وداع‌نامه 1

هادی دریابی

نمی‌دانم از کجا شروع کنم؟ دست‌آورد‌های سیزده‌ ساله‌ی حکومت را به عرض بنشینم یا از سیزده‌ سال اشتباه سخن بگویم؟ سیزده سال پیش، افغانستان رییس جمهور نداشت. معلوم‌دار است تا رییس جمهور نباشد، معاونان رییس جمهور نیز نمی‌باشد. ما این مسئله را برای کل جهان ثابت کردیم. امریکا اول قبول نمی‌کرد؛ اما وقتی فهمید که افغان‌ها بسیار باغیرت مردم اند، قبول کردند. ناتو هم قبول کردند. در طول این سیزده‌ سال، ما به جهانیان ثابت کردیم که اگر مردم افغانستان کمر خود را بسته کنند. برای بسته ‌کردن کمر خود نیاز به تکه دارند و ما این تکه‌ها را باید از دیگر کشور‌ها وارد کنیم. امروزه بازار تکه‌ی افغانستان، اکثراً توسط رخت‌های پاکستانی پُر و خالی می‌شود. این به این مانا که ما، با تمام احترامی که به دیگر کشورهای خارجی داریم، کمر خویش را با رخت‌های پاکستانی بسته می‌کنیم. هرچند بارها به وزیر صاحبان گفتم که بیایید از کشورهای دیگری مثل هند، چین، ازبکستان و حتا کشورهای اروپایی، رخت وارد کنیم؛ اما وزیر صاحبان مشوره دادند که نه! فعلاً باید از پاکستان وارد کنیم. اگر از پاکستان وارد نکنیم، آن‌ها سر ما قهر می‌شوند و انتحاری‌‌ بیش‌تر به افغانستان می‌فرستند. دیدم که وزیر صاحبان راست می‌گویند، خپ خود را گرفتم. باور به خدا کنید که صلح افغانستان به همین وارد کردن و مصرف کردن رخت بستگی دارد. ما همیشه به برادری پاکستان به دیده‌ی عزت، به دیده‌ی احترام، به دیده‌ی برادری نگاه کردیم؛ اما پاکستان‌ نمی‌خواهد در افغانستان صلح بیاید. پاکستان تنها نیست، امریکا هم نمی‌خواهد که در افغانستان صلح بیاید. امریکا‌ 13 سال پیش مرا به ریاست جمهوری رساند. به‌خاطر نابود کردن طالبان، به افغانستان لشکر کشید. با طالبان و القاعده جنگید. سربازان‌شان کشته شدند. ما از آن سربازانی که در افغانستان کشته شدند، تشکری می‌کنیم. خانه‌ی‌شان آباد! ملک و زندگی خود را رها کردند و آمدند در افغانستان که کشته شوند. یکی از دست‌آورد‌های سیزده ساله‌ی حکومت، کشته شدن هزاران سرباز خارجی در افغانستان می‌باشد. با این حال، امریکا همیشه فشار وارد می‌کرد که پیمان امنیتی را امضا‌‌ کنیم. شیر واری امضا‌ نکردیم؛ چون منافع ما در آن وجود نداشت.

هم‌وطن‌های عزیز! هم‌کاران عزیز! امروز بعد از سیزده‌ سال، من با تمام شما، با تمام ادارات، اعم از ادارات فاسد و ادارات تقریباً فاسد، از وزیران محترم که هر‌کدام چند سالی در این سیزده ‌سال افتخار افغانستان محسوب می‌شود، از تمام مأمورین، چه آن‌هایی که برای یک کریدت دو و نیم‌ صدی می‌میرند و چه آن‌هایی‌ که بنا بر وصیت پدر و مادر خویش، هرگز رشوه نمی‌خورند، اما ادعای شیرینی دارند، از همه‌ی شما خدا حافظی می‌کنم. من امروز قلبم پر از اشک شده. هم اشک شادی در آن موج می‌زند، هم اشک ناشادی! ما به همت شما مردم، به افتخارات‌ زیادی رسیدیم! من تمام افتخارات را با شما شریک می‌کنم.

افتخارات از بس زیادند، من حیران مانده‌ام از کجایش با شما بگویم. وقتی سیزده سال پیش به یاری بعضی‌ها ریاست جمهوری را شروع کردم، افغانستان اداره نداشت. شب‌ها از این بابت حیران بودم و روزها در عذاب! قسم خوردم که افغانستان را به کشوری تبدیل نمایم که در آن ادارات موج بزنند. امروز الحمدالله ما اداره داریم، انواع و اقسام مختلفش! یکی از این ادارات، کمیسیون اصلاحات اداری است. جهان می‌گفت، ادارات افغانستان فاسدند، مردم می‌گفتند فاسدند، رسانه‌ها می‌گفتند فاسدند؛ ما هم قبول کردیم که فاسدند. کمیسیون اصلاحات اداری را آباد کردیم. یک ‌نفر صاحب را در رأس آن مقرر نمودیم تا با فساد مبارزه کند. حالا به آن افتخار می‌کنیم. پیش‌نهاد‌های آن صاحب را کورکورانه امضا‌ کردیم. آن صاحب بزرگ‌وار، در کمال صداقت چنان با فساد اداری مبارزه نموده که حالا تشکیلات خودش و اداره‌ی خودش، یکی از فاسد‌ترین تشکیلات و اداره‌ی دولتی به حساب می‌آید. به یقین گفته می‌توانم که شیر مادرش حلال بوده و نوشش باد! از برکت همین آدم است که حالا‌ حتا در نشر اعلانات دولتی، تا جیب گماشتگان آن صاحب را پر نکنند، هیچ رسانه‌‌ای یا شرکتی موفق به نشر اعلانات دولتی نمی‌شود. شما اگر حلال‌زاده را موشگافی کنید یا در معنای آن خوب دقت کنید، حتما به همین صاحب که در بالا گفته شد و تمام افرادی می‌رسید که به کمک او به ریاست‌ها و معینیت‌ها رسیده‌اند. ما به وجود رییس کمیسیون اصلاحات اداری افتخار می‌‌کنیم. هیچ نمی‌دانم که این رییس صاحب در چه شرایطی متولد شده، چه خورده، پدر و مادرش با او چه کرده که این ‌قدر دل‌سوز و صادق و شایسته به‌بار آمده؟ کلان کلان اداره که سیزده سال عمر دارند، به اندازه‌ی دو سال عمر کمیسیون اصلاحات اداری، افتخار کسب نکرده. این‌ها در دو سال نام کشور را بد کرده‌اند؛ اما سایر ادارات که در رأس خود مشاهد ندارند، ناکام مانده‌اند! این کمیسیون در حقیقت از دست‌آورد‌های دوران حکومتم محسوب می‌شود و حالا که امضا‌های کورکورانه‌ام یادم می‌آید، اشک شادی در چشمانم، در قلبم و حتا در جگرم به تلاطم در می‌آید. به حکومت آینده پیش‌نهاد می‌کنم که قدر این اداره را بداند. این اداره کمک‌ فراوانی کرده تا نام افغانستان در صدر کشورهای فاسد دنیا قرار بگیرد. هرچند که به هیچ عنوان نمی‌توان از نقش و جای‌گاه وزیران شایسته و تیم‌های شایسته‌تر‌شان چشم‌پوشی نمود. از دولت آینده می‌خواهم که هم‌چنان پیش‌نهاد‌‌های مشاهد صاحب را ناخوانده امضا‌ کند تا ملت به صورت کامل … شود!

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه