حمزه واعظی
بخش سوم
جوانان؛ رویکرد رسانهای، هویت و قدرت
تعدد و تنوع رسانهها نخستین موضوعی است که با ورود به کابل به چشم هر تازهواردی میآید. وجود دهها ایستگاه رادیویی، تلویزیونی و جراید و روزنامههای نوشتاری نشان از یک رویکرد جدی، گسترده و پرحجم نسبت به پدیدهی رسانه طی یکدههی اخیر دارد. این رویکرد فزاینده، از تکوین و ظهور چند نوع تحول در عرصهی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه علامت میدهد که در عناصر و گزارههای ذیل قابل ردیابی میباشند:
رشد تدریجی آگاهی اجتماعی، سواد و سطح آموزش در افغانستان، بهویژه در کلانشهرها؛
به میدان آمدن نیروهای فرهنگی تازه با دغدغههای متفاوت و سطح خواستهها و ظرفیت فکری متنوع؛
پدید آمدن فضای مساعد فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی برای فعالیتهای مدنی-رسانهای
حمایت معنوی، آموزشی و مالی منابع بینالمللی از فعالیتهای رسانهای؛
شکلگیری فضای نسبتا بازِ سیاسی و دموکراتیک برای آزادی بیان
رشد و تکثیر این رسانهها را شاید بتوان با هدف جذب و جلب منابع مالی و عمدتا با انگیزهی انجویی محاسبه نمود؛ اما کارکرد، تأثیرگذاری و الگوی فرهنگی-ذهنی ناشی از عملکرد آنها در جامعه نسبتا مهم، تحولآفرین و آگاهیبخش بوده است. این رسانهها با آنکه اغلب آماتور، فاقد آموزش حرفهای و نامجهز به روش و اصول حرفهای بودهاند؛ اما بهتدریج طی بیش از یکدهه به منابع مهم اطلاعرسانی و مراجع آگاهیبخشی تبدیل شدهاند که مخاطبان قابل توجهی پیدا نمودهاند.
به نظر میرسد کارکرد و دستآوردهای این رسانهها در چند محور قابل سنجش و نشانهگذاری باشد:
کمک به رشد آزادی بیان؛
مساعدت در ترویج فضای نقد و گفتمان سیاسی؛
کمک به نظارت و کنترول اعمال زورمندان و بیان و اطلاعرسانی عمومی از فساد و ظلم و زورگویی منابع غیرمجاز قدرت؛
اطلاعرسانی در مورد بسیاری از پدیدههایی که پیش از این تابوی اجتماعی به شمار میآمدند؛ مانند تجاوز ناموسی، خشونت خانوادگی، تجاوز به محارم، تجاوز به کودکان و سایر مفاسد اخلاقی-اجتماعی؛
عمومی ساختن بحث زنان و حقوق و گفتمان ممنوعهی مربوط به جنسیت و جایگاه فراموششدهی این گروه انسانی؛
ترویج و همگانی ساختن مباحث تازهای مانند حقوق شهروندی، برابری اجتماعی، بحرانهای قومی، معضلات زبانی، بیعدالتیهای سیاسی، هنجارهای ناسختهی اجتماعی و ساختارهای نامتعادل ملی.
ایجاد جسارت و جرئت بیان برای گروههای مختلف اجتماعی در جهت بیان خواستهها و نقد و اعتراض نسبت به رفتار حاکمیت و کجیها و نابهسامانیهای سیاسی-اجتماعی؛
انعکاس فعالیتهای مدنی و حمایت از ارزشهای دموکراتیک و آزادیهای اجتماعی-سیاسی.
مهمترین پدیدهای که نسبت به رسانهها قابل ردیابی است، این است که در مدیریت، رهبری و تولید فکری آنها جوانان نقش اساسی، تعیینکننده و بیواسطهای دارند. این رسانهها، بهویژه رسانههای نوشتاری، به مثابه محل جولانگری فکری و عرصهی قدرتورزی فرهنگی آنان قرار گرفتهاند.
جوانان به تجربه و در عمل دریافتهاند که رسانهها پایگاههایی هستند که آنان میتوانند از این پایگاهها به عنوان یک سکوی سیاسی-اجتماعی در جهت اثرگذاری به تحولات سیاسی، پدیدههای فرهنگی و تغییر ذهنیت اجتماعی بهره ببرند. بدینرو، رویکرد به رسانه در میان جوانان اکنون دو نوع دستآورد بنیادین را تبلور بخشیده است:
الف. به مثابه یک منبع «قدرت» نرمافزار، ولی تأثیرگذار، اقتدار و جایگاه صاحبان رسانه را در عرض سایر منابع قدرت سختافزار برجسته و حسابشدنی ساخته است.
ب. رسانهها به عنوان یک عنصر مهم هویتی برای جوانان، صلاحیت فکری، توانایی تأثیرگذاری، نفوذ اجتماعی، شأن شهروندی، اعتبار فرهنگی و گسترهی مانور سیاسی بخشیدهاند.
بنابراین، رسانهها به مثابه رکن چهارم جامعهی مدنی، توانستهاند فضای گفتمان سیاسی را در بسیاری موارد، از رویاروییهای خشونتبار سیاسی به سمت تساهل نسبتا دموکراتیک سوق بدهند و الگوی نقد، گفتوگو، مناظره و استدلال و بحث سیاسی را در میان سیاستگران، رهبران، عاملان سیاسی و نخبگان قومی-اجتماعی رایج سازند.
با این وجود، آنچه روند آیندهی بسیاری از رسانههای مستقل را با نگرانی و چالش مواجه میسازد، بیثباتی پشتوانهی مالی و بحران سیاسی-اقتصادی کشور میباشد که با خطر کاهش حمایت سیاسی-مالی جهان از افغانستان مواجه خواهد بود.