وحدت ملی یا وحدت عبدالله و غنی؟!

هادی دریابی

انتخابات ریاست‌جمهوری امسال، از چند جهت انتخابات بی‌نظیر در سطح منطقه و جهان بود. در قدم اول، طولانی‌شدن آن نه به نسبت مشکلات مالی و فنی، بل به نسبت مشکلات یخن‌کشک‌های دو ستاد برتر می‌باشد. هیچ انتخاباتی در هیچ کشوری دیگری غیر از افغانستان، در عصر کنونی این‌قدر طولانی نبوده و نخواهد بود. به‌دنبال طولانی شدن انتخابات، عکس‌العمل‌های متفاوتی را از سوی شهروندان دیدیم. عده‌ی قسم خوردند که دیگر در انتخابات شرکت نمی‌کنند. بعضی‌ها گفتند که دیده شود تا نامزدان و کاندیدان انتخابات‌های بعدی کی‌ها اند و مسئولین کمیسیون مستقل انتخابات چه وصف و شخصیت‌های دارند. بعضی‌ها آمدند رهنمایی معاملات بنام جان کری باز کردند و یک‌عده به رسم اعتراض تصمیم گرفتند شرکت خشتک‌دوزی باز کنند (احتمال می‌رفت خشتک‌های زیادی پاره شود و نیاز به ترمیم داشته باشد، من نیز پیش‌نهادی در زمینه دریافت کرده بودم اما هیچ‌گاه تن به ترمیم خشتک‌های پاره‌شده در این انتخابات ندادم و نخواهم داد). قیمت‌ها بلند رفت، بازار کار به کساد مواجه شد، امید مردم نسبت به بهبودی اوضاع، دچار قشقلمی شد.  در قدم دوم، انتخابات ما از لحاظ سازوکار انتخاباتی، یک انتخابات بی‌نظیر در جاهای یاد شده بود. آدم‌های در راس کار قرار گرفتند که به قول بچه‌های محل، چندان آدم نبودند. چندان آدم نبودن به کسی گفته می‌شود که حرکات و عمل‌کردش به اختیار خودش نباشد، یکی باشد که همیشه به او بگوید که چه کار بکند، چه کار نکند. ظاهراً تمام این کوتاهی‌ها به کرزی بر می‌گردد. از لحاظ سازوکار، انتخابات را چند چیز مشخص تعریف می‌کند، اول فراهم کردن زمینه‌ی پیکار‌های انتخاباتی، دوم فراهم کردن زمینه‌ی رای دادن، سوم رفتن مردم به پای صندوق‌های رای، چهارم شمارش‌ آرای مردم با کمال صداقت، پنجم اعلان نتایج. اکثریت این مراحل دست‌کاری شد و خیلی هم بد دست‌کاری شد. در مبارزات انتخاباتی که همه دیدیم چه گل‌های به آب داده شدند. یک عده گفتند سرک‌تان را جغل‌اندازی‌ می‌کنیم، یک‌عده گفتند ما فقط حاضریم قول بدهیم و قول ما قول است. دیگری گفتند حکومت مجاهدین را بوجود می‌آوریم که در سایه‌ی آن حتا پنچرگیری‌ها مطابق شریعت باشد و هزار نوع پیکار دیگر… دولت تا جایی زمینه‌ی رای دادن را برای مردم مساعد ساخت، اما ظاهراً برای جبران رای‌ندادن مناطق ناامن، زمینه‌های اضافی فراهم کردند که خود جنجالی شد. مردم که رفتند و رای دادند، تا جایی‌که انگشت‌های شان را قطع نمودند. در شمارش آرا، تنها چیزی که مثل اکثریت نمایندگان در مجلس و برنامه حضور نداشت، همانا صداقت بود. وقتی این همه ناسازکاری وجود داشته باشد، اعلان نتایج بی‌فایده نیست؟ معلوم است که بی‌فایده است.

حالا با تمام مشکلات کبیر و صغیر موجود در کمیسیون مستقل انتخابات، هرچند که جان کری آمد و راه‌حلی قابل قبول برای هردو نامزد ارایه کرد؛ اکنون تلاش‌ها و خشتک‌چیزکردن‌ها برای ایجاد حکومت وحدت ملی می‌باشد. این تلاش‌ها به شدت ادامه دارد. مردمان موظف، روز و شب قراری ندارند، یکی می‌گوید که در صورت رییس‌ جمهور شدن، قدرت را تقسیم نخواهد کرد و دیگری دل به تقسیم قدرت بسته است. یکی فکر می‌کند رییس اجرایی بودن به معنای استقلال در عمل‌کرد می‌باشد و دیگری، حرف از فرمان‌برداری رییس اجرایی می‌زند. همان‌طوری که در تمام این سال‌ها، وحدت ملی بزرگ‌ترین و مهم‌ترین مشکل کشور ما بوده، اکنون هم رسیدن به وحدت ملی، عبور از 49 خوان رستم است. ما در قسمت وحدت ملی، همیشه مشکل داشته‌ایم. این‌گونه نیست که هرگز بدان نرسیم، می‌رسیم منتها باید معیار‌های برای رسیدن وجود داشته باشد. من چند معیار به ذهنم خطور کرده که بدون سانسور خدمت شما ارایه می‌کنم.
1- فضل خدا ما بشر هستیم. بشر حقوق دارد و حقوقش در کارته‌سه، لب‌ دریای مملو از چیزهای ناب کابل قرار دارد. ممکن است عده‌ی خلاف این حقوق حرف بزنند. بناءً باید چندین مشت و لگد و یک زبان مجهز به انواع و اقسام فحش‌ها وجود داشته باشد تا این گونه افراد را در جا مجاب کند!
2- خیلی از خشتک‌ها در این مدت پاره شده، کمیسیون مستقل با بودجه‌ی مستقل، برای ترمیم دوباره‌ی این خشتک‌ها ایجاد شود و تلاش شود بودجه‌ی این کمیسیون از مالیات پرداخت‌ شده‌ی مردم کانادا تمویل شود. حتماً اجازه داده نشود که مثلاً اول خشتک‌های پاره شده‌ی بچه‌ مامای یوسف زرغون ترمیم شود چون یوسف زرغون رییس این کمیسیون می‌باشد.
3- مهم‌ترین بحث ایجاد وحدت ملی، تقسیم وزارت‌خانه و عزل و نصب روسا و والی‌ها می‌باشد. فعلاً اگر مملکت به گند هم کشیده شده به همین خاطر است. معیار‌های شخصیتی و مدیریتی یا کاری برای هر پست ایجاد شود، سپس مطابق این معیار حتا اگر من وزیر امور مبارزه با زنان هم تعیین شدم، اشکالی ندارد. چون فرصت برای عیاشی باقی نمی‌ماند.
4- این‌قدر به قانون اساسی نچسبید، هرچه این قانون را بیشتر مراعات می‌کنیم یا برای مراعات کردنش انواع و اقسام کمیسیون جور می‌کنیم، باز می‌بینیم که وکیل مردم غیر حاضر است، وزیر ملت از کسی حساب نمی‌برد، رییس جمهور پیمان امنیتی با آمریکا امضاء نمی‌کند، کمیسیون مستقل نوار صوتی بیرون می‌دهد، کاندیدای محترم باخت را قبول ندارند، شهردار که به صورت مرتب نمازش را می‌خواند باز چه مرگ‌مان است که جانش را ایلا نمی‌کنیم؟
5- برو جان بیادر! من کاری به معیار ندارم، حکومت وحدت ملی باشد یا وحدت عبدالله و اشرف غنی، باز انتحاری سه فرزند یک پدر را در جا خواهد کشت و مادرشان را برای همیشه از زندگی و وحدت ملی سیر خواهد کرد!

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه