جلسه‌ی اضطراری

هادی دریابی

بعد از آن‌که آن انتحاری‌بچه‌ی 16 ساله زیرپوشی خویش را در تالار لیسه‌ی استقلال کفاند، آقای سر دولت‌دار اندکی گیج شد. این گیجی اندک، با همکاری هوای سرد و زمستانی شهر، کمی فزون شد. البته همیشه یک درِ رحمت به‌روی بندگان باز است. دری که به‌روی آقای سر دولت‌دار ما باز شد، خبر محل انتقال زخمیان این انفجار بود. سر دولت‌دار معزز ما دست به دامان کمیته‌ی مشاوران معاونان ریاست جمهوری شد و آن‌ها یک‌صدا مشوره دادند که باید به عیادت زخمیان بروند. سر دولت‌دار عزیز کشور، کمربند همت را به زانوی خویش بست و رفت به شفاخانه‌ی ایمرجنسی! گفته می‌شود که یکی از روان‌شناسان موفق کشور اخیراً ادعا کرده که آدم‌های قدرت‌مند به تناسب قوه‌ی هاضمه‌ی خویش، حال و احوال دیگران و به‌خصوص زخمیان جنگ و انفجار را می‌پرسند. اما ما دیدیم که این ادعا مثل شعارهای قبل از رییس جمهور شدن یک کتله‌ی سیاسی، پوچ و میان‌تهی است. آقای سردولت‌دار محترم، حال و احوال زخمیان را پرسید و با ارائه‌ی یک جمله‌ی زیبا، گیجی خویش را برطرف نمود. او گفت که «به هر قیمتی که شده، امنیت را در این کشور می‌آورم». اما مرا که مدتی است معده‌ی مغزم درست کار نمی‌کند و غذای واقعیت‌ها را هضم نمی‌تواند، مانده‌ام که این «به هر قیمت» چه معنا می‌دهد. آیا معنای به هر قیمت، این است که هر روز چند انتحار شهر کابل را بلرزاند و مردم باید صبر کنند تا آقای سر‌دولت‌دار ما، امنیت را به کشور بیاورد؟ من معنای به هر قیمت را نمی‌فهمم. اما یکی از مشاوران با ابراز تأسفِ یکی از معاونان خوش‌وقت رییس جمهور گفت که شما می‌توانید به‌جای هر قیمت، کودکی را تصور کنید که یکی از پاهایش از زیر زانو قطع شده است. وحشت‌ناک است به نظر‌تان؟ کدام ما می‌توانیم کودک 18 ماهه‌ یا دو ساله‌ی خویش را چنین تصور کنیم؟ من شخصاً جرأتش را ندارم. به هر صورت، خدا را شکر که گیجی مقام معظم فروکش کرد. تازه نشانه‌های خنده بر چهره‌ی فاقد روغنش مستولی می‌شد که غررررررررررم یک انتحار دیگر! گفتند کجا را زده؟ ندا آمد که حوالی گذرگاه است. گزارش‌ها نوشته کردند که 14 نفر کشته شده، ده‌ها نفر دیگر زخمی اند. طالبان مسئولیتش را به عهده گرفت و امنیت ملی اعلامیه‌ی مطبوعاتی صادر کرد که این حمله کار شبکه‌ی حقانی بوده است. یک خدا‌زده آمده سوال کرد که چرا این امنیت ملی ما این‌قدر علاقه به شبکه‌ی حقانی دارد؟ هنوز کسی به این پرسش پاسخ نداده بود که گددددددددددم یک انفجار دیگر! گفته شد که موتر حامل سربازان اردوی کشور را هدف قرار داده. این ‌بار گفته می‌شود مزاج سرمزاج دولت خراب شده و ‌دستور ساطع کرده که فوراً یک کمیته تشکیل شود. البته لازم نیست شما نگران این کمیته باشید؛ چون این کمیته، قرار است سفر چین را تنظیم کند و ربطی به افزایش حملات انتحاری ندارد. گفتم که مزاج سر‌مزاج خراب شده و برای آبادی دوباره‌ی مزاج خویش، دستور جلسه‌ی اضطراری را داده است. معمولاً جلسات اضطراری وقتی دایر می‌شوند که مثلاً شما یک شاهزاده باشید، یک قصر داشته باشید، یک خوب آشپز جانانه داشته باشید و این آشپز لعنتی، اول صبح به شما لوبیای خام خورانده باشد و معده‌ی شما دچار ضعف تخنیکی شده باشد. در چنین ‌حالتی، ضرورت جلسه‌ی اضطراری مثل روز روشن، معلوم است. می‌دانم که در ذهن شما یک سوال خلق شده و آن این‌که هیچ شاهزاده‌‌ای در دنیا وجود ندارد که لوبیای خام و پخته را تشخیص ندهد‌ و شاهزاده‌ها چون معمولاً طبع خوردن‌شان نازک و لطیف است، لوبیای خام را نمی‌خورند، پس ما چطور چنین تصوری بکنیم؟ این سوال درستی است؛ اما استثنا وجود دارد. شاهزاده‌ی داستان ما فکر می‌کند که اسحاق نیکوتین است. اسحاق نیکوتین شخصی بود که زیر درخت سیب می‌خوابید، وقتی سیب از درخت کنده می‌شد و به سرش می‌خورد، وی یک قانون جدیدی را کشف می‌کرد. روی هم ‌رفته، وی در یک ماه سی قانون کشف می‌کرد. زمستان‌ها چون درخت سیب نداشت و اسحاق نیکوتین زیر درخت نمی‌خوابید، مدام با خودش جلسه‌ی اضطراری برگزار می‌کرد و در آن تمام اختراعات و کشفیات خویش را می‌شمرد. حالا شاهزاده‌ی داستان ما هم ‌چنین توهمی داشته که لوبیای خام خورده، البته قصد کدام اختراع یا کشف جدید را داشته است. اما حالا که شده، دل‌تان به جلسه‌ی اضطراری می‌آیید یا که نمی‌آیید! البته من معذرت می‌خواهم که ضرورت جلسه‌ی اضطراری را با انتحارهای روز‌افزون ربط دادم. این دو به‌هم هیچ ربطی ندارند. خدا شاهد است اگر ما هم وکیل پارلمان شویم، فوراً از آن جلساتی دایر می‌کنیم که محکمه‌ی ویژه برای رییس جمهور دایر می‌کند. اما خوشا به سعادت رییس جمهور که با یک پارلمان فوق بی‌نظیر، هر روز ریاست می‌کند. شاید تنها خوبی پارلمان در این است که وقتی اوضاع مملکت گُه در گُه می‌شود، هستند چند نفری که نظری بر پارلمان می‌اندازند و از خویش می‌پرسند که نظر پارلمان در این اوضاع گلاب‌به‌رو گُه در گُه چیست؟ سرپرستان را به مجلس فرا‌می‌خوانند یا با رییس جمهور طبق قانون برخورد می‌نمایند؟

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه