گزارش از غرب (۱)

نویسنده: نورالله نوایی

اطلاعات روز

این‌جا، در گوشه‌ای از یک کشور غربی، در اتاق انتظار داکتر نشسته‌ام؛ هفت تن دیگر هم کنار ما نشسته و منتظر ملاقات داکتر اند. همه‌ی این مراجعه‌کنندگان کهن‌سال به نظر می‌رسند؛ بالاتر از شست یا هفتاد. به جز یکی که شاید بین سی تا چهل سال داشته باشد.

نیم‌ساعت منتظر می‌مانیم. در طول این مدت هیچ‌کس چیزی نمی‌گوید. فقط صدای نفس‌های برخی از پشت ماسک‌های‌شان شنیده می‌شود یا گاهی یکی که مضطرب‌تر به نظر می‌رسد، با نوک کفش خود بر زمین تپ تپ می‌زند که شاید علامت بی‌حوصلگی یا خستگی باشد.

اگر چنین صحنه‌ای در افغانستان می‌بود حالا همه با هم یا دوتایی دوتایی گرم قصه می‌شدند یا تا حالا چند نفر از پذیرایی می‌پرسیدند که نوبتش رسیده یا نه. یا می‌دیدیم که چند تن را بدون نوبت، پذیرایی یا یکی دیگر از کارمندان به اتاق معاینه همراهی می‌کند؛ کاری که همه را نگران و مضطرب می‌ساخت. خشم‌های پیدا و پنهان تجربه می‌شد. همه با خود و دیگران درگیر می‌شدند.

در نتیجه، یک امر ساده‌ی ملاقات داکتر با درد سر و فرسایندگی زیادی تجربه می‌شد. می‌رفت به انبار خاطرات توأم با داکتر و شفاخانه تا بار دیگر وقتی حرف از داکتر و شفاخانه به میان می‌آمد، این اطلاعات مناسبت می‌یافتند و از گوشه و کنار ذهن فوران می‌کردند تا یک رخداد ساده را به شکل دشوار پیش‌بینی کند.

داکتر، شفاخانه، بیروبار، بی‌نوبتی، خاطره خشم و اضطراب، همه و همه کنارهم با من دفعه‌ی بعد راهی شفاخانه می‌شدند. دفعه‌ی بعد شاید این من بودم که سعی می‌کردم با بی‌نوبتی یا یافتن یک واسطه از همه سبقت بجویم و همه‌ی این درد سرها را دور بزنم. تنها من نه البته، اکثریت. چون شما در بین دو گزینه قرار می‌گیرید، یکی انتظار طولانی، خشم، خودخوری، دیدن بی‌نوبتی و بی‌عدالتی و صحنه‌های آزاردهنده، که خیلی دشوار است، دومی راه میان‌بر و خیلی آسان که حتا چند دقیقه انتظار کشیدن را نیز در خود ندارد.

چرا خوی و عادات مردم این‌جا از ما متفاوت است. خوی و عادات افراد چگونه توسعه می‌یابند و حفظ می‌شوند؟ مثلا چرا این‌ها آرام اند و حرف نمی‌زنند، یا بلند بلند حرف نمی‌زنند و بی‌نوبتی نمی‌کنند؟

بخشی از آرامش و شیکیبایی، ناشی از اطمینان خاطر حال است که در نتیجه نظم موجود حاصل می‌شود. چون این‌جا مراجعه‌کنندگان پیش از پیش ملاقات داکتر را تنظیم می‌کنند و مراکز صحی به‌قدر کافی وجود دارند لذا کسی عجله‌ای ندارد. بخشی از آرامش هم ناشی از تنظیم مکانی است. مراجعه‌کنندگان مکان و چوکی کافی برای نشستن دارند تا درد و ناراحتی جسمی ناشی از ایستادن یا نشستن در روی زمین را تحمل نکنند. تشابه ساختاری مکان‌های از این دست، سواد داشتن و آشنایی، فراهم بودن امکانات راهنمایی به شکل نوشتاری نیز از سردرگمی می‌کاهد.

اما مهم‌تر از همه یک متغیر دیگر است که همه‌ی این چیزها را ممکن و میسر ساخته و به حفظ و بقای آن کمک می‌کند. این متغیر همان «انضباط نفس» است که نوربرت الیاس در اثر خود به‌نام «فرایند مدنی شدن/تمدن» از آن حرف می‌زند. او وقتی تحول اجتماعی از قرون وسطی تا دوران مدرن را در اروپا بررسی می‌کند، متوجه می‌شود که با متحول شدن رابطه بین گروه‌های مختلف اجتماعی و افراد، تحول عمیقی در «ساختار روانی» افراد به وجود می‌آید که پی‌آمد آن خودآگاهی بیشتر و کنترل یا انضباط نفس بیشتر بوده است.

وقتی از بیرونِ غرب می‌بینیم، برای ما اغلب چنین تلقین شده که غرب یعنی سرزمین لجام‌گسیخته و بی‌بندوبار، اما در واقعیت امر چنین نیست. تحول اجتماعی تنظیم دقیق‌تر عواطف و هیجانات را ملزم ساخته است؛ چیزی که با جامعه‌پذیری نسل‌های نو تداوم یافته، چون مقتضای هنجارهای اجتماعی چنین بوده است. در این مرحله غرب، هنجارهای اجتماعی افراد را با تنظیم نفس وامی دارند، که چیزی نیست جز اختصاص مکانی، زمانی و مناسبتی خاص برای بروز عواطف و درجه بروز آن.

این یعنی این‌که عواطف و هیجانات به هیچ وجه لجام‌گسیخته نیستند. یعنی چنان نیست که هرجا به‌طوری دلبخواهی رفتار کنی و به شکل تکانشی هرطور میل داشتی پاسخ دهی. بلکه این زمان و مکان و مناسبت است که برایت محدوده مجاز رها شدن و اظهارات هوایی و مهار نشده را تعیین می‌کند.

در مشاهده یاد شده، چنین نیست که افراد منتظر چیزی برای گفتن نداشته باشند، داستانی برای گفتن یا سوژه‌ای برای خندیدن و یا هم درد دل کردن با همراهان. اما، یک چیز برای این‌ها درونی شده است و آن این‌که این‌جا مکان مناسبی برای این کارها نیست.

حالا اگر بخواهیم از چنین جامعه‌ای گرته‌برداری کنیم، چون این نوع جامعه بیشتر و بهتر زمینه را برای زندگی راحت‌تر فراهم می‌کند، گرایش معمولا این است که ساختارهای سیاسی و قواعد رسمی را نسخه‌برداری کنند، اما مؤلفه‌های روانی و اجتماعی کم‌تر قابل نسخه‌برداری اند.

خصوصیات و خصلت‌های روانی و رفتاری افراد باید به تدریج و با تحول اجتماعی تغییر کند؛ ساختارهای مثل نظام سیاسی دموکراتیک آنگاه ممکن می‌شود. مهم‌ترین پیامد انضباط نفس، کاهش خشونت ناشی از پرخاش‌های تکانشی و توسل به زور فزیکی است؛ رخدادی که به شکل زنجیره‌ای پیامدهای مثبت فراوانی را در سطوح مختلف در پی می‌آورد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه