ما نزد هم‌دیگر خیلی کم ‌اهمیت داریم!

هادی دریابی

وقتی من می‌گویم من خیلی شریف هستم، یک نفر است که بخیلی می‌کند و می‌گوید بد کردی، چیز خوردی، تو کجا و شرافت کجا؟! او فکر می‌کند من واقعاً بی‌شرف‌ترین آدم در شهر کابل هستم. این حرف‌های او، واکنشی است که او از شنیدن کلمه‌ی شرافت بیرون می‌دهد. البته این حق او می‌باشد که واکنش نشان بدهد! وقتی من در برابر این واکنش او سکوت می‌کنم، به این معنا نیست که من واقعاً بی‌شرف هستم، بل به این معناست که من به‌نحوی واکنش نشان داده‌ام. اما سکوت همیشه واکنش خوبی نیست.

ما‌ که از ما به نام ملت شریف افغانستان نیز یاد می‌شود، انتخابات برگزار کردیم. عنان کار انتخابات به دست کسانی قرار گرفت‌ که تا توانستند، روی ما را نزد جهانیان سیاه کردند. بی‌وجدان‌های روزگار، ما را به ملت مجاهد، ملت غیور، ملت باشهامت، ملت شهیدپرور و غیره اصطلاحات سنگین مصروف کردند، خودشان رفتند و تیشه بر ریشه‌ی اعتبار ملی‌مان زدند. بی‌دلیل نیست که افغان‌ها هرجای دنیا باشند، با برخورد متفاوت و خشن‌تر روبه‌رو می‌شوند. دیروز یکی از رفقای فراری من از استرالیا زنگ زده بود و می‌گفت که بیرون از افغانستان، در تمام میدان‌های هوایی، همین‌که بدانند از افغانستان هستی، اتومات نحوه‌ی برخورد و تکلم‌شان فرق می‌کند. او می‌گفت، تمام این نگاه‌های تحقیرآمیز، محصول سال‌ها رقابت سروران کشور برای به قدرت رسیدن است. او دعا می‌کرد روزی برسد که مردم قدرت‌مندترین فرد کشور را در صورت کم‌کاری یا تبه‌کاری، به خاک سیاه بنشانند! این واکنش دوست من نسبت به واکنش‌های مسئولان امور در فرودگاه‌ها بود که خدمت‌تان تقدیم شد. حالا من می‌خواهم در این زمینه واکنش نشان بدهم. سر و ته‌ِ این سخن او را می‌پالم، متوجه می‌شوم روزی که او آرزویش را دارد، در پلان استراتژیک مردم اصلاً جای ندارد، چه رسد به این‌که آن‌ روز برسد. اگر احیاناً قرار بر رسیدن آن روز باشد و خداوند سبحان نیز با آن موافقت داشته باشد، باز ستاد یا گروهی در افغانستان پیدا خواهد شد که مانع رسیدن آن روز شود. می‌پرسید چرا چنین است؟ به نظر بنده (می‌گویند نظر مرا هم شنود کرده‌اند) درست است که شرف آدمی را می‌توان در کنش آدم‌ها جست‌وجو کرد، ولی تفحص در دریایی از واکنش، نیز خالی از فایده نخواهد بود؛ چون نیمی از شرف در واکنش‌ها قابل رویت است. به‌طور مثال، انتخابات ما به فضل احمد یوسف نورستانی گدود شد. مردم رفتند رای دادند، اما یا رای‌شان حساب نشد، یا بیش‌تر از میزان آرای ریخته شده حساب شد. یکی از نامزدها که از این گدودی خرسند بود، خپ خود را گرفت و دیگری برای تلف شدن حقش، داد و بیداد راه‌اندازی کرد. کار به جایی رسید که مکالمات ضبط شده‌ی تیلفونی امرخیل را از رسانه‌ها پخش کردند و تهدید کردند که در صورت بی‌توجهی به خواست‌های‌شان، اسناد دیگری را نیز پخش و نشر کنند! بعد مسئولان انتخابات (هم آن‌هایی که پیش پرده مسئول اند و هم آن‌های که پشت پرده مسئولیت‌های سنگینی بر دوش دارند) کمی به این تیم توجه نمودند. به جان کری (رف) تیلفون کردند که بیا و میان دو برادر از هم دل‌خور، آشتی برقرار کن. کری‌ هم آمد و یک تفاهم نیم‌بندی میان هر‌دو داکتر ایجاد کرد و رفت. من از همان روزها گفتم که این تفاهم نیم‌بند، اگر از بین برود، گدودی واقعی آن وقت شروع خواهد شد؛ اما کسی گوش نکرد. خلاصه رضایت یکی از طرف‌ها به‌صورت کامل حاصل نشد و ستاد اصلاحات و هم‌گرایی‌ دیروز نواری را پخش نمود که گویا صحبت‌های معاون دوم رییس جمهور بود. این ستاد بازهم تأکید کرد که اسناد بیش‌تری هم در دست دار‌د که اگر به خواسته‌های آنان توجه نشود، آن‌ها را نیز پخش و نشر خواهند کرد. حالا، واکنش من نسبت به این اقدام ستاد اصلاحات و هم‌گرایی:

عالی جناب داکتر عبدالله! من از تقلب به هیچ‌وجه‌ دفاع نمی‌کنم. خوش‌حالم که یکی دیگر از نوارهای دست داشته‌ی خود را پخش نمودید. ضمن این‌که از شما تقدیر می‌نمایم، این نکته را خدمت شما می‌رسانم که شرف آدم‌ها، در کنش آدم‌ها نمایان می‌شود. شما از اسناد بیش‌تر حرف زدید و آن‌ را برای روز مبادا نگه ‌داشته‌اید. من از شما سوال می‌کنم که مردم حق دارند بفهمند پشت این همه تقلب کی‌ها قرار دارند یا نه؟ اگر حق دارند، چرا بقیه را پخش و نشر نمی‌کنید؟ نگه ‌داشتن اسناد بیش‌تر و تهدید به پخش و نشر کردن آن‌ها، برای من به عنوان یک شهروند، چنین معنا دارد که شما، متأسفانه دزدی هستید که سندی از دزدی‌های دیگران در دست دارید و هی تهدید می‌کنید که اگر به شما اجازه‌ی دزدی ندهند، آن‌ها را رسوا خواهید کرد. اگر مردم نزد ستاد شما اهمیتی دارد، فارغ از رسیدن یا نرسیدن به قدرت، اسناد دست داشته‌ی خویش را از کوچک‌ترین مقام تا بزرگ‌ترین‌ مقام متقلب، به مردم عرضه نمایید. من به دزد بودن خیلی از سروران کشور باور دارم، اگر شما در نشر اسناد بنا به هر دلیلی تعلل کردید، این باور من دامن شما را نیز خواهد گرفت. البته این سخنان را در حالی ایراد می‌کنم که مطمئنم هیچ اهمیتی نزد شما ندارم و فکر می‌کنم این مشکل اصلی مردم و قدرت‌جویان کشور است. ما نزد هم‌دیگر خیلی کم اهمیت داریم!

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه