وداع‌نامه 3

هادی دریابی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

افتخارات ما، افتخارات سلسله‌ایست. هیچ افتخاری در این کشور وجود ندارد که ربطی به افتخارات دیگر نداشته باشد یا در حدود اربعه‌اش، افتخارات چنگ‌بروتی نخوابیده باشد. ناامنی یکی از افتخارات حکومت سیزده‌ساله ماست. در اوایل که محدودیت‌های دشمن‌کشی کم بود، امنیت نسبتاً خوب بود. اما تدابیر و اندیشه‌های ترقی‌خواهانه و صلح‌جویانه‌ی دولت باعث شد که محدودیت‌های حمله بر دشمن هر روز بیش‌ و بیش‌تر شود. افزایش محدودیت‌ها پیش از آن‌که به افزایش وسعت مجرا‌های صلح بیانجامد، به نیک‌نامی تروریستان در حملات خونین شان انجامید! ما در حالی‌که صلح را حیاتی می‌دانیم، به عزای ارگون نشستیم. سر خویش را بغل کردیم و گفتیم «یک‌روز بخیر شاهد افغانستان باثبات خواهیم بود». بلی ما به امید ثبات بودیم و هستیم و نمی‌دانم حکومت بعدی آرزوی ثبات در سر خواهد داشت یا خیر؟ همان‌گونه که می‌دانید این آرزو مثل خون در شریان‌های ما جریان داشت که غزنی از راه رسید، 19 تن از برادران ناراضی (خدا بیامرز) ما که در بعضی از شاه‌نامه‌های دولتی از آن‌ها به‌نام برادران فریب‌خورده یاد می‌شوند، مزین با جلیقه‌های انتحاری و مفشن با دستگاه‌های آدم‌کشی وارد شهر غزنی شدند و حمله و انتحار و انفجار و در نهایت، خون و جسد و تن‌های زخمی و فکر‌های نگران را در شهر به‌جا گذاشته خودشان به میعاد‌گاه شان شتافتند! بعد از این حمله، ما در کمال شهامت و تعهد به مردم، رفتیم و ویرانی‌های باقی‌مانده را تماشا کردیم، عکس گرفتیم و یک بار دیگر از برادران فریب‌خورده خواهش کردیم که فریب‌های خورده‌شده را دوباره استفراق کرده و بیایند مثل ما نان گندم، خوراکی‌های رنگارنگ برنج، انواع گوشت‌های سرخ شده و کباب، چپس و پیپسی تناول بفرمایند! ما برای این خواهش خود دلیل داریم. دلیل ما این‌گونه شروع می‌شود: افغانستان یک کشور رو به توسعه‌ی افتخارات جهانی است. خدا را شکر که سرمایه‌های انسانی این کشور با هیچ کشور دیگر قابل ملاحظه نیست. ما شخصیت‌های بزرگی را در دامن کشور می‌بینیم که اگر مثل بازی‌کنان فوتبال قیمت‌گذاری شوند، هر کدام صد کریستیانو رونالدو می‌ارزد. یکی از این شخصیت‌ها که لیاقت و ارزش خویش را همواره ثابت نموده آقای استخاره‌مل است. هرجا که پای استراتژی خلق افتخار لنگیده، استخاره‌های این سرمایه‌ی هنگ‌مفت به داد ما رسیده. این آقا استخاره نمود و با دلیل محکم علمی ثابت نمود که «فریب‌خوردن» برای طول عمر مفید نیست! نه تنها مفید نیست که مثل خوراکی‌های درجه‌ یک کابل طعم و لذت هم ندارد. مثلاً من خودم 15 روز قبل از یک ترور خبر شدم، به من خبر دادند که فلانی برادرت را می‌کُشیم اما من فریب خوردم و گفتم ممکن است این یک حرف مفت باشد. 15 روز صبر کردم تا ببینم که برادرم را می‌کُشد یا نه؟ پدرلعنت‌ها رفتند و برادرم را باد باد کردند. این «فریب‌خوردن» من به قدری بدمزه و زشت بود که تا 15 روز دیگر حتی غذاهای لذید و دل‌پذیر، هیچ مزه‌یی نداشت یا من مزه‌ی آن‌ را نمی‌گرفتم. رسیدن به نا امنی اصلاً آسان نیست، اگر از خودگذری ملت شریف افغانستان نمی‌بود، حکومت سیزده‌ ساله هیچ‌وقت به این افتخار مسلح نمی‌شد. مردم شریف افغانستان گاهی از این ولایت به آن ولایت در رفت و آمد بود، برادران فریب‌خورده هم در مسیر راه‌ها کار شان را کردند تا جامعه‌ی جهانی قبول کند که افغانستان نا‌امن است. آن عده که در سفر نبودند و سر شان به کار و زندگی‌شان در شهر و منطقه‌ی شان گرم بود، برای آن‌ها مجبوراً چاره‌ی دیگر اندیشیدیم. ما باید بعضی از والی‌ها را مقرر می‌کردیم تا اجازه‌ی فیر راکت و مزاییل را بر خانه‌های مردم بدهند و این کار را هم کردیم. این‌جاست که رابطه میان تقرری‌های کورکورانه و خلق ناامنی به شدت ثابت می‌شود. طالبان را به طعم درآمد مواد مخدر آشنا کردیم و گفتیم هرچه بیشتر تولید کنید، امکان خشونت و ناامنی بیشتر فراهم می‌شود و این‌مسئله برای همه ثابت است. حالا شما به لطف سیزده‌ سال تلاش بی‌وقفه‌ی حکومت، به جایی رسیده‌اید که دلیر به خانه و کاشانه‌ی خویش رفته نمی‌توانید. حتی اگر در خانه‌ باشید از زنده‌بودن خویش مطمئن نیستید.
اگر کمی دقت کنید و اوضاع ولایت غزنی را توسط گرده‌ی خویش به چالش بکشید، به این سوال می‌رسید که چه سری است میان به سقوط نزدیک شدن ولسوالی اجرستان و دریافت اعتبارنامه اشرف غنی (رییس جمهور سر از و بعد از دوشنبه‌ی ما) از سوی کمیسیون مستقل انتخابات؟ مگر این که به واقعیت‌ها تن بدهید و بگویید این یکی از دست‌آورد‌های حکومت سیزده‌ ساله‌ی ماست! بعضی از مردم و مقامات ولایت غزنی مدام در پی بردن آبروی حکومت بوده و حتی هفته‌ها قبل از خطرات فعلی غزنی خبر داده بودند، مگر این‌ها نمی‌دانستند که افغانستان نوین به افتخار فاجعه نیاز دارد. اما خدا ما را خیر بدهد به سخنان این‌ها گوش ندادیم و فکر می‌کنم که خداوند متعال مکلف باشد که در قبال این گوش‌نکردن‌های ما، کدام جزیره‌ی از بهشت را به نام ما ثبت کند. (به خیالم که اشاراتی در این زمینه به حضرت صاحب هم داده شده باشد، اگر هم داده شده باشد، ما نباید از این وعده و مژده به کسی چیزی بگوییم تا خدای نخواسته پشیمانی در کارها اتفاق بیافتد و سهم ما پایمال شود)

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه