برخورد قومی با مقاومت مردمی، خودکشی نظام است

برخورد قومی با مقاومت مردمی، خودکشی نظام است

زمانی که جنگ‌جویان طالبان، سرمست از پیشروی و پیروزی‌های برق‌آسا در شمال کشور، ولسوالی‌ها را یکی پس از دیگری تصرف می‌کردند، روحیه‌ی عمومی ناگهان سقوط آزاد کرد. طالبان علاوه بر دست‌یافتن به پیروزی‌های چشمگیر جنگی و تاکتیکی، از تصرف ولسوالی‌ها، برای یک هدف استراتژیک سیاسی و تبلیغاتی نیز استفاده می‌کردند. این گروه مدعی بودند که بیش از صد ولسوالی را بدون درگیری و مقاومت چندانی تصرف کردند زیرا مردم با حضور این گروه در مناطق‌شان نه‌تنها مشکلی ندارند که از سقوط این ولسوالی‌ها استقبال نیز کرده‌اند.

در اوج پیشروی‌های سریع طالبان به قلب ولسوالی‌های شمال، ناگهان ورق برگشت. موجی از بسیج‌های مردمی از بدخشان تا هرات و از غور تا بغلان در بیش از ده ولایت کشور سر برآوردند. هزاران نفر از ساکنان بومی این ولایات با برداشتن اسلحه، حمایت‌شان از نیروهای امنیتی و حکومت افغانستان در برابر طالبان را اعلام کردند. ظهور بسیج‌های مردمی در شمال، هرچند که تاکنون در قیاس با پیشروی‌های سریع طالبان، کاری از پیش نبرده اما روح تازه‌ای به روحیه‌ی روبه‌افول فضای عمومی دمید.

با آغاز شکل‌گیری بسیج‌های مردمی، استقبال گسترده‌ای در حکومت افغانستان از دست‌به‌ماشه‌شدن این نیروها صورت گرفت. حکومت افغانستان به‌صورت رسمی از شکل‌گیری این نیروها حمایت و اعلام کرد که از این نیروها به حد کفاف و نیاز، حمایت تجهیزاتی صورت خواهد گرفت.

اما پس از چند روز، روند حمایت از بسیج نیروهای مردمی در حکومت افغانستان فروکش کرد. نه‌تنها تمایل حکومت افغانستان برای حمایت از این نیروها به اکراه رفت که برخی مقامات صاحب‌صلاحیت در حکومت و از آن‌جمله فضل‌محمود فضلی، به تلویح گفت که حکومت افغانستان ملیشه‌سازی را تحمل نخواهد کرد.

برخی از گزارش‌ها حاکی از آن است که رییس‌جمهور غنی پس از برگشت از سفر واشنگتن، تمایلش به حمایت از خیزش‌های مردمی را به مخالفت با تجهیز و حمایت همه‌جانبه از این نیروها تغییر داده و سعی می‌کند به‌جای حمایت از این نیروها، پولیس محلی که یک سال قبل لغو شده بود را مجددا فعال کند.

برخی از چهره‌های سیاسی که خود به‌صورت مستقیم یا غیر مستقیم در امور شکل‌دهی بسیج‌های مردمی دخیل هستند، به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم از کوتاهی و تعلل حکومت در تجهیز این نیروها یا برخورد قومی با آن سخن گفته‌اند. باری عطامحمد نور که برای مبارزه با پیشروی طالبان به بلخ رفته است، در جریان یکی از عملیات‌های نظامی علیه طالبان اعلام کرد که از طرف حکومت حمایت کافی صورت نمی‌گیرد.

حزب جنبش ملی، بزرگ‌ترین شاکی در این اعتراض است. به‌تازگی بابر فرهمند، معاون شورای عالی مصالحه ملی گفته است که حکومت در حمایت از خیزش‌های مردمی سلیقه‌ای و قومی عمل کرده و به جناح‌های سیاسی که در سرقومندانی اعلای قوای مسلح، نمایندگان مؤثر بر تصمیم‌گیری‌ها ندارند، هیچ توجهی صورت نمی‌گیرد.

خطا نیست اگر بگوییم برخورد قومی و سلیقه‌ای با نیروهای بسیج مردمی و مواجهه با این نیروها به‌عنوان «تهدید»، برای نظام سیاسی که عملا دستکم ۷۰ درصد قلمروش را از دست داده است، حکم نوشیدن شوکران خودکشی را دارد. ده‌ها ولسوالی به دست طالبان به سرعتی برق‌آسا سقوط کرد. برخی از مهم‌ترین شهرها از چهارسو در محاصره کامل قرار گرفته است. در برخی از شهرها، طالبان پس از کامل‌کردن حلقه‌ی محاصره‌ی‌شان، عملا وارد برخی از ساحات داخل شهر شده‌اند. در چندین ولایت، همه‌ی ولسوالی‌ها در تصرف طالبان قرار دارند و از تمام اراضی این ولایات، فقط مرکز ولایت در تصرف نیروهای امنیتی باقی مانده‌ است. در چنین وضعی، تعلل در حمایت کافی از بسیج مردمی، تبرزدن به ریشه‌ی خویشتن است.

علاوه بر ضرورت جنگی و نظامی، به لحاظ سیاسی نیز و حتا بیشتر از دلایل نظامی، حمایت از بسیج مردمی یک فوریت استراتژیک است، زیرا روایت طالبان مبنی بر استقبال مردم از ورود جنگ‌جویان این گروه به اراضی تحت کنترل دولت افغانستان را ویران می‌کند. اگر برخورد سلیقه‌ای و قومی با نیروهای بسیج مردمی و تعلل در حمایت کافی از این نیروها ادامه یابد، ممکن است قیمت و هزینه‌ی این نوع مواجهه، در حد سقوط یا قرار گرفتن در لبه‌ی پرتگاه سقوط سنگین و ویران‌گر باشد.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.