عزیزم! دو وصیتنامهی قبلی کافیست. به سومش نیاز نیست. از همینرو، تصمیم دارم وصیتنامهی سوم را تغییر نام بدهم. اسم این وصیتنامه را میگذارم وضعیتنامه! وضعیت عبارت از قرار گرفتن موجودات در حدود اربعهی هر آدم است که باید باشد و همچنان شامل حرکات این موجودات میشود. مثلاً وضعیت این روزها طوری است که خیلی از جوانان و متفکران که در هنگام کمپاینهای انتخاباتی برای اشرف غنی کار میکردند، قبل از اعلام ریاست جمهوری اشرف غنی، رفتند کت و شلوار خریدند، نکتایی خریدند. شیشهی متعال و بوت خریدند. همهچیز را برای رفتن به ریاستهای دولتی آماده کردند. تا جاییکه من معلومات دارم، خیلی از این سرسپردهها، حتا رفتند زیارت سخی نذر و خیرات نمودند تا در انجام وظیفه شکست نخورند و از سخی جان خواستند که توفیق خدمت به مردم را به آنها به میزان بالایی اعطا نماید. اما حالا و بعد از گذشت چند هفته از ریاست جمهوری محترم احمدزی، متفکر دوم جهان، این بر و بچههای مهربان تازه وارخطا شدهاند. کمیتهی برداشتن لوحهی فیض محمد نیز اعلام کرده که بیشتر از نصف این جوانان خواهان ثبت نام در اعتراض علیه برداشتن لوحهی فیض محمد کاتب شده و قرار است آن کت و شلوارهای رنگارنگ را در اعتراضها علیه غنیسازیهای دولت به مصرف بگیرند. البته خدمت فرزند گلم عرض شود که این کمیته گاهی دروغ هم میزند. سخنگوی این کمیته دیروز اعلام کرد که شهدای پارلمان از آن دنیا تماس گرفته بودند و هی فشار میآوردند که باید بهجای نام فیض محمد کاتب، نوشته شود که «شهدای پارلمان وات»! میگفت یکی از آنها بسیار جدی سخن گفت و گفت، ما چیز خود را پاره کردیم تا شهدای پارلمان شویم و شما حالا یک سرک را بهنام ما نمیکنید؟ مگر این فیض محمد کاتب چه کاری برای افغانستان کرده که باید سرک به نام او شود؟ مگر همین کاتب نبوده که نام اجداد این مملکت را در تمام جهان بد کرده؟ سخنگوی این کمیته علاوه کرد که بهزودی انشاالله دشت برچی را به نام دشت اشرف غنی نامگذاری میکنیم و کارتهی چهار را به نام کارتهی بیبی گل! از وی در مورد شهرک امید سبز که به نام شهرک حاجی نبی معروف است، سوال کردیم، گفت: این شهرک عشق حشمت غنی باشد. اگر الله جل شأنوهو اجازه فرمایود، این شهرک را به «د حشمت خان شهرکزی» تغییر نام میدهیم تا هر سال دو برابر بیشتر باران ببارد. وقتی سوال شد که میزان باریدن باران مگر با تغییر اسم، تغییر میکند؟ فرمود که حضرت صاحب چنین خواب دیده و تأکید کرده که هرچه عاجل این کار شود تا باران دو برابر بیشتر ببارد. اما باور کنید این کمیته یک سخنگوی دروغگو را استخدام نموده تا نام اشرف غنی را بد کند. واقعیت این است که اشرف غنی بسیار یک انسان مودب است. او بارها گفت که هیچ افغان از افغان دیگر برتر نیست و هیچ افغان از افغان دیگر کمتر نیست. او سر حرفش ایستاده و میخواهد امتحان کند که آیا افغانها نسبت به هم برتری یا کمتری دارند یا خیر؟ او عمداً نام فیض محمد کاتب را برداشته و بهجایش شهدای پارلمان گذاشته تا معلوم شود که وضعیت برتری و کمتری میان افغانها چگونه است. البته او قبلاً نیز این کار را کرده بود. میدان هوایی را به اسم کرزی مسما کرد تا دیده شود که کرزی از دیگران برتر است یا کمتر. آنجا خوب مشخص نشد. مجبوراً چسبید به جان فیض محمد کاتب. اول اینکه فیض محمد کاتب سالها قبل مرده و زنده نیست و اصلاً در هیچ جای دنیا رسم نیست که جادهها و اماکن عمومی را به اسم یک شخص مرده نام بگذارند. در کجای دنیا شما دیدهاید که سرک را به اسم مردهها نمایند؟ اگر کدام کشوری این کار را کرده باشد، خیلی کشور بیمتفکر است. ثانیاً، این کار جزئی از پروسهی غنیسازی است که سیاستمداران آن را تحول و تداوم میخوانند. تحولی که از ادارهی امور شروع شد، باید تداوم پیدا کند. آقای احمدزی حتا همرنگهای کاتب را از ادارهی امور بیرون کرد، چطور میتوان توقع داشت که خود کاتب را غرض نداشته باشد. البته گفته میشود که پروسهی غنیسازی بهزودی در وزارتخانهها هم شروع میشود تا کشور در چارچوب بنیادین به سوی وحدت مُلی در حرکت بیافتد. گرچند خود رییس جمهور وقتی از او در مورد کابینه سوال شد، هیچ پاسخی نگفت؛ اما یکی از یاران مویکلفت وی در سالنگ از فعالیتهای شدید و مدتدار در مورد تشکیل کابینه سخن گفته و به تونل سالنگ قول داده که یک وزارت را به این تونل بدهد. این اواخر هشدارهای مدتدار زیاد شدهاند. میگویند انجنیر صاحب هشدار داده که اگر تا دو هفته، نفوس قوم سرکزی دوبرابر نشود، این قوم را در پلچرخی خواهید دید. دیگرش گفته وزارت صحت عامه باید مشخص کند که چند جوره پستان در افغانستان به سرطان پستان مبتلا شده، ورنه دروازهی این وزارت را بسته خواهد کرد و بهجایش کلینیک بابا ولی را باز خواهد نمود. والله اعلم!
وضعیتنامه
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه