مگر استقلال شاخ‌ودُم دارد؟!

هادی دریابی

دیروز، نودوپنجمین سال‌روز استرداد استقلال کشور بود. دولت این روز را جشن گرفت. کرزی در جشن شرکت کرد و پای منار آزادی، گل گذاشت. امیدوارم گل‌های زنده را نثار منار آزادی کرده باشد (کثافت‌ها می‌گویند که پول منار آزادی ما، از جیب جوراب جان‌مک‌کین پرداخت شده. خوب کثافت‌ها کثافت اند دیگر). کرزی در حالی شرکت کرده بود که یک نفر را مخصوص شمار کردن راکت‌های ارسالی آقای نواز شریف، در سلام‌خانه‌ی ارگ مقرر فرماییده بود. این از این! دیگرش، عبدالله و اشرف غنی نیز در جشن استقلال کشور حاضر شده بود. یکی می‌گوید کت‌وشلوار عبدالله در ترکیه دوخت می‌شود یا رختش از ترکیه وارد می‌شود و دیگری می‌گوید نه، یا در ایران دوخت می‌شود یا رختش را از ایران می‌آید و در سینما بهارستان دوخت می‌شود. گور پدر کت‌و شلوار عبدالله که در هرجای دوخت می‌شود. مهم این‌است که تکه‌اش از ما نیست. اشرف غنی که با لباس وطنی در مجلس حاضر شده بود، به یقین که رخت لباسش، از پاکستان، به احتمال زیاد از لاهور وارد شده و صد شکر خدا را که دوخت لباس او، مطمئناً و دل‌جمعانه، در وطن عزیز ما صورت گرفته است. هر آن‌چه را اشرف کاکا و عبدالله خان، پوشیده بود، از کت و بوت گرفته تا زیرخشتکی (نیکر) مبارک، همه از بیرون کشور وارد می‌شود. همین‌طور از کاکا کرزی و ما ملت غیور! ممکن است یک عده شال وطنی بپوشد، همین عده از نظر ما، عتیقه و عقب‌مانده است. اگر دروغ است، به Made in  شامپوی خویش نظر بیندازید، آن‌وقت مثل ابوالفتانه به من حق می‌دهید. من دروغ نمی‌گویم، حتی اگر به خاطر استقلال کشور باشد. آدم دروغ‌گو سگ است، سگ اگر راست بگوید، آدم دروغ‌گو، راست نمی‌گوید! مثلاً وقتی نواز شریف برای کرزی و ملت افغانستان، پیام تبریکی موشک‌پیچ روان می‌کند، آدم حیران می‌ماند که نواز شریف سگ است یا نه؟ چون او دروغ می‌زند. از دوستی و هم‌کاری دم می‌زند، اما کنر زیر موشک‌های این لعین، آرام ندارد. مگر مردم کنر، انسان نیست؟ مگر وکیل در پارلمان ندارد؟ مگر بعضی‌ جاهایش، تفریح‌گاه بعضی از سیاست‌مداران نیست؟ مگر کرزی نمی‌توانست به رسم اعتراض، پیام نوازشریف را رد کرده و عملاً طرف مردم کنر را بگیرد؟ مطمئناً که می‌توانست. اما چرا اعتراض نکرد؟ چون استقلال ما استقلال نیست.

 می‌گوید استقلال وقتی معنا پیدا می‌کند که، مثلاً‌ اشرف غنی و عبدالله در جشن شرکت می‌‌کنند، طبعا خیلی خوش‌حال اند، ناظرین شان هم در کمیسیون استقلال یافته‌ی انتخابات، با قیچی به جان هم، حمله نمی‌کند. اما متاسفانه و با عرض صد بیرل افسوس، اشرف غنی و عبدالله، با لب خندان رفتند به جشن، ناظرین شان هم افتادند به جان هم! حالا شما بگویید، استقلال ما استقلال است؟ البته پیش از این‌که بگویید، به چند چیز زیر توجه کنید!

ما در کشور خود، حتی به اندازه‌ی نیاز خویش، خر نداریم. هرچند شایعه‌ی صادرات خران فوق‌العاده و مرغوب از افغانستان به تمام جهان، وجود دارد، اما دروغ است. اگر دروغ نیست، برای من یک نمونه بیاورید. لطفاً شاه‌شجاع را نمونه نیاورید که بسیار تکراری شده! خُب… وقتی یک کشور به اندازه‌ی کفاف خودش خر نداشته باشد، آن‌هم در عصری که خرسواری برای رسیدن به اهداف، لازم باشد؛ آیا استقلال، استقلال است؟ نه!
از خودکفایی در عرصه‌ی تولید ضروریات زندگی، حرفی نمی‌زنم. چون مطمئنم که گندم‌های انبار شده‌ در گدام‌های بین‌المللی، اگر هیچ جای دنیا مصرف نشود، در افغانستان مصرف خواهد شد. یک ضرب‌المثل چینی است که می‌گوید «اگر دیدی برنج می‌گندد و تو ضرورت نداشتی، به افغانستان ارسال کن، چین نیاز به کنش حقوق‌بشری دارد. فوکونسیفوس». واقعاً همین‌گونه است. نیست؟! دیدید در بالا گفتم که حرف از خودکفایی نمی‌زنم، حالا کشوری که مردم آن حتی در مورد خودکفایی حرف نمی‌زند، چه رسد که در این زمینه فکر کند یا تلاش کند، آیا استقلالش، استقلال است؟ نه!
تنها من نیستم که در مورد خودکفایی حرف نمی‌زنم و فکر نمی‌‌کنم، یک عالم آدم این سرزمین این گونه است. من که حتی خاک پای ملت هم نیستم، اشرف غنی و عبدالله را ببینید که سرمه‌ شده رفته، آن‌وقت جان‌ کری می‌آید و چارکلمه منطق به این دو داکتر یاد می‌دهد و می‌رود. در کشوری که هنوز هم یک خارجی، یک آدم برتر، بیاید و به کسانی که حیثیت سرمه‌ی چشمان مردم را دارند، منطق و کار عاقلانه درس بدهد، آیا استقلال معنا دارد؟ نه! حالا شما نگویید که چه فرق می‌‌کند آدم منطق و عقل را از خارجی‌ها یاد بگیرد. فرق نمی‌کند، اما در این مورد فرق می‌کند!
بقیه دلایل نااستقلالی را ذکرنمی‌کنم. فقط این‌قدر می‌گویم که، آن‌های که به استقلال وطن باور ندارند، آیا این قدر مرد هستند که جوراب خویش را خود بشویند؟ وقتی آن‌ها نمی‌توانند جوراب خود را بشویند، پس  هیچ حقی هم ندارند که از استقلال حرف بزنند و یا هم آن را ریش‌خند کنند!
به‌تربیت! جورابت را هنوز خواهر یا خانمت می‌شوید. نمی‌شوید؟! دروغ‌گو سگ است، راستش را بگو!
مگر استقلال شاخ‌ودُم دارد؟! بعداً توضیح خواهم داد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
35 دیدگاه