از طرف من هم مبارک

هادی دریابی

دیروز روز جوانان بود. جوانان به کسی گفته می‌شود که شوق‌های بی‌جای زیادی در دل شان راه پیدا می‌کند. مثلاً به مادرش می‌گوید که فلانی هم‌سن و سال من است و یک درجن فرزند دارد اما مرا ببین، حتی کفش‌هایم برایم اضافی است. یا در فیس‌بوکش می‌نویسد:

جوانی بود غم و من مبتلا
غمم بیشتر است از غم کربلا
خیالم پر است از روی ماه یار
ز چشمان نازش و موهای تار

من وقتی به این گونه درد دل کردن‌ها بر می‌خورم، اشک چشمانم مثل پلنگ از چشمانم به سوی دهانم خیز می‌کند. طبق آخرین حدسی که من می‌زنم، بالای پنجاه درصد اجتماع انسانی افغانستان را جوانان تشکیل می‌دهد. به همین مناسبت، یک‌عده دیروز را به نام روز جوانان، گرامی داشتند. این گرامی‌داشت‌ها از یک‌طرف برای ادای احترام است و از طرف دیگر، من خرابی‌های زیادی را می‌بینم. چند روز پیش، پولیس داخل یک کافه شدند و جمعی را با مشت و لگد، با خود به حوزه بردند. عده‌ی هم در این زمینه شکایت نمودند و تا دفتر معین امنیتی وزارت داخله رفتند. معین امنیتی وزارت داخله که از خود جوان‌تر در این زمین نمی‌بیند، قول هم‌کاری داده، مهمانانش را رخصت نمودند. سپس گزارش‌های از زیر نظارت قرارگرفتن بعضی از همان مامورین پولیس، به رسانه‌ها رسید. در این گزارش آمده که مامورین پولیس در تمام حوزه‌های امنیتی، از طرف مقام‌های بالا دستور دریافت کرده که با ولگردان برخورد کنند. ظاهراً 20 تا 25 مامور حوزه‌ی سوم هم برای برخورد با ولگردان رفته بودند. چند تعریف ساده از ولگرد وجود دارد که من با کش‌وفش‌ترینش را خدمت شما تقدیم می‌کنم.

ولگرد به کسی گفته می‌شود که احتمال فریب‌خوردنش از طرف‌ شب‌ها بدستان شیطان وجود داشته باشد. ممکن است سبق خوانده باشد، ممکن است نخوانده باشد؛ ولی به شدت دنبال کار بوده باشد، اما هیچ وکیل یا رییس و قومندان، وی را به جایی مثلاً وزارت مالیه یا ریاست مبارزه با زنان نیمروز و امثالهم… معرفی نکرده باشد یا بهتر است بگویم سفارش نکرده باشد، بناءً بیکار باشد.
طبق این تعریف، درصدی بالایی از جوانان ما ولگرد محسوب می‌شوند. آن‌های که مصروف خرید و فروش اسلحه و چرس و تریاک استند، ظاهراً ولگرد نیستند، به خیالم که به نام پسران حاجی معروف اند. سایه حج این دسته از پدران، در حدود اربعه‌ی این دست از جوانان یک دایره‌ی حرمت ایجاد کرده که نیروهای امنیتی نمی‌توانند هتک حرمت کنند. چرا اکثر جوانان ما بیکار یا ولگرد استند؟
جواب این سوال بسیار ساده است. اگر جوانان بیکار نباشند، آیا وجدان شما قبول می‌کند که ناجوان‌های مملکت بیکار باشند؟ مگر نشنیده‌اید که گفته ناجوان‌ها اگر مصروف باشند، فرصت کمتری برای خراب‌کاری پیدا می‌کنند. یا وجدان شما قبول می‌کند که جوان خانه‌ی تان سر کار برود و پیر یا بزرگ خانه‌ی تان برود و در کوچه بگردد؟ معلوم است که قبول نمی‌کند. ما عادت داریم خانه نشستن را دوست نداشته باشیم. ابتکار یک بزنس کوچک ایجاد کردن را هم نداریم، داریم؟! اگر هم داشته باشیم، امکانات و فرصت‌اش کی برابر است. اکثریت جوانان ما بیکار است و خوب است که بیکار است. اگر این جوانان مصروف کار شوند، پولیس که را دست‌گیر کرده و با مشت بزند، با لگد بزند، دشنام بدهد؟ نمی‌شود که با پیرمردان این کار را بکند. چند دلیل غیرت‌خور هم در زمینه وجود دارد. این‌که ما جوانان بیکار یا ولگرد استیم، بر می‌گردد به این‌که زمینه‌ی بیکاری و ولگردی به دست چه کسانی است. اول رییس جمهور و معاونان محترم، این سه نفر به عنوان مهره‌های اصلی تیم پیروز، روز و روزگارشان با برادران ناراضی و گفتگو با همسایه‌ی ما پاکستان بیگاه می‌شود. البته این اواخر، خارجی‌ها و انتخابات بیشتر ذهن شان را مصروف کرده است. پس کار چه و بیکاری چه؟ در قدم دوم وزرا، برای هر وزیری، وزارتش در اولویت است که آن‌هم به دست پارلمان است. پس وزرا باید تلاش کنند که پارلمان سالم برای خودش ایجاد کند. بعد از وزرا، نوبت به وکلا می‌رسد. یقیناً شما دیده باشید که هر وکیل را یک موتر زره به زحمت از این وزارت به آن وزارت می‌برد. یعنی کیفیت صحت آن‌ها که از ناحیه‌ی شکم با مشکل مواجه است، ایجاب می‌کند که به شکم خویش برسد چون مولانا حافظ‌الدین شیرازی گفته «اگر جان آدم نباشد جور/ یقیناً که دنیا بود مثل گور». والی‌های محترم و روسای ریاست‌ها، این‌ها که مقرر می‌شوند، سال‌ها باید زحمت بکشد تا در مقابل بادار اتمام حجت کنند، ورنه با یک فیشت، از وظیفه اخراج می‌شوند. فقط عطامحمد نور خودش زور داشت. مدیریت‌ها، من معتقدم که مدیریت‌ها نیازی به بحث ندارد. می‌گوید که خشت اول گر نهد معمار کج/ تا ثریا می‌رود دیوار کج! وقتی کرزی اهل کار و ثواب نیست، تو توقع داری مدیر عصمت، شوهر سیاسر قبلی عبدالمجید، اهل کار و ثواب باشد؟ عجب توقعی به خدا…

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه