دیروز جمعه بود. قرار است این روز را به نام روز جهانی «جان کری در افغانستان» نامگذاری نمایند. جان کری در یک تعریف خوشبینانه، عبارت از وزیر خارجهای میباشد که چندراهحل برای برونرفت از معضل انتخابات خدمت هردو ستاد، کمیسیون مستقل انتخابات و ارگ ارائه کرده است. هرچند از حرف حساب جان کری تا هنگام نوشتن این چندکلمه، هیچچیزی در اختیار مردم قرار نگرفته بود، اما راهحلها:
1- چند معیار قابل پذیرش ستادهای انتخاباتی مربوط و کمیسیونهای انتخاباتی و ارگ تعیین میکنیم و براساس آن هشت هزار صندوق رای را بازشماری و بررسی میکنیم و هر کاندیدایی که از دل این بررسیها پیروز برآمد، کاندیدای دیگر بدون هیچ مشکل و بهانهای آن را بپذیرد. خدا کند این کاندیدا حضرت صبغتالله مجددی باشد. فکر میکنید دور از امکان است که صبغتالله مجددی هم خودش را کاندیدا کرده باشد؟ وقتی این همه جنجال و گرفتاری دور از امکان نیست، کاندیداتوری حضرت هم بعید نیست.
2- هردو کاندیدا پیروز اعلام شوند. دو مقام مشابه و دارای عین صلاحیت و قدرت ایجاد شود. یک مقدار رای بررسی شود و هرکسی که از مجموع آرای بررسی شده، بیشترین رای را بهدست آورد، وی رییس جمهور اعلام شود و دیگری به مقام دوم برسد. یعنی ما این همه انگشت رنگ کردیم و از قضا همهی ما، انگشتان خویش را در عین سوراخ رنگ کردیم و حالا از یک سوراخ، دو مقام بیرون بیاید؟ من اگر جای جان کری بودم، مشخصاً میگفتم که «هفته هفت روز است. روزهای جمعه که تعطیل است. باقی میماند شش روز، شش را که میان دو نفر تقسیم کنیم، میرسد نفر سه روز. برای اینکه از شأن و شخصیت هیچیکی از دو داکتر کاندیدا و پیشتاز کم نشود، سه روز هفته را یکی ریاست جمهوری کند، سه روز دیگرش را دیگری! مونگ په دی وایو سیخکی راهحل!
3- اگر قرار باشد ک دو راهحل فوق عملی نباشند، راهحل سوم این است که حکومت موقت شکل بگیرد. حکومت موقت به چه معنا؟ به این معنا که مثلاً عمر داوودزی که از وزارت داخله چندان خوشش نمیآید، بیاید رییس جمهور انتخاب شود، صلاحالدین ربانی و داکتر صادق مدبر هم معاونانش. این سه نفر تا میتوانند زمینه و بستر یک انتخابات شفاف را برای رییس جمهور بدون بحران بعدی فراهم کنند. چنین پیشفرض میگیریم که دور بعدی انتخابات نه براساس رای مردم، بلکه براساس رای نمایندههای پارلمان باشد. یعنی رییس جمهور بعدی، توسط آرای وکلای پارلمان تعیین شود. این راهحل چندخوبی دارد: اول، نتیجهی انتخابات ریاست جمهوری، یکروزه معلوم میشود. دوم، از زحمت چاق کردن گوسفندان خلاص میشویم. سوم، البته ترس معاملات وکلای پارلمان در جهت منافع فردی، قویتر و برحقتر میشود. اما فکر کنم این راهحل مقبول درگاه حامد کرزی واقع شده باشد. شایعاتی مبنی بر گزینش قاضیالقضات در رأس حکومت موقت وجود داشت. حالا که قرار است عمر داوودزی انتخاب شود، بیچاره قاضیالقضات کسی است که بیشترین ضرر را در این انتخابات متقبل شده است. از طرف ما که تقبلالله…
راهحل چهارم که به نحوی گزینهی صفر میباشد نیز وجود دارد. این راهحل هرچند برای هیچمقامی در افغانستان گفته نشده، اما جاسوسان بینالمللی گفتهاند که مردم و دولت ایالات متحدهی امریکا حاضرند در صورت قبول نشدن راهحلهای فوق، راهحل چهارم را پیشکش کنند. این راهحل جالبترین راهحل تاریخ انتخابات ریاست جمهوری در سراسر دنیا میباشد. براساس این طرح، قرار است دولت امریکا، دولت جمهوری اسلامی امریکا اعلام شود. بعد کوشش شود که آقایان عبدالله و غنی براساس تفاهم تصمیم بگیرند که کدام یکی رییس جمهور جمهوری اسلامی افغانستان شود و کدامش رییس جمهور جمهوری اسلامی امریکا؟! اگر احیاناً تفاهمی در کار نبود، آن وقت همان راهحل وطنی خود ما که «شیر و خط» باشد، تعیین کنندهی رییسجمهوران این دو جمهوری اسلامی خواهد شد. سوالی که مطرح است، این است که «اگر احیاناً جنبشی مخالف این راهحل در امریکا شکل بگیرد و هر روز در واشنگتن سیدی تظاهرات نمایند، چه؟»، گفته شده که سوال خوبی است. ضمن اینکه از صاحب سوال تشکری شده، در جواب گفته شده ک این یک مشکل جدی نخواهد بود؛ چون آنها را با استدلال میتوان قناعت داد. مشکل اصلی افغانستان است که استدلال در افغانستان، رسماً از کار افتاده. حتا وقتی یکی از کودکان عزیز افغانستان در قبال مسئله یا موردی، سر لجاجت بگیرد، قانع شدنی نیست. خودم هم شامل این لیست هستم؛ نگویید آنچه را به دیگران میپسندی، به خود نمیپسندی!
تشکر جان!