با تسلط طالبان بر افغانستان شرایط زندگی برای همهی مردم، بهویژه برای رسانهها و خبرنگاران کشور تغییر کرد. شمار زیادی از خبرنگاران مجبور شدند که افغانستان را ترک کنند. برخی برای نجات زندگیشان و برخی هم به امید ادامهی فعالیتهای رسانهای بیطرفانه؛ امیدی که اکنون بر آن غبار مهاجرت و قانون دستوپاگیر کشورهای میزبان سایه افگنده است. این وضعیت شماری را به ترک شغل خبرنگاری واداشته و شماری نیز با مشکلات چون تروما دست به گریبانند.
قانون ادغام مهاجران
زهره احساس ۲۶ ساله یکی از دهها خبرنگار افغانستان است که از دست طالبان گریخته است. او که اکنون در یکی از کشورهای عضو اتحادیه اروپا بهسر میبرد، میگوید که برای نجات زندگی و پیشبرد کار خبرنگاری بیطرف افغانستان را ترک کرد؛ اما اکنون با مشکلات دیگر مواجه است که ادامهی کار خبرنگاری را برای او ناممکن کرده است: «من با شماری از همکارانم در ماه آگست افغانستان را بعد از پنج سال خبرنگاری به این امید ترک کردیم که زندگی و شغلمان را نجات دهیم. با آنکه بیشتر از هر زمانی اکنون به اطلاعرسانی دقیق و بیطرف نیاز است، اما اکنون نمیتوانم کارم را ادامه بدهم.»
او توضیح میدهد که قانون ادغام مهاجران در شماری از کشورهای میزبان از جمله در کشوری که او ساکن است، مانع کار او و دیگر خبرنگاران افغانستان برای کشور و مردمشان میشود: «اطلاعرسانی دقیق، متوازن و بیطرف رسالت خبرنگار است. اما مطابق قانون بعضی کشورها ما (مهاجران) تا شش ماه حق ادای این رسالت را نداریم. این یعنی سکوت از روی اجباری که به ضرر مردم است و حقوق آنان برای دریافت اطلاعات را نقض میکند.»
این درحالی است که خبرنگاران مانده در افغانستان از تهدیدها و بستهبودن فضای کاری شاکیاند و میگویند که به فکر ترک شغل خبرنگاریاند.
روزیتا دیگر خبرنگار افغانستان است. او با تأیید این گفتهها، اضافه میکند که افغانستان را برای نجات زندگی و اطلاعرسانی بیطرف ترک کرد تا مجبور نباشد که حقیقت را نادیده بگیرد. روزیتا ۲۷ ساله از سه سال با اینسو به خبرنگاری و کار اطلاعرسانی رو آورده است؛ کاری که با وجود داشتن علاقه و امکانات اکنون از انجام آن منع شده است.
بهگفتهی این خبرنگار اکنون مردم از او انتظار دارد تا صدای آنان باشد، اما نمیتواند کاری انجام دهد: «من اگر سکوت میکردم مثل حالا، در افغانستان نیز میتوانستم باشم. اما برای اینکه ساکت نباشم و مجبور نباشم به درخواست کسی از حقیقت چشم بپوشانم، همه چیز را ترک کردهام.»
مانند زهره و روزیتا بسیاری از خبرنگاران با همین محدودیت مواجهند. چیزی که مردم را از دریافت اطلاعات دقیق و بیطرف نیز محروم کرده است.
تروما
افزون به این، خبرنگاران افغانستان میگویند که شرایط موجود از نظر روانی آنان را تحت فشار شدید قرار میدهند. روزیتا توضیح میدهد: «مردم ما را متهم به فراموشی و نادیدهانگاری میکنند. اما اگر به این درخواست لبیک بگویم حتا با کار از راه دور قانون را نقض کردهایم. نقض قانون اضطرابآور است و سکوت در برابر مردم نیز.»
در همین حال، یوسف رحمانی یکی از شهروندان میگوید: «رسانهها در داخل افغانستان فعالیت نمیتوانند و اگر انجام میدهد، سفارشی است؛ اما خبرنگارانی که از افغانستان بیرون شده در امن و آسایش مردم را فراموش کردهاند.»
افزون به قانونهای بازدارنده، تروما نیز رنج دیگر خبرنگاران افغانستان است. عروج حکیمی، خبرنگار رویترز میگوید با آنکه زندگیاش نجات یافته، اما همچنان از تروما رنج میبرد: «همهی ارزشها از دست رفت. نتوانستم و حق نداشتم که وقایع را مستند کنم. حالا با آنکه دو ماه است که از افغانستان بیرون شدهام، اما متأسفانه آن قدر وضع روانیام بحرانی است که جرأت نمیتوانم یک کلمه بنویسم.»
این خبرنگار ۲۸ سالهی افغانستان، از سال ۲۰۰۹ میلادی کار رسانهای را شروع کرده و در سال ۲۰۱۹ میلادی به خبرگزاری رویترز پیوست تا بتواند از مسایل مهم افغانستان بگوید و بنویسد. با فروپاشی حکومت، او این حق را بهدلیل تهدید از دست داد: «در کابل بودم، اما بهدلیل تهدیدهای بلند امنیتی اجازه نداشتم که حتا مسایل چهار اطرافم را پوشش بدهم.»
او به خاطر میآورد که همکاران رسانهایاش بهدلیل انعکاس حقایق از سوی طالبان شکنجه شده است: «متأسفانه دوگانگی رفتار طالبان رنج دیگری است. طالبان با خبرنگاران افغانستان بهگونهی دیگری رفتار میکنند، درحالیکه خبرنگاران خارجی را قدر میدهند و آنان نیز همان تصویری که طالبان میخواهند، منتشر میکنند. این دوگانگی درد است.»
خبرنگاری زیر حاکمیت طالبان
با سقوط حکومت بهدست طالبان، این گروه برای رسانهها و خبرنگاران محدودیت وضع کردهاند و با اعمال فشار سبب سانسور شدید رسانهها و خبرنگاران شده و میشوند. فشاری که سبب شده است تا شمار زیادی از رسانهها مسدود شوند. خبرنگاران کارشان را از دست داده و افغانستان را ترک کردهاند و وظایف دیگر جستوجو میکنند.
شماری از خبرنگاران داخل افغانستان میگویند که طالبان عملا از خبرنگاران و رسانهها میخواهند که هیچ گونه خبر و گزارش انتقادی را نشر نکنند.
فریدون حنفی یکی از دهها خبرنگار باقیمانده در افغانستان است. او میگوید که طالبان بارها از او خواسته است که گزارشهای انتقادی را نشر نکنند. او توضیح میدهد که تا اکنون و بهدلیل تهیهی گزارشهایش بارها از سوی اداره استخبارات و مسئولان امنیتی طالبان فراخوانده شده است: «بسیاری از گزارشها به درخواست طالبان از نشر بازمانده است و شماری نیز با رویکرد ملایم که نشر میشود نیز باعث دردسر برای ما میشود.»
این خبرنگار ۲۷ سالهی افغانستان از چهار سال به این سو خبرنگاری میکند، اما اکنون میگوید که بهدلیل اوضاع موجود از خبرنگاری دلسرد شده است.
علی حقمل، یکی از روزنامهنگاران افغانستان بعد از پنج سال کار خبرنگاری بهتازگی افغانستان را به مقصد ایالات متحدهی امریکا ترک کرده است. او میگوید: «با تسلط طالبان بر افغانستان روزنامهنگاری با دشواری روبهرو شده است تا حدی که به مرز امتناع (امتناع خبرنگاران از روزنامهنگاری) نیز نزدیک شده است.»
موسا شفق ۲۶ ساله یکی دیگر از این خبرنگاران است. او ده سال پیش خبرنگاری را خواند تا بتواند بهعنوان خبرنگار در راستای توسعه اجتماعی به مردمش کمک کند. اکنون اما بعد از پنج سال کار در این عرصه میگوید که خبرنگاری [در افغانستان] معنایش را از دست داده است: «وقتی بهعنوان یک خبرنگار نتوانی حقایق را بیان کنی، خبرنگاری دیگر معنایی ندارد.»
این خبرنگار اضافه میکند که طالبان از خبرنگاران انتظار دارند که نقش «دلقک» را برای آنان بازی کنند. در همین حال، بهگفتهی حقمل، پوشش مسائل و اطلاعرسانی در هر زمان از اهمیت زیادی برخوردار است، بهویژه در حال حاضر برای مستندات تاریخی اطلاعرسانی ضرورت جدی است؛ اما بهدلیل سانسورشدن رسانهها، محدودیت، تهدید و فشاری اعمالشده از سوی دستگاه حاکم، بیشتر وقایع در افغانستان اخبار نمیشود.

پیش از این، خانهی آزادی بیان از فشارهای شدید ادارهی استخبارات طالبان بر رسانههای افغانستان خبر داده و گفته بود که این گروه بهگونهی سیستماتیک رسانهها و خبرنگاران را سانسور میکند.
به نقل از اعلامیهی خانه آزادی بیان، استخبارات طالبان به شیوههای مختلف خبرنگاران و رسانهها را تحت فشار قرار میدهند، سانسور میکنند و با استفاده از زور، تهدید و فشار تلاش دارند تا تمام رسانههای آزاد افغانستان را به «پلتفورم تبلیغاتی» خود تبدیل کنند.
این درحالی است که طالبان بهتازگی مانع برگزاری کنفرانس خبری فدراسیون نهادهای خبرنگاری و رسانهای در کابل نیز شدهاند.
وضعیت رسانهها
با خروج نیروهای خارجی از افغانستان، اوضاع امنیتی در کشور وخیم شد و در نهایت در ۲۴ اسد سال جاری خورشیدی منجر به فروپاشی کامل حکومت بهدست طالبان شد. این تغییر زندگی بسیاری از مردم افغانستان را متحول کرد. این تحول بیشتر روی رسانهها در افغانستان محسوس است؛ زیرا با بدترشدن اوضاع امنیتی و خروج نیروهای خارجی از افغانستان، دوران شکوفایی آزادی بیان در افغانستان به پایان رسیده است. شهروندان از دسترسی نداشتن به اطلاعات دقیق و بیطرف شاکیاند و نهادهای خبررسانی را متهم به تبلیغات به نفع طالبان میکنند.
با سقوط حکومت بهدست طالبان، این گروه در اولین اقدام برای فعالیت رسانهها طرزالعمل یازده مادهای را تهیه کرد و با اعمال فشار و تهدید رسانهها را مجبور کرده که این طرزالعمل وزارتهای اطلاعات و فرهنگ و امر به معروف و نهی از منکر این گروه را پیروی کنند. بر اثر این فشارها روزنامهها از چاپ بازماندهاند. نشرات بسیاری از رسانهها، بهویژه محتوای نشراتی رسانههای صوتی و تصویری در افغانستان تغییر کرده است.
این درحالی است که براساس گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز (RSF) و انجمن ژورنالیستان آزاد افغانستان (AJIA)، از زمان تسلط گروه طالبان بر افغانستان تاکنون فعالیت ۴۳ درصد رسانهها در این کشور متوقف شده است و ششهزار و ۴۰۰ خبرنگار و کارمند رسانهای نیز شغلشان را از دست دادهاند.
این سازمانها تأکید کردهاند که در میان این افراد، خبرنگاران زن بیشترین آسیب را دیدهاند. براساس دادههای گردآوریشده توسط سازمان گزارشگران بدون مرز و انجمن ژورنالیستان آزاد افغانستان، از هر پنچ خبرنگار زن و کارمند رسانهای زن، چهار نفرشان بیکار شدهاند.
براساس این دادهها، در مجموع ۸۴ درصد خبرنگاران و کارمند رسانهای زن کارشان را از دستدادهاند. همچنین در گزارش تأکید شده است که هماکنون در ۱۵ ولایت افغانستان هیچ زنی بهعنوان خبرنگار کار نمیکند.
در شهر کابل هم که قبل از سقوط افغانستان بهدست طالبان یکهزار و ۱۹۰ خبرنگار و کارمند رسانهای زن کار میکردند، اکنون تنها ۳۲۰ نفر کارشان را ادامه دادهاند.
براساس گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز و انجمن ژورنالیستان آزاد افغانستان، در مجموع ۶۰ درصد خبرنگاران و همکاران رسانهها بعد از سقوط حکومت بهدست طالبان از کار برکنار شدهاند.
سازمان گزارشگران بدون مرز و انجمن ژورنالیستان آزاد افغانستان همچنین گفتهاند از مجموع دههزار و ۷۹۰ نفری که در رسانههای افغانستان قبل از تسلط طالبان کار میکردند، در هنگام نظرسنجی این نهادها، چهارهزار و ۳۶۰ نفر در وظایفشان بودهاند.
با این حال، این نهادها گفتهاند که محیط برای خبرنگاران در افغانستان بهشدت ناآرام شده است. این درحالی است که بهتازگی رحمتالله مرجانخیل، یک خبرنگار محلی در ولایت غزنی از سوی نیروهای طالبان مورد ضربوشتم قرار گرفته و پردهی گوش او آسیب دیده است.

حمایت از اطلاع رسانی
در چنین وضعی خبرنگاران مهاجر افغانستان خواهان توجه به اوضاع زندگی آنان برای پوشش مسائل مربوط به افغانستاناند. آنان نهادهای حامی خبرنگاران جهان را مخاطب قرار داده، میگویند که در شرایط موجود از آنان در برابر قوانین کشورهای میزبان حمایت کنند تا خبرنگاران افغانستان بتوانند بدون اضطراب و محدودیت فعالیتهایشان را برای اطلاعرسانی در بیرون از افغانستان و برای مستندکردن وقایع جاری کشور از سر گیرند.
عروج حکیمی میگوید: «درحالی رسانههای داخلی بهدلیل فشار و تهدیدها حقایق را بازتاب نمیدهند، نیاز جدی برای اطلاعرسانی دقیق به مردم وجود دارد.»
علی حقمل نیز میگوید: «اطلاعرسانی در هر زمان بهویژه در حال حاضر اهمیت تاریخی دارد و باید از این دوره مستندات کافی بدون سانسور ثبت شود و این وظیفه خبرنگانی است که در امنیتاند.»
خبرنگاران میگویند که در چنین وضع نیاز است که کشورها از جریان گردش اطلاعات دقیق به مردم افغانستان حمایت کنند.
یادآوری: اسم زهره و روزیتا بهدلیل نداشتن اجازهی مصاحبه و شفق و فریدون بهدلیل حضورشان در افغانستان مستعار انتخاب شده است.