نیم‌کاسه‌های کابل‌باند

هادی دریابی

خدا بیامرز کارمل مارکس معتقد بود: «هر روز که می‌گذرد، یک شب از راه می‌رسد و همین‌طور، هر شب که صبح می‌شود، روز دیگری از راه می‌رسد. این نظام طبیعت است. هر حرکتی برای تغییر در این نظام، از نظر عقل مردود است». کارمل مارکس یک شخص صادق و معتقد به خدای عادل بود. او همیشه خیر مردم را می‌خواست و از قدرت‌مندان متنفر بود. هرجایی که عکس کدام قدرت‌مند را می‌دید، به‌سویش تف می‌انداخت. کارمل مارکس می‌گفت، قدرت‌مندان حتا اکسیجن را به یغما می‌برند و در یغماگری هیچ رحمی از خود نشان نمی‌دهند و مردم نیز باید توقع رحم از قدرت‌مندان را نداشته باشند. او بر این باور بود که «قدرت» کلمه‌ای است که صاحبان قدرت را از مردم جدا می‌کند. کارمل مارکس دریافته بد که وضع قدرت‌مندان حتا در زندان هم از بقیه‌ی مردم فرق دارد. وی باری از زندانی در دره‌ی شویچکوف موملینخوف دیدن کرده بود و در آن دیده بود که دو فرد قدرت‌مند و پولدار به جرم دزدی در آن زندان افگنده شده‌اند. این دو به دلیل داشتن ثروت انبوه و قدرت بیش‌تر، اتاق‌های شخصی، آشپز شخصی، انترنت و مبایل دارند، حال آن‌که بقیه‌ی زندانی‌ها، از بی‌جایی در راهرو‌های زندان می‌‌خوابند و تلویزیون هم ندارند. می‌گفت، خوراکی بقیه‌ی زندانی‌ها با بیل توزیع می‌شود؛ اما از آن‌ها، با خود پیپسی و سبزی و رنگ و بوی خیلی خوب داشت. وی می‌گوید، هرگز تصور نمی‌کردم چنین تفاوتی را در جایی مثل زندان ببینم. اما دیدم و به این نتیجه رسیدم که ممکن است دولت و دولت‌داری، توجیه غارت‌گری‌هایی باشد که بر توده‌ی مردم تحمیل می‌شود.  وی بعدها برای اثبات این نظرش که دولت و دولت‌داری ممکن است توجیهی برای غارت‌گری باشد، کتابی نوشته بود تحت عنوان «نیم‌کاسه‌های کابل‌باند». او از زبان یکی از محکومان زندان آورده بود که کابل باند، قضیه‌ای است که زیر کاسه‌اش نیم‌کاسه‌هایی وجود دارند. این نیم‌کاسه‌ها هرچند که مثل آفتاب روشن اند و باید محاکمه شوند، نمی‌شوند؛ چون صاحب دولت اند یا آن‌ها دولت‌دار مملکت هستند. کارمل مارکس از این بابت به‌شدت متأسف است. او معتقد است که نیم‌کاسه‌های کابل‌باند، خطرناک‌ اند و زرنگ. آن‌ها همیشه در حال ریشه‌دوانی اند. هر دری که باز شود، نیم‌کاسه‌ها در آن وارد می‌شوند. وی با وجودی که در این زمینه توضیح نمی‌دهد؛ اما بعدها شاید معلوم شود که دزدی‌های کابل‌باند صرفاً برای ساختن شهرک و خریدن ویلا در دبی و سرمایه‌گذاری نبوده، بلکه یک قسمت کلان آن‌ که سهم آدم‌های هوشیار می‌شود، در راه رسیدن به قدرت و قدرت بیش‌تر مصرف می‌شود. مثلاً تصور کنید یکی از آن دزدها منم. من سهم خویش را می‌برم برای رساندن یک فقره آدم به ریاست جمهوری مصرف می‌کنم. او می‌رود رییس جمهور می‌شود. آیا وجدانش قبول می‌کند که بعد از ریاست جمهوری مرا به عنوان دزد، محاکمه و مجازات کند؟ خوب طبعاً که نه، دقیقاً به همین خاطر است که نیم‌کاسه‌های کابل‌باند، امروز آزاد اند. هرجا که خدا خواسته بود، می‌روند و عکس یادگاری می‌اندازند. کارمل مارکس می‌داند که مردم از قضیه‌ی کابل‌باند چه توقعی دارند؟ آن‌ها می‌‌خواهند که تمام عاملان و دزدان به سزای اعمال خود برسند. حتا اگر رییس جمهور قبلی بعضی از این دزدان بی‌شرف را با عناوین و بهانه‌های مختلفی بخشیده باشد. مردم این نگرانی را ندارند که ممکن است یکی از این دزدها وزیر باشد و دیگری برادر رییس جمهور یا شوهر عمه‌ی رییس اجرایی. مردم فقط خواهان مجازات اند، آن‌هم مجازات عادلانه، بدون هیچ‌گونه بذل و بخششی! بخشیدن ظالم کمتر از ظلم در حق مظلوم نیست. هرچند هنوز ثابت نیست که چه کسانی لنگ کفش‌شان در دایره‌ی کابل‌باند گیر است؛ اما یکی از اعضای این باند به کارمل مارکس گفته که‌ یکی از شرکای نازنین ما که از اول تا آخر شریک بوده، فعلاً بیرون از زندان است، نه تنها بیرون از زندان است، که مقام سرپرستی یک وزارت و مشاوریت خود ریاست جمهوری را نیز دارد. این عضو کابل‌باند ادعا کرده که اگر عدالت وجود دارد، آن سرپرست و مشاور باید گوشه‌ی زندان، کنار ما باشد، نه این‌که شب و روز سلیمانی داشته باشد. اما ظاهراً یا ادعای آن زندانی بی‌اساس است، یا واقعاً دولت‌داری راهی برای غارت دارایی‌هاست. کارمل مارکس برای این‌که کسی به خطا نرود، توضیح می‌دهد که عدالت اجتماعی، بزرگ‌ترین دارایی‌ است که یک جامعه می‌تواند داشته باشد. بناءً، وقتی در بررسی پرونده‌ی یک مشت دزد و بی‌وجدان، یک عده به دلایل خاص بخشیده می‌شوند، یا اصلاً تحت پی‌گرد قرار نمی‌گیرند، عدالت اجتماعی به غارت می‌رو‌د و این غارت‌گری را هیچ‌کسی‌ جز دولت نمی‌کند! اگر این غارت‌گری به‌دست سارنوالان و قضات صورت بگیرد، باز به نام دولت ختم می‌شود. اگر مقام‌های بالاتر از قضات این کار را بکنند و رد و نشان آدم‌های مشخص را از پرونده پاک کنند، باز دولت است. کارمل مارکس راه رسیدن به عدالت را، در بیرون آوردن نیم‌کاسه‌های زیر کاسه‌ی کابل‌باند می‌داند و در این راستا از خداوند عادل برای حکومتش توفیق مزید می‌خواهد. اما وجودش پر از شک است و هنوز بر این عقیده است که دولت و دولت‌داری، همیشه خوب نیست، گاهی توجیه برای غارت‌گری‌های دارایی یک جامعه می‌باشد که اگر خانواد‌گی باشد و بین گروه‌ها در گردش نباشد، این فرض قوتش بیش‌تر می‌شود.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
186 دیدگاه