگیرید، خود متوجه میشوید که بعضی کارمندان کمیسیون انتخابات باید مورد شکایت قرار بگیرند. این احتمال که این افراد دو انگشت رنگی یک لحظهی عمر خویش را غفلت کرده باشند و تقلب کرده باشند نیز وجود دارد. اگر اینگونه باشد، شرایط فوق بر این وکیلان وارد اند. (خدا او دنیایش را خوب کند).
وقتی گفته میشود که «متقلب گاو بیتربیت است»، به این معناست که عزیز من! کسانی که سن 18 سالگی را تکمیل نکرده باشند، حق رای دادن ندارند. «استعملوالرای ولو باالخوست»، این روایت را میرساند که رای دادن چقدر مهم است. فرض میگیرم که شما طرفدار اشرف غنی باشید، عایا اگر کسی به اشرف غنی رای ندهد، اشرف غنی رییس جمهور میشود؟ البته که نه! بهخصوص در کشور ما که آرای مردم خیلی عزیز و مهربان حساب میشود. درست که روایت بالا از زمان قدیم مانده و به ما نشان میدهد که باید حتما رای بدهیم، اما چون گفته باالخوست، به این معنا نیست که در خوست هر اتفاقی افتاد، ما قبول کنیم. هر فرد بالغ خوست، هم زن هم مرد، حق دارد به هرکسی که خواسته باشد، رای بدهد. ولی هیچ خوستیای حق ندارد به یک نفر دیگر اجازه بدهد که وقتی مجموع نفوس خوست به صورت فرضی 10 نفر باشد، آرای ولایت خوست را 20 نفر حساب کند. چرا؟ چون تمام کار و برنامهها روزی قانونی خواهند شد و آن روز، خوستیهای عزیز ما شرمنده خواهند شد. شرمنده از اینکه تقلب در ولایت خوست انجام شده و هیچ خوستیای بر آن اعتراض نکرده. ممکن است حتا یک نفر از خوست در تقلب سهم نداشته باشد، اما متقلبان با آبروی خوست بازی کرده باشند. از همینرو، هرکسی که تقلب کرده باشد، سگ است، خر است، خیلی گاو بیتربیت است، حتا اگر وکیلی این کار را کرده باشد.
اجماعاً صلوات!!!