وصیت‌نامه‌ی اول

هادی دریابی

عزیزم! تقدیر الاهی کار خودش را می‌کند. اگر یک روز در حالی ‌که سوار خر پدرکلانت شدی و خوابت برد و خر از کدام جوی پرش نمود و تو داخل جوی افتادی، حق نداری خر بیچاره را لت کنی، چرا؟ چون تقدیر الاهی بوده که تو در همان ساعت و در همان جوی، در حالی ‌که به خواب رفته‌ای و ممکن است خواب ببینی که پادشاه ملک شده‌ا‌ی، داخل آب بیفتی. اگر تو نیز مثل من اعصابت خراب شود و به جان خر بیفتی، به یقین که ثابت می‌شود، هنوز خری! چرا؟ به دو دلیل: اول این‌که تو خواب رفته بودی و در این قسمت خر اصلاً مقصر نیست. مگر خر گفته بود، هنگامی ‌که بالای من سوار می‌شوی، چرتت را خراب نکن! ریلکس باش! من تو را با اطمینان بالا به منزل می‌رسانم؟ می‌بینی که خر هیچ تقصیری نداشته و تو خود مقصری و نباید تقصیرت را به گردن خر بیندازی. هر خری، ولو هرقدر هوشیار هم باشد، از روی جوی آب خیز می‌کند. دوم، در افتادن تو داخل آب، حتماً خیری نهفته است. ملاها می‌گویند‌ که هیچ کار خدا بی‌حکمت نیست. خُب، بی‌حکمت نیست دیگر. خر از جانب خدا خلق شده، خواب از جانب خدا مقرر شده، زمین و آب را هم خدا خلق کرده است. بدون شک می‌توان گفت که در جوی افتادن حتماً حکمتی دارد. پس به خاطر حکمت خدا هم که شده، خر را لت نکن! در ضمن، اگر ممکن است‌، خر را مِن بعد الاغ صدا کن. آخر خر هم به احترام نیاز دارد. بلی عزیزم، تقدیر الاهی کار خودش را می‌کند. هیچ شکی نیست که این تقدیر همین ‌روزهای نزدیک از خانه‌ی ما هم احوال بگیرد و مرا قدر و عزت نماید. عزیزم! اگر من رفتم که حتماً می‌روم، از «عزیز فامیده» پارسال برای عروسی خواهرت پول قرض کرده بودم و طلا خریدم، پولش هنوز مانده. فعلاً که پول نداریم، پول ما را سهام‌داران کابل ‌بانک خوردند. اگر کدام وقت پول پیدا کردی، حتماً آن را بپرداز! عزیز بسیار آدم خوب است. پارسال می‌گفت، بیا دوستی کنیم؛ اما من تازه ازش جواری قرض کرده بودم، رویم نشد که پای خود را پیش بمانم.

فرزند عزیزم! از قدیم گفته، دنیا دو روز است. این حرف بیش‌تر در مسجد گفته می‌شود. اما هوش کنی فریب این مردم را نخوری. من سال‌هاست زندگی‌ کرده‌ام. همرای خر پدرکلانت به کدام‌ جاها که سفر نکرده‌ام. در همه‌جا بعضی آدم‌ها پیدا می‌شوند که می‌گویند، دنیا دو روز است و نباید برای دو روز، این قدر دنبال مال دنیا سرگردان باشید. کمی به فکر آخرت خود باشید. همه‌ی این‌ها دروغ می‌گویند. دنیا دو روز نیست. دنیا روزهای زیادی دارد. بعضی روزها دل آدم خوش است، بعضی‌ روزها ناخوش! بعضی روزها چانس با آدم یار است، بعضی روزها نیست. اما باید همیشه به این فکر باشی که دنیا دو روز نیست. غم دنیایت را بخور تا غم آخرتت را خورده باشی. همین حاجی نسیم را ببین! هر ماه ختم قرآن می‌گیرد. به ما کمک می‌کند، به پدر محمد‌حسین و خیلی آدم‌های دیگر نیز کمک می‌کند. خدا خیرش بدهد. می‌بینی، هم دنیایش خوب است هم آخرتش! ما را ببین که دنیا نداریم، از عزیز قرض‌داریم. خدا می‌داند قرضش را بدهیم یا نه؟ اگر بدهیم، خوب است، اگر ندهیم، در آخرت راه ما را می‌گیرد و قرضش را طلب می‌کند. آن‌وقت از کجا کنیم که بدهیم؟ پسرم، قرض عزیز را حتماً پرداخت کن!

فرزند عزیزم! ضمن این‌که مادرت را حتماً احترام می‌کنی، باید بدانی که احترام دیگران بر تو واجب است.
عزیزم! همان ‌طور که در بالا گفتم، اگر هنگامی که سوار الاغ هستی، خوابت ببرد، ممکن است داخل جوی آب بیافتی، در تمام امور زندگی این مسئله صدق می‌کند. اگر در هر بخش زندگی خوابت گرفت، ممکن است بیافتی! حتا در احترام کردن مردم، سیل کن بیدارانه احترام نمایی؛ چون بعضی‌ها وقتی احترام می‌شوند، فکر می‌کنند پادشاه شده‌اند و آدم را اذیت می‌کنند.

فرزند نازنین من! وقتی می‌گویم نازنین، عمق قلب مرا متوجه باش؛ چون از عمق قلب می‌گویم. بارها تو را به‌خاطر دزدی سیب از باغ ناصر علم‌دار سیلی‌کاری کرده‌ام. سیلی‌کاری‌های مرا فراموش کن. هیچ‌وقت دزدی نکن! چون ممکن است روزی مثل همین دزدهای کابل ‌بانک، گرفتار رسوایی شوی. حتا حق نداری در دزدی با کسی کمک کنی؛ چون باز هم نامت بد می‌شود. به وزیر محترمی که دزدی‌های دزدان کابل بانک را ضمانت می‌کرد، توجه کن! این روزها رسوایی‌اش به کجا رسیده؟

عزیزم، قدر قوماندان را بدان! همیشه به او احترام کن، تا وقتی که حد‌اقل چندین نفر مثل تو از قوماندان بدش بیاید. فعلاً که بعد از خدا همین قوماندان خیر و شر جامعه را رقم می‌زند. یادت است که پسرش سر دختر همسایه‌ی خود تجاوز کرد؟ باید پسرش را بندی می‌کرد؛ اما نکرد، بلکه پسرش را برد به شهر که فاکولته بخواند. اما چند روز قبل که شایعه شد، قاسم‌ علی بالای نظیفه دست‌اندازی کرده، قوماندان برده وی را بندی کرده و می‌گوید که سر قاسم علی، آب به کوه بالا می‌کند.

ادامه دارد…

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
70 دیدگاه