مدتی است یاران باوفای قدرت در صدد تحمیق مردم اند. شما دو روز بعد از 22 جوزا را در نظر بگیرید، در آن روز فرمانده پولیس کابل، موترهای منسوب به ضیاالحق امرخیل را متوقف کرد و ادعا کرد که آقای امرخیل، به عنوان یکی از مقامهای ارشد و صاحب صلاحیت کمیسیون مستقل انتخابات، تصمیم داشت که بهصورت غیرقانونی و دور از چشم پولیس و نیروهای امنیتی، برگههای رایدهی را به ولسوالی سروبی انتقال داده و بهنفع نامزد خاص که همانا اشرف غنی بابا میباشد، تقلب کند. وزیر امور داخله به عنوان مقام ارشدتر از فرمانده پولیس کابل، این مسئله را یک سوء تفاهم خواند و بر اصل قضیه چوف کرد. یوسف نورستانی نیز ادعای فرمانده پولیس را بیاساس خواند و از شخص امرخیل به دفاع پرداخت. اما خود امرخیل اذعان داشت که سروبی یک ولسوالی است که در آن برگههای رایدهی کم شده بود و مردم به این خاطر به تظاهرات پرداخته بودند. وی قصد داشت به این مشکل رسیدگی کند. سپس این روز به پایان رسید و شب بر همه مستولی شد.
عدهی زیادی از یاران قدرت، شب را با تشویش به سر رساندند و عدهای هم از سرخوشی و به مراد رسیدن، فکر کنم آن شب، خواب دیده باشند که در بهشت هستند و با حوران و غلمان، قابهای پر از دانهی انار به دست و شوخیکنان، دانهی انار میخورند. اما شب، شب است. روایت است که شب حتا در دوران گوگسافیزون شب بوده و خیلی نامرد. شب برای آنهایی که سرانجامی برای انتخابات نقشه کرده بودند، بسیار زود صبح شد و برای آنهاییکه گزارشهای ناجور شنیده بودند، بسیار دیر صبح شد. نامردی شب هم در همینجای سخن است، نه در سیاهی و کوردلی آن! تازه سه روز از انتخابات گذشته بود که دکتر عبدالله، ناظران خویش را به مراکز ستادهای انتخاباتی خویش فراخواند و کمیسیون مستقل انتخابات را تک و تنها در میدان گذاشت. عدهای فکر میکردند این کار آقای عبدالله، کمیسیون مستقل انتخابات را بیشتر از پیش مستقل خواهد کرد. باور کنید من تازه دست و رویم را شسته بودم که ستاد انتخاباتی اصلاحات و همگرایی، ادعا کرد که به اسنادی مبنی بر تقلب گسترده و سازماندهی شدهای بهدست مقامهای کمیسیون مستقل انتخابات دست یافته است و اگر حکومت و کمیسیون مستقل انتخابات، آنچه را که این ستاد انتخاباتی میخواهد، قبول نکند، آن را در اختیار رسانهها و مردم قرار خواهد داد. ظاهراً تبانی میان این ستاد انتخاباتی، حکومت و کمیسیون مستقل انتخابات شکل نگرفت و ستاد انتخاباتی آقای عبدالله عبدالله، نوار صوتیای که گفته میشود صدای مکالمهی آقای امرخیل با گماشتگان مورد نظر است را در رسانهها پخش و نشر کردند. قبل از پخش این نوار صوتی، ستاد اصلاحات و همگرایی هرچه بهسر و صورت خود زد و هرچه از کرزی و کمیسیون مستقل انتخابات خواستار سبکدوش کردن امرخیل از وظیفه شد، امرخیل نه سبکدوش شد، نه خاک! اما شبی که این نوار صوتی از یک ایستگاه تلویزیونی پخش شد، امرخیل صاحب فردایش استعفا کرد. خیلی عجولانه به رسانهها و از طریق رسانهها به مردم گفت که بدون کدام فشار استعفا میکند. با توجه به خصوصیات قدرتمدار مردم افغانستان، هیچکسی حاضر نیست بدون فشار، از کار و مقامش استعفا کند. ستاد اصلاحات و همگرایی ادعا کرد که اسناد دیگری هم دارد که نشان دهندهی مداخلهی افرادی غیر از امرخیل میباشند و اگر حکومت و کمیسیون مستقل انتخابات به خواستههای این ستاد رسیدگی نکنند، آنها را نیز در اختیار رسانهها قرار خواهد داد. خب! من از شما میپرسم که چرا بقیهی اسناد و بقیهی افراد شامل در تقلب نیز آشکار نشوند؟ چه رمزی در افشا نکردن و تهدید به افشا کردن وجود دارد که ما نمیفهمیم؟ چه کسانی غیر از امرخیل در تقلب دست دارند که آقای عبدالله افشا کردن آنها را به بیتوجهی مسئولان موکول کرده است؟ آقای عبدالله این اسناد را از کجا بهدست آورده؟ دولت چرا در مورد هردو طرف ساکت است؟ چرا دادستانی کل پا را پیش نمیگذارد؟ امرخیل نوار صوتی را جعلی فرض کرد، خیلیهای دیگر امکان جعل را صادر نمودند؛ اگر جعلی است، امنیت و دادستانی یا هر نهادی که مسئول بررسی است، چرا وارد عمل نمیشود؟ ستاد مدعی عبدالله عبدالله، از تقلب امرخیل سخن میگوید، اما حکومت و شخص رییس جمهور، استعفا کردن امرخیل را استقبال نموده و آن را گام ضروری برای بهسر رسیدن روند انتخابات قلمداد نمود. چرا؟
به نظر من، تمام این سوالها نشان میدهند که اربابان صاحب صلاحیت و صاحب نظر مملکت، همه در پی تحمیق مردم اند. تنها چیزی که مطرح است، قدرت و تبانی برای قدرت است. منافع ملی نزد این عالیجنابان، توتی هم نیارزد. اگر سازمان ملل و شخص رییس جمهور بتوانند یک معاملهی رضایتبخش میان هردو نامزد شکل بدهند، تمام داد و بیدادهای انتخاباتی و تقلب، خاموش میشوند و دموکراسی بیدموکراسی!