چگونه در برابر شهرکُشی تاب‌آور شویم؟

چگونه در برابر شهرکُشی تاب‌آور شویم؟

محمدامین بیانی

نیم قرن پیش با نفوذ قدرت‌های بیگانه، هیولای بنیادگرایی در افغانستان بیدار شد تا روستا را بر شهرها مسلط کند و بی‌رحمانه‌ترین احکام شریعت را به‌جای فرهنگ شهرنشینی بر عرصه همگانی شهرهای کشور تحمیل کند. عرصه همگانی شهر، قلمروی عموم یا فضاهای شهری همان تنها عرصه‌ای است که همه‌ی ما انسان‌ها در آن با هم برابر هستیم. و همه ارزش‌های مشترک انسانی مثل آزادی، برابری، همه‌شمولی، هم‌پذیری، عدالت، سرمایه اجتماعی نه در روستا، نه در کوه و نه در دشت، بلکه در یک فضای شهری معنا پیدا می‌کند. بنابراین رونق و شکوفایی این بستر ارزش‌های بشری و ملی برای بنیادگرایان، دشمنان کشور و حامیان بیگانه آنان قابل تحمل نیست زیرا شهرها سلطه‌جویی افسارگسیخته آنان را محدود می‌سازد.

حمله و بمب‌گذاری تروریستی به زیارت حضرت ابوالفضل و زیارت سخی، نشانه‌ی شوم از شایعه‌ی ورود افغانستان به یک جنگ کثیف نژادپرستانه‌ی ضدشهری بود که با انفجارهای پی‌درپی در چهارراه زنبق، بازار بامیان، مکتب سیدالشهدا و … پاک‌سازی قومی و گروهی به حقیقت تلخ در افغانستان تبدیل شد. در طول این سال‌ها بیش از ۳۵ حمله تروریستی به هزاره‌های شهرنشین با هدف پنهان نسل‌کشی و پاک‌سازی قومی انجام شد که بیش از ۷۰۰ کشته و ۲۰۰۰ زخمی نتیجه این حملات بوده است.

«شهرکشی» اصطلاح جدیدی نیست. تاریخ‌نگاران معتقدند که هنگامی که نوه چنگیزخان در شهر بامیان کشته شد، این فرمانده مغولی بیابان‌گرد برای انتقام، به شهر حمله و مسیر آب آن را مسدود کرد. سپس اهالی آن شهر را قتل‌عام کرد. و هیچ جانداری را زنده نگذاشت. بین سال‌های ۱۹۷۵ تا ۱۹۷۹ خمرهای سرخ دو میلیون از مردم شهرنشین کامبوج را در مزارع مرگ قتل‌عام کردند. کشتار صبرا و شتیلا در محله‌های مسکونی فلسطینی توسط فالانژها، قتل عام مسلمانان عمدتا شهرنشین بوسنی توسط روستائیان صرب و همه فجایعی که برای صدمه و نابودی تمام یا بخشی از مردم غیرمسلح شهری باشد، یا آسیب جدی به تجارت یا تأثیرات مخرب اجتماعی داشته باشد، شهرکشی یا قتل‌عام استراتژیک نام دارد. از نظر مارتین شاو (۲۰۰۴)، بین نسل‌کشی عمدی و قتل‌عام استراتژیک رابطه‌ی تناتنگی وجود دارد. زیرا یک انفجار، هر شهری را می‌تواند در لحظه کوتاهی تبدیل به آشویتس کند. نسل‌کشی هنوز نسل بشر را تهدید می‌کند، این‌بار نه در اردوگاه‌های کار اجباری، بلکه در شهرها.

در طرف دیگر، شهرها بارها توانستند ثابت کنند که می‌توانند با مقاومت تاب‌آورانه در مقابل فاشیسم و اعمال تبه‌کارانه ایستادگی کنند. وقتی پاریس نماد مقاومت اروپا در برابر فاشیسم آلمان نازی بود، یا وقتی استالینگراد نماد پیروزی شوروی سابق شد و یا بیت‌المقدس هنوز نماد پایداری و استقامت فلسطینی‌هاست. شهرهای افغانستان هم می‌توانند نماد برخواستن دوباره ملت افغانستان و شکست فاشیسم باشند، درصورتی که عملکرد مناسبی داشته باشند.

ایمنی یا امنیت؟

جرم و ایمنی، ترور و امنیت چالش‌های دوگانه شهری مثل کابل است. بزه‌کاری و جرایم شبکه‌ای که گه‌گاه ترس را بر شهر حاکم می‌سازد، معمولا از سوی خرده خلافکاران شهری صورت می‌گیرد. عمده قربانیان جرایم شهری، زنان، اطفال، ناتوانان و اقلیت‌های قومی هستند که اهدافی ضعیف ترند و آسیب‌پذیری بیشتری دارند و در مقابل پولیس و دادگاه از اعتماد به نفس کمتری برخوردارند. کوچه‌های خلوت، پیاده روهای باریک، زیرگذرهای تاریک، فضاهای رهاشده و … اغلب مکان‌هایی هستند که ایمنی شهر را با چالش جدی روبه‌رو ساخته است.

چالش بزرگتر، دشمنی با عرصه همگانی شهر است. همان‌طور که اشاره شد «شهرکشی» در این سطح نه تنها یک اقدام مجرمانه بلکه مترادف با نسل‌کشی است. در شهرکشی معمولا گروهی از مردم بی‌دفاع شهرنشین ناگهان در حضور عموم کشتار می‌شوند. تجارت‌شان آسیب می‌بیند یا سبک زندگی آنان صدمه جدی می‌بیند. در صربستان زمینه‌های یک نسل‌کشی تمام‌عیار مسلمانان، ابتدا با ترور نخبگان، معلمان، سیاستمداران، و دانشمندان مسلمان کلید خورد.

امروزه شهرها راه‌های پیچیده و مؤثری برای ایجاد امنیت، دفاع و پیشگیری از آسیب‌پذیری ساکنان خود انتخاب کرده‌اند. از لندن تا نیویورک و از تهران تا قاهره شهرها به‌‌دلیل ایجاد امنیت، تغییر شکل می‌دهند و مقامات میلیاردها دالر را در این راه مصرف می‌کنند. اما محله‌سازی، یکی از ساده‌ترین و قدیمی‌ترین تکنیک‌های ایجاد امنیت و ایمنی در شهرهاست که در افغانستان کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در این یادداشت به راه‌های مقابله با شهرکشی و ایجاد تاب‌آوری از طریق محله‌سازی می‌پردازیم.

تاب‌آوری چیست؟

به قول بان‌کی‌مون: «تعریف تاب‌آوری مانند تعریف عشق دشوار است.» مخصوصا وقتی در مورد تاب‌آوری در مقیاس‌های خرد صحبت می‌کنیم. کاربرد اصطلاح تاب‌آوری در رشته‌های علمی برای اولین‌بار از روان‌شناسی ریشه می‌گیرد، وقتی در زمینه سازوکارهای مقابله با شرایط استرس‌زا و حوادث آسیب‌زا برای کودکان به کار می‌رفت.

هنوز مشخص نیست واژه‌ی«Resilience» برای اولین‌بار کجا به کار برده شد ولی حدس زده می‌شود که برای اولین‌بار فرانسیس بیکن در توصیف یک عمل ارتجاعی از ریشه این فعل استفاده کرد.

به هرحال، اخیرا مناطق شهری به عنوان سیستم‌های اکولوژیک و اجتماعی تمرکز ویژه‌ی بر تاب‌آوری داشته‌اند. کارکردهای تاب‌آوری در مواجهه جامعه محلی با شرایط بحران و وقوع سوانح است که در پارادایم «پایداری» و «توسعه پایدار» ریشه دارد و ابعاد مختلف زیست‌محیطی، اقتصادی، اجتماعی و حتا کالبدی را به ویژه در مقابل سوانح در بر می‌گیرد.

تاب‌آوری شهری را می‌توان ظرفیت یک سیستم شهری برای مقابله با اختلالات، جذب شوک و بازگشت سریع به حالت قبل و یا حفظ عملکردهای ضروری، فرایندهای کلیدی، هویت و ساختار شهر دانست.

محله‌های تاب‌آور

محله‌سازی یکی از قدیمی‌ترین تکنیک‌های شهرسازی است. محله‌های باستانی محل زیست و سکونت نژادها، مذاهب، پیشه‌ها و خدمات مختلفی بودند. اگرچه جنگ نظامی غالبا در بیرون شهرها صورت می‌گرفت اما ساکنین مثل یک پازل از کنارهم قراردادن خانه‌های خود، دژی مستحکم برای دفاع از امنیت، اقتصاد، فرهنگ و رسوم خود به نام محله ایجاد می‌کردند. و حتا در شرایط شکست نظامی می‌توانستند از ارزش‌های خود پاسداری کنند. ولی مدرنیته روابط عناصر شهری را دگرگون ساخت و با فروپاشی ارزش‌های قدیم، محله‌سازی کم‌رنگ شد. زیرا به جای اجتماع این دولت‌های مدرن مسئول حفاظت و حراست از شهر، کشور و ایالت‌ها بودند. امروزه با پیشرفت‌های تکنولوژی، انفجارهایی با قدرت بسیار زیاد به راحتی در دسترس دولت‌های متخاصم و گروه‌های تروریستی قرار گرفته است و مردم در مقابل این شر عظیم بی دفاع‌تر از همیشه‌ اند.

در طراحی شهر تاب‌آور ثابت شده است که تاب‌آوری در ساخت واحدهای همسایگی جدید شهری و محله‌ها همراه با بازسازی و احیا بسیار مهم است.

الف) قلمرو

بدیهی‌ترین اصل برای دفاع، داشتن قلمرو است. شهرهای تاریخی دائما درحال ستیز با مهاجمان خارجی بودند. بنابراین از حیث تفکیک حریم‌های کالبدی و فضایی بسیار انکشاف یافته هستند. ولی در عصر حاضر ایجاد موانع دفاعی فیزیکی به لحاظ اقتصادی، خدمات‌دهی، منظر و سازمان کالبدی شهر تقریبا غیرممکن است. بنابراین امروزه شهرهای دنیا سیستم‌های مختلف امنیتی ایجاد کرده‌اند و از امکاناتی نظیر سیستم یکپارچه دوربین‌های مداربسته، پولیس امنیت شهری، شرکت‌های خصوصی امنیتی، شبکه‌های محلی و مردمی و … برای تأمین امنیت خود بهره می‌برند. و در کنار آن به تقویت حریم محله‌ای در ابعاد ذهنی و غیرفیزیکی روی آورده‌اند. زیرا به ساکنین بومی امکان می‌دهد به راحتی متوجه ورود غریبه‌ها و خطرات بالقوه باشند.

قلمرو هچنین اولین اصل ایجاد یک محله است. مناطق شهری باید به محله‌های متعدد تقسیم‌بندی شوند و هر محله متناسب با کاراکتر و شخصیتش عملکرد مناسبی در شهر داشته باشد. هر محله می‌تواند یک یا چند مرکز داشته باشد ولی باید به‌ وسیله‌ی نشانه‌هایی کالبدی و عملکردی و نیروهایی نامرئی از سایر محله‌ها متمایز باشد.

ب) هویت و خاطره‌ی جمعی

تروریستان با هدف تخریب روندهای فرهنگی و اجتماعی مانند «میل و رغبت جمعی به کسب دانش» در پی آنند که مردم را از معنا خالی کنند. در حالی که محله‌ها حافظ یک اجتماع، ذخیره هویت، خاطرات و حافظه جمعی هستند. محله یک شبکه چند سطحی از سرمایه‌های اجتماعی است که اعتماد، دسترسی و مشارکت مردمی را قوت می‌بخشد. اقدامات متعددی در جهت نیل به هویت و ایجاد حس تعلق وجود دارد. هر محله باید کاراکتر و شخصیت متمایزی باشد که برای ساکنین قابل شناسایی باشد و در عین‌حال برای بیگانگان ناشناس باشد. برای مثال در یک محله از غرب کابل، هر کوچه و خیابان حتا کم‌اهمیت به نام شهدا و زخمیان حوادث نام‌گذاری شود. عناصر، مجسمه‌ها و نشانه‌هایی در مورد ارزش‌های خاص مردم محل مانند دانایی، مقاومت، استواری، آموزش و … قرار داشته شود.

ج) تنوع

تنوع عمومی‌ترین ویژگی یک محله تاب‌آور است. تنوع در تمامی ابعاد و تمامی نظام‌های شهر خود را نشان می‌دهد. شبکه دسترسی، منابع زیستی، تأمین انرژی، کاربری‌های خدماتی و حفظ امنیت متنوع باشند و از مجاری متعدد تأمین شود تا در مواقع حساس، امدادرسانی مختل نشود. بلوک‌ها در فرم شهری متنوع‌تر و باید اندازه کوچ‌کتری داشته باشند تا کار امداد و دفاع بهتر انجام شود.

د) مقاومت

نیروهای اجتماعی، اقتصادی و عملکردهای محله باید در مقابل بدترین فجایع طبیعی و غیرطبیعی آماده باشند. یک پارک، فضای سبز، سالن سرپوشیده، مسجد و حسینه می‌تواند در مواقع بحرانی به مکتب موقتی و شفاخانه موقتی تبدیل شود. بنابراین چند عملکردی بودن مقاومت را افزایش می‌دهد. مناطق خطر باید شناسایی شده و تحت نظارت ویژه قرار گیرند. اندازه جمعیت باید مقاوم باشد. یعنی مهاجرتی صورت نگیرد و فرزند‌آوری بیشتر، کمبود جمعیت ناشی از نسل‌کشی گذشته را جبران کند. انگیزه‌های مدنی مقابله همه‌جانبه و دائمی در برابر یک حادثه شهرکشی باید برانگیخته شود. زیرا حادثه در یک لحظه اتفاق می‌افتد اما هزینه‌های اقتصادی، اجتماعی و زیستی آن ممکن است تا سال‌ها ادامه داشته باشد.

زیرساخت‌های محله باید بسیار قوی و در عین‌حال انعطاف‌پذیر و نوآورانه باشد. یک نرده آهنی جداکننده ترافیکی موترها، گاهی مانع خوبی در برابر انتحاری است. یک کانال کوچک آب، در واقع یک پناهگاه است.

ه) حکومت‌داری

حکومت‌داری خوب شهری، اداره از پایین به بالا و اقدامات مدنی، باعث افزایش تاب‌آوری شهری می‌شود. از طرفی، یک شاروالی انحصارگرا می‌تواند غیرمستقیم به خدمت فاشیسم و ترویسم درآید، جریان مقاومت مدنی را تحریف کند و برخلاف منافع مردم اقدام کند. بنابراین شاروالی‌ها باید انتخابی شوند. مردم باید با هماهنگی شاروالی و تعامل با کنشگران شهری، خودشان محله را مدیریت کنند.

نتیجه‌گیری

مردم افغانستان، به‌ویژه مردم هزاره، جزو تاب‌آورترین مردم جهان‌اند. آنان از نسل‌کشی، اخراج اجباری، تبعیض و سرکوب حکومت‌های مستبد سربلند بیرون آمده‌اند و بی‌تردید این روزهای سخت را از لوگر تا بهسود و از هرات تا کابل، به خاطرات خوش تبدیل خواهند ساخت. این نوشته تنها یادآوری گوشه‌ی کوچکی وظایف خطاب به نهادهای اجتماعی، مسئولان، مدیران شهری، سیاستمداران محلی و کنشگران حوزه شهری است.

در پایان باید نتیجه گرفت که اطلاق شهرکشی ربطی به تعداد افراد کشته‌شده ندارد. اگر در مقابل تخریب روابط یک جامعه، از بین‌بردن معنادار تنها یک ساختمان، سرکوب هویت‌های متمایز، و تبعیض سیستماتیک سکوت کنیم و استقامت نکنیم، گاهی لحظه‌ای و گاهی آرام و خاموش نسلی را می‌کشد و ناپدید می‌کند.