هرچند هر دو ستاد بحرانآفرین کشور تاکید میکند که نخست وزیر بریتانیا شخصاً به هر یک از دو نامزد زنگ زده و از آنها دعوت نموده که به لحاظ خدا در جلسهی سران ناتو در ولز شرکت کنید، اما عبدالله عبدالله، از همین ابتدای کار گفته، شرکت نمیکنم چون کارهای واجبتری دارم. ستاد تحول و تداوم گفته که اشرف غنی فعلاً در این زمینه تصمیم نگرفته است. به نظر شما، عبدالله و غنی که هر دو بیشتر از صد فیصد، عاشق این وطن است و عشق خویش را در چند ماه اخیر به خوبی ثابت ساخته، چرا به این دعوت لبیک نگفتهاند؟ پاسخ این سوال را میتوان در ماهیت نشست جستجو کرد. نشست به این خاطر برگزار میشود که سران ناتو تصمیم بگیرند که به کمکهای خویش با نیروهای امنیتی افغانستان ادامه بدهد یا خیر؟ در افغانستان حضور داشته باشد یا خیر؟ اگر حضور داشته باشد، کم و کیف حضورشان چهگونه باشد؟ البته قرارها پیش از خلق بحران به دست هر دو کاندید و حکومت، این بود که رییس جمهوری جدید در نشست ولز شرکت کرده و باید ثابت کند که حضور ناتو در افغانستان ضروری است و کمکهای این اتحادیه، برای امنیت افغانستان حیاتی میباشد. حالا اگر عبدالله عبدالله تصمیم ندارد در این نشست شرکت کند، به این معناست که وی حرفی برای گفتن ندارد. اشرف غنی هم اگر تا حالا تصمیم نگرفته، معلوم است که وی نیز حرفی برای گفتن ندارد و ممکن است تا چند روز دیگر، چند حرفی سرهم کند و در این نشست شرکت نماید. اگر اشرف غنی تصمیم دارد حرف پیدا کند و در این نشست به سران ناتو بگوید، من در این زمینه وی را کمک میکنم. خوشبختانه چیزی که در افغانستان زیاد است حرف است، حرفهای که باید گفته شود. حرف که مثل گاز قیمت نشده، چنان ارزان است که، مثلاً آقای احمدزی میتواند به سران ناتو بگوید «تا وقتیکه رنگ دسترخوان مقامات و ملت و مامورین دولت از هم متفاوت باشد، حضور نیروهای ناتو در افغانستان حتمی است، کمکهای شان عین عبادت الله جلشأنوهو میباشد». ثابت کردن این مسئله، نیاز به نوار صوتی و تصویری ندارد. خود جامعهی جهانی به شمول آن، نخست وزیر بریتانیا که شخصاً هم به اشرف غنی زنگ زده و وی را دعوت نموده و هم به عبدالله زنگ زده و دعوتش کرده، این مسئله را میداند. یا آقای احمدزی میتواند بگوید که گاز فعلاً کیلوی یکصدوپنجاه افغانی است، اگر ناتو و کمکهای شان به افغانستان و ملت همیشه در سنگر افغانستان، پشت کند، گاز کیلوی 350 افغانی خواهد شد. زمانی که گاز کیلوی 350 افغانی شود، مغز آکادمی علوم افغانستان کار نخواهد کرد. آنوقت بهجای اینکه اطلس اتنوگرافی کاملاً غلط اقوام افغانستان را نشر و پخش کرده و سپس دوباره آنرا از بازار جمعآوری نماید، اطلس گاز مایع را نشر میکنند و در آن بر پدر و مادر انیشتین لعنت خواهند فرستاد. شما به توانایی آکادمی علوم افغانستان شک دارید؟ گفتم که در افغانستان حرف بسیار است. اگر آقای اشرف غنی وجدانش قبول نمیکند که این مسایل را مطرح کند یا ذهنش را با آن درگیر نماید، برود به سران ناتو بگوید «طالبان گروهیاست که سنگر را دوست دارند. دوری از سنگر، برای آنها چنان سخت تمام میشود که قطع کمکهای جهانی برای مقامات فزونخوردهی دولتی و غیر دولتی. طالبانی را که آزاد کردهاند، نتوانسته دوری از سنگر و جبهه را تحمل نمایند، بعضیها در چوکات بنیادین جنگ و ترور و بعضیها با پذیرش اصول اولیهی خشونت، دوباره به صفحات جنگ برگشته اند. اینجاست که ما ضرورت حضور و ادامهی کمکهای کشورهای عضو ناتو را برای حیات و آبادانی اساسی و با توجه به زیرساختهای بنیادین افغانستان، ضروری و حیاتی میبینیم».
به همین راحتی میتوان کشورهای دیگر را مجاب کرد. اگر به آنها بگوییم که در وطن ما یک کرزی وجود دارد که اصلاً دوست ندارد این انتخابات نتیجه بدهد، آنها قبول نمیکنند. اما اگر بگوییم که ملت از دست کرزی و برادرانش به ستوه آمده، برادران کرزی هر روز 11-12 نفر کارگر را میکشند. سپس راحت موتورسایکلهای شان را سوار شده و به مسجد رفته، جهت رضای خدا دو جزء قرآن تلاوت میکنند. بعداً که نماز ظهر را ادا کردند، دستور میدهند که نان بیاورند، شوربا را که نوش جان کردند، دوباره موتورسایکلهای شان را سوار شده، پتوهای خویش را بر شانه انداخته و در کمین مامورین دولتی مینشینند. همین که این قسمت خوانده شد، باید رو به درگاه خداوند گفته شود که خدایا تو ملت را از شر همهی ما نجات بده!… چیه از شر همهی ما نجات بدهد بد است یا فکر میکنید هیچ شری از شما به این ملت وارد نیست. من که عرض میکنم خدایا ملت را از شر من نجات بده!