چند تن از کلانسرهای دنیا در ولز نشست کرده که حاجات افغانستان را رفع نمایند. از قدیم رواج بوده که مردها چه سرشان خرد باشد، چه کلانسر باشند، برای رفع حاجت یگان جای مینشینند و مشغول رفع حاجت خویش میشوند. تا هنوز در تاریخ بشر مردی یافت نشده که ایستاده رفع حاجت نموده باشد (البته با توجه به رعایت ادب، نمیتوانم زنان را در این مسئله شریک سازم. امیدوارم کمیسیون مستقل حقوق بشر، مخصوصاً شعبهی زنانش، مرا مورد عفو قرار دهد).
اما آنگونه که من از تلویزیون دیدم، این کلانسرهای دنیا، قطار قطار نشسته بودند و به نوبت، یکی یکی میرفتند پشت یک میز خطابه میایستادند و ما فکر میکردیم که دارد یکی از حاجات افغانستان را رفع مینماید؛ مگر میشود ایستاده رفع حاجت نمود؟ نه نمیشود. برای درک این مسئله به علم هندسه مراجعه نمایید و یکبار دیگر زوایای منفرجه و حاده و قایمه را از نظر بگذرانید. شما فکر میکنید علم هندسه در سیاست کاربرد ندارد؟ این قدر که این روزها علم هندسه در سیاست کاربرد دارد، خود جان کری ندارد. مخصوصاً همین نشست و برخاستهای ولز را تماشا کنید، زوایای این نشست و برخاست را اندازهگیری نمایید، بعد متوجه میشوید که چطور نمیتوان ایستاده رفع حاجت نمود. ضربالمثل است که «بار کج، تا ثریا میرود دیوار کج، دیوار کج هم به منزل نمیرسد، چپه میشود». اما این هرگز به این معنا نیست که هر کسی که نشست و به رفع حاجت مشغول شد، حتماً موفق میشود. تاریخ پر از نشستهایی اند که بیانگر ناکامی در رفع حاجت میباشد. نشست بن را در نظر بگیرید؛ قرار بود در این نشست، از لحاظ تروریستی، حاجات افغانستان عزیز ما را رفع کنند. اما مثل اینکه در جریان رفع حاجت، کدام بندش پیش آمد و واکسینها هم بهموقع در اختیار طرف قرار نگرفت و تروریستها حتا بیشتر از پارسال در غزنی آدم میکشند. یک رقم وضع غزنی را خراب کرده که شک آدم به یقین تبدیل میشود. کدام شک، همان که ما شک داشتیم که والی غزنی طالب است یا طالب نیست؟ به نظر من که طالب است. در اینجا به یاد گفتهای از کنفوسیوس مرحوم میافتم که «اگر دیدید که والی اجازهی فیر دو فروند راکت را به ساحات مسکونی که حتا یک بمبهی آب دولتی هم در آنجا وجود ندارد، داد؛ مطمئن باشید که این والی تروریست است. فریب فشار را نخورید! او دروغ میگوید. جملههای نحس کنفوسیوس، جلد چهل و چندُم، ص 200 نفر زخمیاُم». پی این نشستها، برخاستهایی نیز وجود دارند. مثلاً یک نفر از افغانستان برخاسته که در ولز نشست کند، تا به میدان هوایی رسیده، یخن یک پولیس را گرفته و گفته که «تو را به سر بیبیات قسم! من برای نشست نیامدهام، مرا پناهندگی بده». اما آن پولیس گفته که من بیبی ندارم و فعلاً با جیسندول زندگی میکنم. سگم را جیسندول صدا میکنم. این یاور که برخاسته تا از ما نمایندگی نماید، به آن پولیس گفته که تو را به جیسندولت قسم…
وزیر دفاع که خود یکی از برخاستگان افغانستان در این نشست است، تمام این ماجرا را رد کرده. البته فکر میکنم خداوند مثل همیشه با ماست. نمیگذارد آبروی ما برود. ما هرجای دنیا که باشیم، سرفراز و گردنکش هستیم. یعنی گردن ما چیز نیست، فقط که تازه اتو کرده باشی، قاق و بلند است. تنها کسی که در این جلسه به رفع حاجت نپرداخته، همین بسمالله خود ماست. خدا او را داشته باشد، رفته که حاجات ما را برای دیگران پیش کند تا دیگران آن را رفع نمایند. برای رفع آن از مردم مالیه بگیرند، بنشینند پلان و استراتژی طرح کنند، بعد عمل کنند. آندرس فو راسموسن که دبیر کل نشستکنندگان ناتو میباشد، بعضی حرفها را گفته و به نظر من، هیچ لازم نیست به حرفهای او گوش کنیم. او گفته است، ما در سه زمینه با افغانستان همکاری میکنیم. اول، اگر دولت افغانستان پیمان امنیتی را امضا کند، ما حاضریم هرگز در افغانستان جنگ نکنیم، حتا اگر گفتهی آن سیاستمدار و کارشناس احمق که گفته بود، «افغانستان را عبدالرحمانی باید تا کارها به سامان آید»، عبدالرحمانی عنان کار را بهدست گیرد و هر روز هزاره و نورستانی و بدخشانی را بکشد! ما تعهد میکنیم که هرگز جنگ نکنیم، حتا اگر دفعهی بعد، سه هزار نفر در غزنی قربانی حملات طالبان شوند و بعد دولت در قبال این مسئله سکوت نماید! دوم، ما همچنان سالانه 4 میلیارد دالر را میدهیم، البته تا سال 2017. سوم، دوست داریم همکاری پایدار داشته باشیم. یعنی دوست داریم پایههای دار را برافرازیم تا آن عده از مولویان دورو که در قبال تجاوز گروهی در مسیر پغمان سکوت کردهاند را به دار بیاویزیم. وقتی این سخنان گفته میشده، میگویند بسمالله محمدی اشک میریخته است. از وی سوال شده که چرا اشک میریزی؟ گفته چه بریزم دیگر؟ شما اینجا هم توقع دارید ما خون بریزیم؟ غیر از اشک و یک چیز دیگر، هیچچیز دیگر ندارم که بریزم…
Heya i’m for the primary time here. I found this board and I to find It really useful & it helped me
out much. I’m hoping to offer something back and help
others like you helped me.