از کدام ایستگاه یا دیدگاه به این ماجرا باید نگاه کرد؟ آیا خوب است که این پول منجمدشده آزاد شود و بدست طالبان برسد؟
قابل قبولترین سناریو در این مورد این است که پولهای افغانستان آزاد شوند، به افغانستان برسند و در خدمت مردم بهکار گرفته شوند. اما روشن است که این سناریو به هیچ صورت رخ نخواهد داد. سناریوی دوم این است که طالبان بخشی از این پول را برای گرداندن حکومت خود اختصاص بدهند و بخشی دیگر را صرف ارائهی خدمات اجتماعی به مردم افغانستان بکنند. این نیز رخ نخواهد داد. طالبان چانس بقای خود در قدرت را در کسب رضایت مردم و ارائهی خدمات به شهروندان افغانستان نمیبینند. طالبان، مثل تمام کسان دیگری که در جاهای مختلف جهان با مشت آهنین حکومت میکنند، چانس بقای خود را در اعمال خشونت و گسترش رعب و انتشار ناتوانی در میان شهروندان افغانستان میبینند. بنابراین، سهونیم میلیارد دالری که صحبت آزاد شدنش هست، توسط طالبان کاملا و تا آخرین دالر مصادره خواهد شد. به بیانی دیگر، پولهای آزادشدهی افغانستان برای تحکیم قدرت طالبان بهکار برده خواهد شد.
اما این کل ماجرا نیست. دو سناریوی دیگر نیز هستند:
یک، طالبان پولهای منجمدشده یا مصادرهشدهی بانک مرکزی افغانستان را دریافت نکنند و در ضمن زیر فشار بینالمللی و مقاومت داخلی سست شوند و از پا بیفتند. در آن صورت، طالبان دیگر نخواهند توانست بهعنوان یک حکومت زورمند مردم افغانستان را کنترل کنند. به زبانی دیگر، حکومت طالبان از هم بپاشد و توان ستمگری و اجبار خود را در سرتاسر افغانستان از دست بدهد.
دو، طالبان پولهای مورد بحث را دریافت نکنند اما همچنان سر پا بمانند و کنترل خود بر سرتاسر افغانستان (به جز چند مورد محدود) را حفظ کنند.
این مورد دوم/آخری است که هم نسبت به سناریوهای دیگر محتملتر به نظر میرسد و هم خطرهای بیشتری برای مردم افغانستان دارد. چرا؟ به این دلیل:
طالبان اگر از بیرون از کشور کمک مالی دریافت نکنند، هزینهی سر پا نگهداشتن حکومت خود را از مردم افغانستان خواهند ستاند. این اختصاص به طالبان هم ندارد. تمام حکومتهای جبار در تنگناهای مالی دست در جیب مردم کردهاند و خواهند کرد. حکومتی که پول در اختیار داشته باشد، نیاز کمتری به فشار دادن مردم میبیند. چرا که هیچ حکومتی نمیخواهد با فشار آوردن روی مردم حساسیت و مقاومت و خصومت شهروندان را علیه خود تشدید کند. یک حکومت گرسنه نیاز بیشتری به ستمگری اقتصادی در حق شهروندان کشور خود پیدا میکند.
اینکه طالبان از مردم افغانستان عشر میستانند و از راههای گوناگون بر جیب مردم فشار وارد میکنند، تنها برخاسته از شرارت ایدئولوژیک یا سادیسم قومی نیست. بخشی از این فشار ناشی از گرسنگیشان است. اینکه بگوییم جهان باید تا آنجا که ممکن است حکومت طالبان را تحریم اقتصادی کند، در صورتی معقول است که چشماندازی برای رفتن حکومت این گروه پیدا باشد. در غیر آن، تحریم شدید طالبان از نظر اقتصادی، چه بخواهیم چه نخواهیم، در هیأت فشار بر مردم عادی افغانستان چهرهی کریه خود را نشان خواهد داد.
فهم این وجه قضیه مهم است. بسیاری از مخالفان طالبان وقتی میشنوند که کشورهای دیگر به طالبان کمک مالی میکنند (گیرم این کمک زیر اسم کمک به مردم افغانستان باشد)، فورا به این نتیجه میرسند که این کمکها خیانت به مردم افغانستان است. دلیلشان این است که این کمکهای مالی به مردم افغانستان نخواهد رسید و فقط به تحکیم حکومت طالبان کمک خواهد کرد. ولی مشکل این دیدگاه این است که در همینجا متوقف میشود و ادامهی این ماجرا را در لایههای بعدیاش دنبال نمیکند. پرسش اصلی در این میان این است: اگر طالبان ماندنی باشند و دستشان از منابع مالی و کمک بینالمللی هم کوتاه باشد، فشار حتمیای که این گروه بر مردم عادی افغانستان وارد خواهد کرد مردم را در چه وضعیتی قرار خواهد داد؟