رهبران جهان از تمام جهات در محاصره‌ی بحرانند؛ پوتین در انتظار تماشای شکست آن‌هاست

نویسنده: نیک روبرتسون

یک سال و این‌همه تغییر! چالش‌های عظیمی که برخی از آن‌ها ۱۲ ماه پیش، در آخرین دیدار رهبران گروه هفت اصلا قابل تصور نبود، اکنون مرفه‌ترین کشورهای دموکراتیک جهان را که درحال آماده شدن برای دیدار در آلمان هستند، تحت تأثیر قرار داده است.

سال ۲۰۲۱ در استراحت‌گاه ساحلی کورن‌وال در خلیج کاربیس، خوش‌بینی میان رهبران موج می‌زد؛ چراکه روسای‌جمهور، نخست‌وزیران و صدراعظم گروه هفت برای اولین‌بار از زمان شروع پاندمی کووید۱۹ از نزدیک یک‌دیگر را ملاقات می‌کردند.

آن‌ها با هم متعهد شدند که «کووید۱۹ را شکست می‌دهیم و اوضاع را بهبود می‌بخشیم، اقتصادها را دوباره تقویت می‌کنیم، از سیاره‌‌ی‌مان محافظت می‌کنیم و مشارکت‌ها را تقویت می‌کنیم».

اما رویدادهای جهانی از آن زمان تاکنون تمام این تلاش‌ها را نقش بر آب کرده و معلوم نیست که آیا امسال امکان پی‌گیری این اهداف وجود خواهد داشت یا نه. تهاجم بی‌مقدمه‌ی روسیه به اوکراین ابری بزرگ و منحصر به فرد است، اما رعدوبرق‌های دیگری نیز در ادامه خواهد آمد.

طی چند روز آینده، رهبران اتحادیه اروپا، جاپان، کانادا، ایالات متحده، بریتانیا، فرانسه و ایتالیا به میزبانی آلمان در کاخ مجلل و آرام  الماو (Schloss Elmau) در باواریا یک‌دیگر را ملاقات خواهند کرد.

این تفرج‌گاه آبگرم که در دره‌ای آرام واقع شده، معمولا به میهمانان فرصت کوتاهی می‌دهد تا از نگرانی‌های زندگی فاصله بگیرند. اما حتا کاخ الماو نمی‌تواند ذهن رهبران جهان را از مشکلاتی که پیش روی‌شان است دور کند. شعار این دور اجلاس «پیشرفت برای یک جهان عادلانه» انتخاب شده است.

مقامات دولت ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه به جنگ هسته‌ای آخرالزمانی اشاره می‌کنند، چین قاطع‌تر از همیشه است، بحران جهانی غذا در راه است، قیمت نفت درحال افزایش است و رکود اقتصاد جهانی و بحران هزینه‌های زندگی در آینده‌ی نزدیک از راه می‌رسد. آرزوها برای تغییر اقلیمی نیز نقش بر آب شده و مشکلات زنجیره‌ی تأمین امید بازگشت به حالت عادی پس از پاندمی را کاهش می‌دهد. و علاوه بر همه‌ی این‌ها، میزبان اجلاس سال گذشته (بریتانیا) تهدید می‌کند که به قیمت خطر برهم زدن نظم جهانی که به ایجاد آن کمک کرده و کم‌رنگ کردن کارایی محدود گروه هفت، قوانین بین‌المللی را در مورد توافق برگزیت خود با اتحادیه اروپا نقض می‌کند؛ صرف نظر از طرح بحث‌برانگیزش برای اخراج پناه‌جویان به رواندا.

اگرچه رهبران گروه هفت می‌توانند در مورد نتیجه‌ی اتحاد خود در مواجهه با تجاوزات بی‌سابقه‌ی روسیه با رضایت به گذشته بنگرند، اما مقیاس بحران‌های درحال ظهور این رضایت را ناچیز جلوه می‌دهد.

در طوفان پیش رو تمام تقصیرها متوجه پوتین نیست، اما جنگ غیرقابل توجیه او در اوکراین ارتباطی ناگسستنی با بسیاری از بحران‌های درحال ظهور دارد. بدون این جنگ، اصلاحات لازم آسان‌تر و کم‌تر بود و تأثیرات مخرب کم‌تری داشت.

بحران غذایی

بحران جهانی غذا نمونه‌ای از این بحران‌ها است. تا حدی می‌توان مسایل زنجیره‌ی تأمین جهانی پس از پاندمی را دلیل آن دانست، اما سرقت گندم اوکراین توسط روسیه و محاصره‌ی کشتی‌های اوکراینی در دریای سیاه که مانع از رسیدن گندم و سایر محصولات کشاورزی اوکراین به بازارهای بین‌المللی می‌شود، نیز نقش مهمی دارد.

طبق برنامه جهانی غذای سازمان ملل متحد (WFP)، اوکراین معمولا ۴۰ درصد گندم این نهاد را تأمین می‌کند. سازمان خواروبار و کشاورزی ملل متحد (فائو) می‌گوید که اوکراین ۱۶ درصد از ذرت صادراتی جهان و بیش از ۴۰ درصد از روغن آفتابگردان جهان را تأمین می‌کند.

کمیته بین‌المللی نجات غیردولتی جهانی (IRC) اخیرا اعلام کرد که «۹۸ درصد از صادرات غلات و گندم اوکراین در محاصره باقی مانده است» و افزود که «قیمت مواد غذایی در سراسر جهان تا ۴۱ درصد افزایش یافته و پیش‌بینی می‌شود که ۴۷ میلیون نفر دیگر امسال گرسنگی حاد را تجربه کنند.»

سال‌هاست که صادرات گندم و غلات اوکراین به برخی از نیازمندترین کشورهای جهان می‌رسد: لیبی، لبنان، یمن، سومالی، کنیا، اریتره و اتیوپی.

برای بهبود وضعیت، گروه هفت باید پوتین را وادار به عقب‌نشینی از برخی از اهداف جنگی خود کند. به‌عنوان مثال، پایان دادن به درگیری یا باز پس دادن کنترل تمام دونباس به کی‌یف؛ اما تاکنون هیچ نشانه‌ای دال بر چنین تصمیمی از سوی او وجود ندارد.

بحران انرژی تهدیدی برای تعهدات اقلیمی

افزایش قیمت نفت یکی دیگر از نتایج جانبی جنگ پوتین است؛ البته این واقعیت که تولید نفت با افزایش مصرف پس از پاندمی هم‌خوانی ندارد، آن را به یکی از نتایج پیچیده‌ی جانبی تبدیل کرده است. برای رفع این مشکل، گروه هفت باید شرکای روسیه در اوپک پلاس از جمله عربستان سعودی را متقاعد کند که به پوتین پشت کنند و تولید نفت را افزایش دهند.

سفر جو بایدن، رئیس‌جمهور ایالات متحده به جده که برای اواسط جولای برنامه‌ریزی شده بود و سفر بوریس جانسون، نخست‌وزیر بریتانیا به ریاض در ماه مارچ، نشان می‌دهد که گروه هفت ممکن است بتواند پیشرفتی در این زمینه داشته باشد، اما هنوز هیچ تضمینی وجود ندارد. عربستان سعودی مانند روسیه از قیمت‌های بالای نفت سود زیادی می‌برد. سود آن‌ها به قیمت درد میلیاردها انسانی تمام می‌شود که برای تأمین هزینه‌ها در بازار مواد خوراکی با چالش مواجه شده‌اند.

گروه هفت سال گذشته در راستای به صفر رساندن گازهای گلخانه‌ای و به کارگیری انرژی سبز پس از پاندمی با موفقیت عمل کرده بود، اما تلاش‌های امسال کشورهای غربی برای کنار گذاشتن نفت و گاز روسیه بزرگ‌ترین عامل بحران -زغال‌سنگ- را تقویت کرده است.

آلمان، میزبان گروه هفت که اکنون در وضعیت بحرانی قرار دارد، می‌گوید نیروگاه‌های زغال‌سنگ بیشتری را راه‌اندازی خواهد کرد؛ زیرا روسیه عرضه‌ی گاز خود را به این کشور کاهش می‌دهد و همان‌گونه که انتظارش می‌رفت انرژی را به ابزاری برای اعمال نفوذ تبدیل کرده است. این تصمیم نسبت به رویکرد آلمان در نوامبر گذشته، زمانی‌که مهلت نهایی برای حذف تدریجی زغال‌سنگ را به هشت سال زودتر از موعد یعنی سال ۲۰۳۰ کاهش داد، یک عقب‌گرد محسوب می‌شود. پس از تهاجم روسیه، این کشور هم‌چنین برنامه‌هایی را برای انتقال بخش برق خود به انرژی‌های تجدیدپذیر ۱۰۰ درصد تا پنج سال آینده تسریع کرد.

جانسون، که سال گذشته گفت جهان در حذف تدریجی زغال‌سنگ به نقطه بی‌بازگشتی رسیده، همین هفته به بریتانیا پیشنهاد کرد که دوباره استخراج سوخت فسیلی برای فولادسازی را آغاز کند. این کشور هم‌چنین طرح تعطیلی تعداد بیشتری از کارخانه‌های زغال‌سنگ موجود را قبل از زمستان به تعویق خواهد انداخت.

و بایدن برای رسیدگی به بحران نفت به دلیل افزایش قیمت‌ها، برای سوخت معافیت مالیاتی پیشنهاد می‌کند.

فشارهای اقتصادی

کشورهای گروه هفت در اجلاس ساحل کاربیس در مورد اهداف خود برای «بازسازی بهتر» و بازگشت به وضعیت عادی قبل از کووید تردید چندانی نداشتند. پروازهای لغو شده و هرج‌ومرج سفر در سراسر اروپا و فراتر از آن در تابستان امسال تنها نوک مشکلاتی به اندازه‌ی یک کوه یخ است که دستیابی به راه‌حل‌های سریع را به چالش می‌کشد.

اصرار چین بر ادامه اجرای استراتژی «کووید صفر» نه تنها بازگشت این کشور به روال عادی تجارت را دچار اختلال می‌کند، بلکه زنجیره‌های تأمین جهانی را نیز تحت تأثیر خود برده است. قرنطینه باعث شده کارگران از کارخانه‌ها دور بمانند و در بدترین حالت به توقف چرخه تولید انجامیده است. با وجود تنش‌های فزاینده با کشورهای گروه هفت، هیچ نشانه‌ای دال بر هم‌سویی چین با هنجارهای جدید پساکووید آن‌ها به چشم نمی‌خورد.

در کشورهای گروه هفت و فراتر از آن، تورم درحال افزایش است. بانک‌های مرکزی نرخ‌های وام را افزایش می‌دهند و به نظر می‌رسد کاهش رشد اقتصاد جهانی در سال جاری بسیار بیشتر از سال گذشته شده باشد. ایلان ماسک، ثروت‌مندترین مرد جهان رکود اقتصادی امریکا را «حتمی» می‌داند.

مشکلات به گونه‌ای روی هم انباشته می‌شوند که تا حدودی یادآور رکود اقتصادی جهانی در سال ۲۰۰۸ است.

در آن زمان، بانک‌های مرکزی گرد هم آمدند و زوال اقتصادی را متوقف کردند، اما پیامدهای ژئوپلیتیکی آن سال‌ها ادامه داشت.

بهار عربی نشان داد که درد اقتصادی از آستانه‌ی تحمل عبور کرده بود. زمانی‌که محمد بوعزیزی، دست‌فروش فقیر تونسی در دسامبر ۲۰۱۰ خود را به آتش کشید، در سراسر خاورمیانه تب‌وتابی برافروخته شد. معترضان به خیابان‌ها ریختند و پیش از آن‌که در اواخر سال بعد تا حدودی در منطقه آرامش برقرار شود، دو دولت را سرنگون کردند و بنیان بسیاری دیگر را به لرزه درآوردند.

این‌که یک بحران اقتصادی جهانی دیگر بتواند موج گسترده‌تری از ناآرامی را به راه بیندازد، دور از تصور نیست. در ماه‌های اخیر، آشفتگی اقتصادی سریلانکا به خیابان‌ها سرازیر شد. افزایش قیمت‌ها هم‌چنین باعث بروز ناآرامی‌های مردمی در پاکستان و پرو شده است.

پوتین روی عدم اتفاق نظرها حساب باز کرده است

شکاف‌های جهانی که روسیه عمدا به آن دامن می‌زند، دست رهبران گروه هفت را در انجام اقداماتی جهت گریز از فصل ناامیدی می‌بندد.

تنها چند هفته قبل از حمله نیروهای پوتین به اوکراین، او به چین رفت و با رئیس‌جمهور شی جین پینگ ملاقات کرد. این دو، وعده‌ همکاری عمیق‌تری دادند و علی‌رغم هشدارهای کشورهای گروه هفت و سایرین، شی این تعهد را دوچندان کرد و در مورد آینده‌ی تایوان قاطعیت بیشتری نشان داد.

اجماع در سازمان ملل و گروه بیست، دو نهادی که در فرونشانی بحران‌های جهانی گذشته نقش مهمی داشتند، از بین رفته است. آرای شورای امنیت سازمان ملل نشان می‌دهد که روسیه و چین با استفاده از حق وتوی خود از هرگونه محکومیت تهاجم پوتین جلوگیری خواهند کرد. در همین حال، ایالات متحده در نظر دارد که در صورت حضور روسیه در نشست سران گروه ۲۰ در اندونزی در نوامبر امسال، در این نشست شرکت نکند و بریتانیا نیز از این تصمیم تبعیت می‌کند.

چین از محکوم کردن روسیه به دلیل تهاجم این کشور به اوکراین امتناع کرده و هر دو در برابر آنچه که در راستای منافع دموکراسی‌های پیش‌روی جهانِ کشورهای گروه هفت علیه خود می‌دانند، جبهه گرفته‌اند.

آن‌ها می‌دانند که مشکلات کشورهای درحال توسعه پیش از آن‌ها دامن کشورهای گروه هفت را می‌گیرد، زیرا اکثر مهاجران تصمیم می‌گیرند به کشورهای توسعه‌یافته‌ای بروند که از حقوق آن‌ها محافظت می‌کنند و به نظر می‌رسد مایلند از بحران‌های جهانی به نفع خود استفاده کنند و گروه هفت را در برابر هر طوفانی که قرار است بیاید تنها رها کنند. اما تاکنون، علی‌رغم رویکردهای متفاوت در مقابل روسیه، گروه هفت در کنار هم باقی مانده است.

امانوئل ماکرون، رئیس‌جمهور فرانسه در سال گذشته بیش از هر رهبر دیگر گروه هفت با پوتین صحبت کرده و اصرار دارد که روسیه «نباید تحقیر شود» درحالی‌که بایدن روسیه را متهم می‌کند که با حمله به اوکراین «به یک بحران انرژی جهانی دامن زده» و لوید آستین، وزیر دفاع آن می‌گوید پوتین باید «تضعیف شود».

مسأله‌ی آشکار این است که تب‌وتلاش نشست آتی گروه هفت بیش از نشست‌های پیشین خواهد بود: آنچه موفقیت محسوب می‌شود کاهش بحران‌ها است نه متوقف کردن آن‌ها. شکست دقیقا همان چیزی است که پوتین می‌خواهد.