من مجبورم همیشه از خودم شروع کنم. دیروز یکجای بدنم خارش گرفته بود که دستم دقیقاً به آن قسمت نمیرسید. در اذیت بودم. هرچه در ذهنم مجسم میکردم که نظم کاینات در دست من است و من باید همین اکنون در مورد کوههای یخ واقع در انترکتیکا فکر کنم، نمیشد. فکرم بهصورت اتومات روی خارش آن نقطه رانش میکرد. از چندین جهت فشار وارد کردم، خودم را جای یوسف نورستانی قرار دادم، به دامن انتخابات و مشکلات عدیدهاش پناه بردم، خاطرات تجاوز مولوی ولایت قندوز را در ذهنم تکرار کردم، خودم را جای آن زنی قرار دادم که همین چند روز پیش، آلت تناسلیاش را بریده بود؛ اما نمیشد. گاهی در ذهنم خطور میکرد که نکند این لحظه، با تمام خارش و پوست و گرمیاش، مشیت الاهی است و من نباید از آن فرار کنم، بازهم نشد. به ناچار، نزد خویش اعتراف نمودم که «آدمی، هرچه باشد، آدم است/ دست کوتاه پیش خارش، کم است». بدین مناسبت، چندین بار دعا کردم که خدا هیچ کافری را به این وضع گرفتار نکند، مسلمانها که سرجایشان! گفتم که فکرم درست کار نمیکرد، ورنه نظیر جمعهدرد رفیقم، کنارم نشسته بود. نمیدانم چطور رحمت خدا بر چشمانم نازل شد و چشمم به چشمانش افتاد. دیدم دارد حال زار مرا تماشا میکند. ازش درخواست کردم که همان قسمت بدنم را بخاراند. او که حداقل هشت سال میشود با من رفیق است، یک لحظه نمیدانم در ذهنش چه گشت. گفت، کدام جوره جوراب داری که از بویش حداقل نُه نفر فی ثانیه در عذاب شود؟ گفتم، آری دارم. گفت، برای من بیار که بهشدت لازم دارم. رفتم از دم دروازه جورابهایم را آوردم. جوراب را از من گرفت و گفت، اگر توانستی دو دقیقه این جوراب را پیش دماغت بگیری، من واقعاً حاضر میشوم که همان قسمت بدنت را بخارم. ازش سوال کردم که ربط این دو کار در کجاست؟ گفت، عزیز من! من نه سخنگوی تو هستم، نه روشنفکر تو، نه شاعر دربارت، نه شاگردت هستم و نه مأمورت! اینکه ما با هم رفیقیم، به این معنا نیست که هرکاری دلت خواست، از من توقع کنی؛ هرچیزی که به دلت خوش خورد، من برآورده کنم…
دیدم واقعاً دارد از من ناراحت میشود، ازش معذرت خواستم. گفتم، والا در این آشفتهبازار، ما را آن قسمت از بدن خارش گرفته که دستان کوتاه من به آنجا نمیرسد و من بهشدت در عذابم. (یکبار دیگر دعا میکنم که خدا هیچ وقت شما را به این گرفتاری، گرفتار نکند).
همینطور من از خارش در عذاب بودم و جمعهدرد، از اینکه من به او بیاحترامی کرده بودم، عذاب میکشید. در لابلای این عذاب ناچیز، اما گرفتارآفرین، فکر میکنم چیزی شبیه وحی در درونم نازل شد. زبانی در اعماق وجودم به سخن آمد که نمیتوانم آنچه را او به من بیان میکرد، به شما بیان کنم. درست شبیه زبانی که در درون شاعران باز میشود و از عالمی سخن میگوید که ما هرچه تلاش کنیم، نمیتوانیم بدان دست بیابیم. بلی. همینگونه یک زبان در درون من باز شد و گفت که برو مثل گوسفندان، آن قسمت بدنت را به دیوار بمال! خداوند خودش را خیر بدهد که همیشه به داد بندگان درمانده و گرفتار خویش میرسد. رفتم مالیدم، مشکلم حل شد. اینطوری بدن خاریدن بعد از کلی رنج کشیدن، کیف و لذت خاصی دارد. من که مشغول لذت بردن بودم و متوجه نبودم. جمعهدرد این وضع مرا دیده بود. در آخر، نفس عمیقی کشیدم و دوباره رفتم نزد جمعهدرد. جمعهدرد میگفت، «او بچه تو واقعاً بدنت میخاریده بوده، من فکر کردم تو سر من فیلم کار میکنی. حالا اگر بازهم خارش داری، بیار که بخارانم». گفتم، نه، تشکر! حالا رفع شده، از خداوند سبحان سپاسگزارم که بیهیچ توقعی به کمک من شتافت. جمعهدرد این حالت را سوء تفاهم تعریف کرد و گفت، خدا کسی را گرفتار سوء تفاهم نکند. آمین!
حالا شایعه است که جان کری دوباره به به افغانستان میآید. باستانشناسان، روابط میان داکتر عبدالله و داکتر احمدزی و کمیسیون مستقل انتخابات را از لحاظ باستانشناسی، به سوء تفاهم تعبیر میکنند. میگویند، شدت این سوء تفاهم بهمراتب بیشتر از سوء تفاهمی است که میان امرخیل و جنرال ظاهر پیش آمده بود. از قراین هم اینگونه معلوم میشود، ورنه وزیر محترم امور داخله در حل سوء تفاهمها، دست بالایی دارد. حالا من که خودم سوء تفاهم را تجربه کردهام، دعا میکنم که خدا سگ را به سوء تفاهم گرفتار نکند؛ داکتر عبدالله و داکتر احمدزی به علاوهی کمیسیون مستقل انتخابات، که چندی است بچههای فیلم افغانستان محسوب میشوند و نور چشمان ما(!) هشدارهای موجود چنین اند که اگر این دفعه، با مذاکره و گفتوگو هردو طرف به اصطلاح معمولش آدم شدند که خوب، اگر نشدند، انتخابات را ملغا اعلام میکنند و فیلم را از سر پُر خواهند کرد. دیده شود چه میشود!
あなたは実際それはあなたのプレゼンテーションとそう簡単に見えるように、私は、この問題を見つける| その私が思うに、私は理解できないだろうされるように本当に実際に何かを。 と非常私のための広範なそれはあまりにもそうです。あなたの次のポストのために楽しみにして| 私は私は、私はよそれのこつを取得しよう!
バーゲンsale 国内即発 http://sskglobal.com
記事書き込みもある興奮、あなたがあれば、あなたがそうでなければあるいは 知っているそれはない場合複雑に書き込みます。
商品到着後レビュー記載でプレゼント 2015年春夏コレクション新作 http://test7.gografix.dk
Hello it’s me, I am also visiting this website daily, this
site is truly pleasant and the viewers are truly sharing good thoughts.
Wouldn’t you like to spend more time on the
golf course and less time on your back recuperating from severe back pain. You might think you
are relaxing muscles when you sit and slouch; however, bad posture makes your muscles work
harder. Click on and Visit the web site below for more information about
shoulder pain relief.