هیچ‌چیز در این مملکت بعید نیست!

هادی دریابی

از امروز تا روز بعد، ممکن است اتفاق‌های زیادی بیافتد. ممکن است این اتفاق‌ها، عالمی از آدم را شاد یا دل‌خون کنند. به‌طور مثال: ساعت 11 و 45 قبل‌از‌ظهر که معمولاً انتظار نان را می‌کشم، سری به فیس‌بوک می‌زنم. در صفحه‌ی یکی از دوستان می‌خوانم که عبیدالله عبید به دانشجویان دانشگاه کابل قول داده که سر از تاریخ 28 استقلال 1393، تمام بوتل‌هایی که وارد دانشگاه می‌شوند، بررسی شده و هیچ بوتلی که شکسته و ترک‌خورده باشد، وارد لیلیات این دانشگاه نخواهد شد. اگر احیاناً کدام بوتل پدر‌لعنت که از نعمت عقل بی‌نصیب می‌باشد و خدا می‌داند چه حرام‌زاد‌گی کرده است، به هر صورتی وارد لیلیات، به‌خصوص لیلیه‌ی دختران شود، اولاً معلمه‌ی این لیلیه باید آن‌ را فوراً به سطل آشغال بیاندازد، دوماً، اگر احیاناً از تصفیه‌‌خانه‌ی معمله که همانا دو چشم باشد، بوتل شکسته رد شد و به دست محصله‌ی محترمه رسید، از همان محصله خواهش می‌کنیم که دیگر به معلمه نگوید که «این بوتل شکسته است، این را پس بگیر و یک‌دانه سالم به من بده!» می‌دانید که معلمه‌های وطن نیم قرن جنگ را تحمل کرده، اکثراً داغ شهادت عزیزان خویش را به دل دارند، از لحاظ روانی که ما الحمدالله در کشور خویش روانی‌های بسیار و خطرناکی داریم، این امر یعنی پس دادن بوتل شکسته و طلب کردن بوتل سالم، درست نیست؛ در مغز آدم آتش روشن می‌کند. یعنی اگر واقعاً حکومت در تحویل‌دهی بوتل‌ها کوتاهی کرد، محصلان باید بزرگ‌واری نموده و باعث خشم مقام‌ها نشوند. بوتل شکسته را تحویل بگیرید، از مربایش یا هرچیزی که داخلش بود، استفاده نکنید، فردا یا پس فردایش به وزارت بیاورید. ما یک کمیته‌ی بررسی بوتل‌ها ایجاد کرده‌ایم. بوتل‌های شکسته را که به دختر یا پسر هر قومی داده شده باشد، بدون تعصب پس می‌گیریم و بوتل سالم تحویلش می‌دهیم. به لحاظ خدا مطابق قانون رفتار نمایید تا همه از دست این رسانه‌های نامرد در امان باشیم!! کُمَکُم من‌الله و فتحٌ نزدیک! این خبر باعث خوش‌حالی من می‌شود. در حالی ‌که تا دیروز این خبر نبود؛ این تصمیم در وزارت تحصیلات عالی وجود نداشت. این امیدواری و دعوت به خویشتن‌داری برای محصلین داده نشده بود. اما در فاصله‌ی «تا روز بعد» این اتفاق افتاده و حد‌اقل مرا شاد نموده است. همین‌طور، ممکن است اتفاق‌های ناگواری هم بیافتد! البته پیش از عرض مثال اتفاق ناگوار، عرض کنم که مثال فوق می‌تواند یکی از دلایلی باشد که ما استقلال داریم و ضرور نیست فکر کنیم که استقلال شاخ‌ودُم دارد. در مورد اتفاق ناگوار، فرض کنید کمیسیون حقوق بشر به تاریخ بیست‌وهشتم استقلال یک گزارش نشر کرده که روایت فاجعه‌آمیز از عمل بچه‌بازی در افغانستان دارد. این کمیسیون در گزارش خود ذکر کرده که بچه‌بازی، در قانون جزای افغانستان جرم پنداشته نشده! فکر می‌‌کنید بچه‌بازان با شنیدن این مورد گزارش حقوق بشر چه کار می‌کنند؟ خُب، معلوم است که چه کار می‌کنند. بچه‌بازی می‌کنند دیگر! فکر کنید من هم بچه‌باز هستم، یک بچه دارم به اسم شعیب‌الدین، اما من او را انجنیر شعیب صدا می‌‌کنم. به محض خواندن گزارش حقوق بشر و مخصوصاً آن نکته‌اش، انجنیر شعیب را گرفته، خانه‌ی حاجی فضل‌‌الدین‌شان می‌رویم. حاجی فضل‌الدین، پسر قومندان نسیم محمدی را هم دعوت کرده. پسر قومندان نسیم معروف به زبیر رهبر است و یک بچه به اسم سهیل نگه‌داری می‌کند. زبیر رهبر، سهیل را با خود آورده و کنار بچه‌ی حاجی فضل‌الدین‌شان نشانده است. منظورم از بچه‌ی حاجی فضل‌الدین، همان نیازگل است که در حقیقت عشق و روح حاجی محسوب می‌شود. درست است که پسر واقعی حاجی ‌فضلک (حاجی فضل‌الدین بین ما بچه‌بازها به این نام مشهور است) نیست، اما خدا نگاه کند، جوره ندارد. انجنیر شعیب، سهیل و نیازگل سه تا کبوتری اند که پیام‌شان به ما عشق است، زندگی است و دیگر هیچ! می‌رقصند، می‌‌خوانند، شور می‌دهند، دین و دنیا را به لرزه می‌آورند تا ما زنده بمانیم!…

می‌بینید که تا روز بعد، ممکن است خیلی اتفاق‌ها بیافتد. هرچند خبر بچه‌بازی برای اکثریت مردم، خبر ناگوار محسوب می‌شود؛ اما برای من و زبیر رهبر و حاجی فضلک و رقیبان و رفقای هم‌قطار ما، چندان هم ناگوار نیست. و این چیزی است که در فاصله‌ی «تا روز بعد» اتفاق افتاده است. تا روز بعد اصلاً ممکن است گزارش قتل یک جوان در آکادمی ملی نظامی نشر شود. ممکن است تمام گزارش‌ها با ثبوت و شواهد، مرگ او را طبیعی جلوه بدهند. چه کسی می‌داند؟ اصلاً ممکن است تا روز بعد، تمام چیز‌هایی که در حکومت وحدت ملی تقسیم شده، طی یک لیست چند صد صفحه‌‌ای خدمت مردم تقدیم شود و ما اصلاً باور نکنیم که حتا خود ما نیز تقسیم شده‌ایم. هیچ‌چیز در این مملکت بعید نیست!

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه