هواداران اصلاحات و همگرایی رفتند در خیمهی لویه جرگه، عکس کرزی را پایین نمودند و عکس عبدالله را بالا نمودند. برای درک این کنش، باید معلومات تاریخی خویش را کمی شور بدهیم. اگر در تاریخ کمی شنا کنیم، یا کدام تونل بزنیم، میبینیم که تاریخ، مجموعهی روایتهایی از پایین و بالا شدنهاست. یک وقت چنگیز خیلی پایین بود. مرتیکه تلاش کرد، تلاش کرد تا خود را بالا کشید. هنگامی که خیلی بالا شد، یک دفعه با ملت پایینمیکند افغانستان برخورد. آن وقت بدون معطلی چنگیز را پایین نمودند؛ چون در آن زمان، جان کری هنوز درک نداشت.
اصلاً لازم نیست این قدر عمیق شنا کنیم. ما چندسال پیش هنگامی که مرحوم تیمور لنگ با مورچهها آشنا نشده بود، داشتیم خود را پایین میکردیم. اما یک جرقه از بالا نمودن توسط یک مورچهی مبتلا به سرطان گرده در دل مبارک آقای تیمور لنگ ایجاد شد. از همان لحظه حضرت ایشان قسم خورد که تصمیم بگیرد خود و مردم خود را بالا کند. خب، بالا کرد دیگه.
بعد از بالا کردن، باید پایین میکرد. اگر پایین نمیکرد، قصهی تاریخ مفت میشد و امروز اکثر کارشناسان استدلال میکردند که علم تاریخ، در برهه و فرصت آقای تیمور که جایش در این بحث خالی است، از کار میافتاد. یعنی مجموعهای از روایات پایین و بالا شدنها نیست، بلکه یک سلسله اقدامات بالا کننده میباشد. حتا اگر از این قسمت هم بگذریم، میرسیم به حکومت مجاهدین! پیش از مجاهدین که یک نجیب بالا شده بود، ملت پایینمیکند ما تشخیص دادند که نجیب نباید بیشتر از این بالا باشد. او را پایین کردند و ربانی را بالا کردند. چون در این قسمت تاریخ ما نیاز به یک سلسله گدودیهای فراوان داشت، مجاهدین عزیز از هیچ تلاشی فروکش نکردند. آنقدر گدودی راه انداختند که تاریخ بهصورت کامل، معنایش را از دست داد. یعنی اصلاً معلوم نبود که چه کسی پایین میشود و چه کسی بالا! یک روز میدیدی که رحمتالله ولد سهیل مستغنی بالا شده، شبش میدیدی که او را پایین کرده، عبدالرحمان مسکونهی چاریکار را بالا کرده. دستشان درد نکند، حداقل تاریخ را در دوران خودشان بیمعنا کردند. تاریخ وقتی متوجه شد که هیچراهی برای فرار باقی نمانده، با خانواده و عیال خویش رفت خدمت طالبان. از طالبان با صد بدبختی و عذر و زاری تقاضا نمود که بیایید شما مراسم پایین کردن و بالا کردن خویش را به مردم عرضه نمایید تا از خشکسالیهای طبیعی جلوگیری شود. روایت است که طالبان اصلاً قبول نمیکرد. اما نمیفهمم چطور شد که یکشبه تصمیم گرفت که بکند. مثل مورچههای شیطان از گِرد و بر شروع کردند تا به کابل رسیدند و خوب و بد مملکت را پایین کردند. پیش از آن ساختمانهای بسیاری پایین شده بودند. سقفهای زیادی نیاز به پایین شدن داشتند که الحمدلله در اسرع وقت پایین شده بودند. خوب طالبان هم کم و کاستیهای پایینشدنیهای کابل را تکمیل نمودند. چیزهای مورد نیاز را بالا کردند. عربها را در افغانستان پایین کردند. دست به سویچ بالا زدند، همکاران جان کری در سپتامبر 2001 اقدام کردند که طالبان را پایین کنند. آمدند طالبان را پایین کردند. نمیشد که کسی را بالا نکند. کرزی را بالا کرد. شاید یادتان باشد که برای بالا کردن کرزی، تا بن رفتند. بعد از آن، کرزی تا حالا بالاست. بنابراین، ضرورت مبرم احساس میشود که کرزی را پایین کنیم. حداقل برای تاریخ!
دست طرفداران اصلاحات و همگرایی درد نکند. دیروز رفتند و کرزی را از لویه جرگه پایین نمودند. نه عزیزم! اصلاً بحث منطق و عقل نیست، چرا این بیچارهها را وسط میکشی؟ مگر منطق یا همین عقل بیشرف با تو چکار کرده؟ ها؟ پالان خرت را دزدیده؟ دست عمهات را شکسته؟ تجاوز جنسی نموده؟ چکار کرده؟ بگو! میدانم هیچکاری نکرده، بنابراین، خواهشاً پای این دو بدبخت بیچاره را وسط نکش! خوب میفهمی که روزهدارند. میدانم وقت پایین کردن کرزی فرارسیده، شاید توسط اشرف غنی، شاید توسط عبدالله و شاید این جمعه توسط جان کری!…
ما که الحمدلله جانکری را داریم. خداوند به برکت این ماه مبارک رمضان، به این جان کری آنقدر عمر بدهد تا هر وقتی مسئله به عدم سازش گرایید، ایشان لطف کنند روزهای جمعه بیایند و حل مشکل نمایند. همهی شما جان کری را میشناسید، اما بعضی خصوصیات وی را نمیدانید. جان کری برای من دقیقاً مثل بچهی فیلم میماند. اگر از او بخواهیم که برود در عراق گروه داعش را علیه حکومت نزدیک به ایران شکل بدهد، از توانش خارج نیست؛ او میتواند. اگر از وی بخواهیم که کدام چکر در کابل بیا و جنجال میان عبدالله و غنیشان را حل کن، میآید و حل میکند. حالا شما تا جمعه صبر کنید و این قدر حکومت موازی درست نکنید. حکومت موازی دروغ است، موازیها هیچوقت همدیگر را قطع نمیکنند، اما حکومت به اصطلاح موازی، شروع نشده، با حکومت دیگر، تقاطع ایجاد میکند. مثلاً اصلاً ممکن نیست که سینمای پامیر هم مربوط به این طرف باشد، هم مربوط به آن طرف! یا همین خوابگاه و دانشگاهی که تعطیل شده فعلاً…