رسانهها بعد از قوهی مقننه، مجریه و قضاییه بهعنوان رکن چهارم دولت/ جامعه تلقی میشوند. با گذشت زمان، تأثیر رسانهها بر زندگی اجتماعی همچنان در حال افزایش است. رسانهها بهدلیل نفوذی که بر جامعه دارند، میتوانند نقش بهسزایی در ایجاد صلح داشته باشند. در کنیا، رسانهها یکی از عناصر اصلی در طول انتخابات بودند. نقش رسانهها در ایجاد صلح یا ایجاد راهحل پایدار برای وقایع یا درگیریهای خاص بسیار اساسی شده است.
از آنجا که امکان استفاده از رسانهها برای بسیج تودهای در زمان جنگ وجود دارد، باید در ایجاد صلح سهم خود را ایفا کنند. طوریکه در کنیا نهادهای رسانهای تصمیم گرفتند انتخابات ۲۰۰۷ را طوری پوشش دهند که زمینهی مداخلات رسانه در روند صلح را فراهم کنند. برآیند کار نهادهای رسانهای تأثیر چشمگیر بر روند صلح بود و چون رسانههای کنیا در خدمت تشویق گفتوگو، مدارا و تعامل بین جوامع قرار گرفتند، تعارضات ذاتی را کاهش داده و صلح پایدار را ایجاد کردند.
رسانههای کنیا با تولید و نشر برنامههایی که حاوی اطلاعات دربارهی روشهای غیرخشن حل تعارض بودند و همچنین ساختن و نشر مستند که خطرات درگیری را نشان میدادند، در این روند سهم فعال گرفتند.
صاحبان رسانه تصمیم گرفتند تا رویکرد مشترک، عناوین مشترک، پخشهای مشترک، در همه رسانهها برای فروپاشی شورشها توزیع کنند. نهادهای رسانههای چاپی و رادیو و تلویزیون برنامههای مداخله صلح را با راهاندازی کاروانهای صلح سیار، بزرگان کیکوویو، بزرگان کامبا و برنامههای گفتوگوی رادیویی بزرگان لو را آغاز کردند که از طرف پاموجا افام در آرامکردن خشونت تأثیرگذار بود.
همچنین ابتکار روزنامهنگاران زن زیر عنوان «کارزار روبان سفید صلح» شال گردن و تی شرت با پیامهای صلح و سازش را برای عموم توزیع میکردند. سرانجام رسانهها نشرات برنامههای سیاستمداران، دعوت از تحلیلگران و در کل برای مدتی برنامههای گفتوگو را متوقف کردند.
شایان ذکر است که برنامههای مداخله در ایجاد صلح توسط رسانههای مخابراتی و چاپی بهویژه برای ایجاد صلح در کنیا در طول انتخابات ۲۰۰۷ کافی نبودند و گزینههای دیگری نیز وجود داشت که با کمک سیستم عاملهای مختلف رسانههای اجتماعی گنجانده شده بودند.
گروه مطالعات صلح و جنگ دانشگاه علم و صنعت کنیا طی یک پژوهش نقش رسانههای کنیایی در روند صلح را مطالعه کرده که برایند این پژوهش به شرح زیر است:
این مطالعه توصیه میکند که خانههای رسانه یک رویکرد مشترک برای گزارش تعارض را در پیش بگیرند. این امر بهمنظور کاهش اختلافات در پوششدهی به مناطق اختلاف و اجماع بهطور عینی با هدف تشویق به حل مسالمتآمیز برای امور موجود کمک خواهد کرد. آنها باید نگرش گزارشکردن آنچه میتواند باعث وحدت شود بهجای تقسیم مردم را پرورش دهند.
نقش رسانههای چاپی کنیا در برنامههای صلحسازی
یافتههای پژوهش گروه مطالعات صلح و جنگ دانشگاه علم و صنعت کنیا در مورد برنامههای رسانههای چاپی در صلح با یافتههای دیگران سازگار بود. یافتههای حاصل از مصاحبهها در این پژوهش نشان میداد که رسانههای قومی احتمالا درگیریها را دامن میزنند، میتوانند گزارش منفی از مخالفان سیاسی بدهند یا مشروعیت طرفداران مذاکرات صلحآمیز را پشتیبانی کنند.
در تاریخ ۳۰ دسامبر دولت کنیا پخش مستقیم یا هرگونه پوشش ضددولتی را بهطور رسمی ممنوع کرد. این بدان معنا بود که اخبار فقط در صورت «گذشتهای» گزارش میشدند. با کمبود بهروزرسانی رادیو و تلویزیون، تلفنها بهراحتی در حال پخش اطلاعات یا جنگهای ناگهانی در سراسر کشور بودند.
روزنامهها همچنین از پخش مستقیم استفاده کرده و تقریبا در فاصلهی دو ساعت چاپ روزنامه را آغاز کردند. در طی انتخابات ۲۰۰۷ در کنیا، رسانه چاپی نقش مثبتی در انتشار اطلاعات مربوط به روند انتخابات به رأیدهندگان داشت. در رسانه چاپی، روزنامه اخبار را در یک دیدگاه خاص قاب میکردند که میتوانست درک مسأله را در بین خوانندگان تغییر دهد. دلیل اصلی این قاب خاص ایجاد انگیزه در مطالعه تصاویر درگیری سیاسی این بود که عکسهای خبری یک برنامه بصری را تنظیم کنند که در یادآوری وقایع سیاسی تأثیر میگذارد.
با ممنوعیت استفاده از سایر رسانهها، رسانههای چاپی از طریق اعلامیهها، بروشورها و روزنامههای ناشناس رونق گرفتند و با کمبود جریان اطلاعات مقابله کردند. این ممنوعیت نتیجه مثبت داشت زیرا رسانههای چاپی در انتقاد از دولت در مورد تصمیم ممنوعکردن همتایان شا در رسانههای نشراتی، سازگار بودند. روزنامهها با چاپ سه نسخه از مقالههای خود در روز، در مرکز مبارزه با این ممنوعیت قرار گرفتند.
سه روزنامهی پیشگام در کنیا
با مطالعه بخشهایی از آمار مربوط به پاسخدهندگان اصلی از سه رسانه چاپی، بهشمول روزنامه ملت، روزنامه مردم و روزنامه استندرد آفریقای شرقی، این مدیران، ویراستاران، گزارشگران خبری، محققان و تحلیلگران رسانهها بودند که نقش اصلی تأثیرگذاری بر ایجاد صلح را داشتند. یافتههای پژوهش نشان میداد که سه روزنامه نمونهبرداریشده بیشترین تیراژ را در بزرگشهرهای کنیا دارند و بنابراین اخبار مربوط به آنچه در کنیا، منطقهای و بینالمللی اتفاق میافتاد، بهراحتی در دسترس بود.

محتوای اصلی انتشارات
محتوای اصلی که توسط سه روزنامهی ذکرشده نشر میشد، ۳۰ درصد اخبار، ۲۰ درصد موسیقی و سرگرمی، ۱۳ درصد برنامههای آموزشی، ۱۴ درصد موارد بهداشتی و ایدز، سه درصد مسائل امنیتی، هفت درصد مسائل مربوط به زنان بود، درحالیکه اخبار مربوط به کشاورزی/ بازرگانی، مسائل مذهبی و سیاسی روی هم ۱۴ درصد بود.
این بدان معناست که اخبار با بیشترین درصدی، بهعنوان محتوای اصلی نشرات روزنامهها بود که در جهت جذب مخاطبان در مناطق روستایی کنیا نقش جدی داشت اما محتواهای مختلف و نشر مطالب متفاوت توانست در تقویت صلح و مدیریت درگیری تأثیر داشته باشد.

تأثیر سه روزنامه
اولین تماس های آشتی و مذاکره از آنجا آغاز شد که سردبیر روزنامه ملت از کیباکی، سومین رییسجمهور کنیا که از دسامبر ۲۰۰۲ تا اپریل ۲۰۱۳ در مسند ریاستجمهوری بود و رایل که از ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۳ بهعنوان نخستوزیر کنیا ایفای وظیفه میکرد، پرسید: «چند نفر دیگر باید بمیرند، چه تعداد بیشتر باید نابود شوند تا اینکه به خود بیایید؟»
این مصاحبه و پرسش، رسانهای را به تصویر کشید که مسئولیت اجتماعی را با زیر سوال بردن مستقیم اخلاق مخالفان برجسته نشان داد. به دنبال این درک که رسانهها نمیتوانند بهسادگی عینی بمانند و بدون کمک به تلاش برای حل آن، منازعه را برجسته کنند. در نتیجه، صاحبان رسانه، در ارتباط با شهروندان نگران برای صلح، تغییر روش دادند و برنامههای آموزش صلح را آغاز کردند. این کار یک رسانه انسانی و میهنی را نشان داد، در مقابل یک رسانه عینی اما دور از ذهن بود. آنها دریافتند که تمرکز بر بازی سرزنش در برابر یک فاجعه انسانی، فقط میتواند باعث ایجاد نفرت، انتقام و طولانیشدن درگیری شود. هنگامیکه تیم ملی روزنامه-رادیو-تلویزیون کنیا (KNDRT) به کار خود ادامه میداد، مطبوعات روند صلح و سازش را با انتشار عباراتی مانند «سطح مخاطرات بالاست»، «جهان تماشا میکند» و این «یک مسابقه با زمان» بود، بسیار ظریف نشان دادند.
گذشته از این، طی سالهای گذشته، نظرسنجیهای پیدرپی ثابت کرده است که کنیاییها از رسانه بهعنوان معتبرترین نهاد استقبال میکنند. بنابراین تعجبآور نبود وقتی مردم طرف این رسانهها را گرفتند و از آنها حمایت كردند.
چنین عباراتی علاوه بر فشار بر مذاکرکنندگان برای یافتن یک راه حل سریع برای صلح، همه ناظران را نیز تحت فشار قرار میداد. چنین اولتیماتومهایی میتوانست منجر به توافق صلح متزلزل شود و بعدا درگیریهای جدیدی بر سر تقسیم قدرت ایجاد کند. انتظار میرفت که ژست صلح و سازش که در مصافحه توسط کیباکی و رایلا در تاریخ اول فبروی ۲۰۰۸ انجام شد، باعث خنثاشدن دوره قبل از خشم رسانهها و خشم عمومی در مورد چگونگی عدم موفقیت دولت در مدیریت درگیری شود. در این مرحله دوم از پوشش رسانهای خشونت پس از انتخابات است که میبینیم رسانهها زبان خود را که سبب تشدید خشونت میشود کاهش میدهد و بیشتر بر روی پیامهای ارتباطی که به دنبال آشتی و صلح است، تمرکز میکند.
نکته جالب توجه این است که چگونه رسانهها نقش خود را در شرایط پس از جنگ بیان کردند. گزارشی در «ساندی استندرد» این واقعیت را برجسته کرد که رسانهها موظف بودند در زمینههای گفتوگو، انسجام ملی و آشتی رهبری را نمایش دهند، طوریکه برای کار در جهت منافع عمومی، رسانهها باید پیامهایی را به اشکال منتقل کنند که به شکلگیری نگرشها و نظرات مثبت و افزایش دانش و آگاهی کمک میکند.
بهعنوان مثال، روزنامه ملت در تاریخ سوم جنوری ۲۰۰۸ در سرمقالهای خطاب به كیباكی و رایلا گفت: «جدی ترین فریاد كنیاییها این است: برگشتن از حاشیه» .در یک گزارش دیگر، روزنامه استندرد با بیان اینکه کنیاییها باید از سیاستمدارانی که در صورت شروع جنگی گسترده با هواپیما از کشور فرار میکنند، اجتناب کنند، احساسات عمومی را تحریک کرد. از این رو، در زمان سرکوب عمومی رسانهها احساسات عمومی را با سخنگوی تودهها منعکس میکنند.
یافتههای پژوهش گروه مطالعات صلح و جنگ دانشگاه علم و صنعت کنیا نشان میدهد که نیاز به اطلاعات بهدلیل عدم اطمینان در موقعیتهای درگیری، افزایش مییابد و قدرت رسانهها بهعنوان تنظیمکنندهی اصلی دستور کار زیاد میشود.
این پژوهش در پایان پیشنهاد میکند که: «رسانهها باید داور درگیری باشند تا تشدید کنندهی آن. نیروهای جدید فرهنگی، از جمله رسانههای جمعی مسئول گفتمان صلح و روزنامه نگاری صلح، برای دستیابی به انتقال به فرهنگ صلح ضروری است. رسانهها باید نمایانگر همه طرفها و نظرات در یک درگیری و وضعیت پس از درگیری باشند، زیرا این امر امکان سازش و پذیرش تنوع ایدهها را افزایش میدهد.»