مایحتاج سیاست

هادی دریابی

اول باید بدانیم، سیاست چیست تا مایحتاج آن را یکی یکی لیست کرده بتوانیم. همان‌گونه که هیچ چیزی تعریف واحدی ندارد، سیاست هم تعریف واحدی ندارد. یک‌تن از دانشمندان که نمی‌خواهد نامش فاش شود و در دانشکده‌ی علوم و حقوق سیاسی استاد بود و او را نصرالله استانکزی می‌گفتند، سیاست را یک رقم دیگر تعریف می‌کرد؛ اما من شخصاً معتقدم که سیاست عبارت از علمی است که طی آن یک نفر به قدرت می‌رسد و با هزار پدرنالتی قدرت خویش را حفظ کرده و توسعه می‌دهد. شما می‌توانید تعریف خود را داشته باشید. کسی از یخن شما نمی‌گیرد. باید عرض کنم که تعریف من از سیاست، با توجه به رفتار و کنش سیاسی بعضی از سیاسیون وطنی خودمان می‌باشد. آن‌چه به عنوان مایحتاج سیاست کشف کرده‌ام نیز، متأثر از کنش سیاسی خرکنشان دنیای سیاست است، نه روشنفکران تازه‌ظهور کرده که روز‌شان در قلیون‌خانه‌ها بیگاه می‌شود و شب‌ها تابلیت پنادول دو دانه می‌خورند.

1- برای سیاست کردن و سیاسی شدن، حب‌الوطن به اندازه‌ی تقریباً دو برابر میزان مجموعی عقل بدن نیاز است. اگر میزان عقل بیش‌تر از احساس حب‌الوطنی باشد، نمی‌توان با استفاده از احساس حب‌الوطن به تحمیق مردم پرداخت.

2- یک ادبیات مجهز به انواع فحش به زبان ملی از قبیل‌ پدر‌لعنت، ستاسو پر پلار او د پلار پر پلار لعنت، بی‌ناموس، د خره زوی، وطن‌فروش، مزدور پاکستان، خاین او د امریکا بچی و متباقی فحش‌های وطنی و انگلیسی‌چل که از قید قلم باقی مانده باشند.

3- نزاکتاً یکی دو پاکت دستمال کاغذی یا چند انچ کاغذ تشناب ضروریست؛ چون احتمال این‌که مجبور شویم بیش از حد کف دهن باد کنیم، زیاد است.

4- داشتن چند وجب ایمان در دایره‌ی خبیث سیاست، طوری که هر‌از‌گاهی نشان بدهد، چقدر مشتاق سفر حج هستیم و محبت اسلام عزیز را به‌دل داریم. مخصوصاً وقتی کاری می‌کنیم که همه می‌فهمند چه گندی زدیم، باید حتماً به حج برویم و استغفار نماییم.

5- هنر خر‌کردن متنفذان و مقام‌های قدرت‌مند را حتماً باید بلد باشیم. وقتی از خر کردن مثلاً یک قوماندان جنگ‌سالار متنفذ، مطمئن شدیم، برای بالا بردن پایگاه اجتماعی او، کمی دالر و یورو باد کنیم.

6- از ته دل ایمان داشتن به شعار «دل‌سوزی، کون‌سوزی است». بی‌رحمی مطلق سر فرصت.

7- وقتی در جریان معاملات قرار می‌گیریم، باید خاطره‌های زدوبند را آرشیف کنیم. به‌طور مثال، وقتی آقای خرم احساس کرد که باید قلم را به‌دست بگیرد، چقدر قشنگ پدر و پدر‌کلان آقای لودین را چیز کرد. مچُم خواندید یا نه؟

8- چاپلوسی از نوع ارتباط برقرار کردن با قدرت‌مندتر از خود. پایین‌تر از خود را همیشه پشت در نگهدارید.

9- سکوت در قبال مسئله‌های فرهنگی، حقوق بشری، حقوق زن، دموکراسی و مدنیت(!) از آن جهت لازم است که چیزی نمی‌دانیم. آن‌هایی که می‌دانند می‌توانند با دست باز و دهن گشاد، طبق میل و هوای نفس خویش فیر کنند.

10- مدیریت بلد باشید، مدیریتی که تاروپودش را دروغ شکل می‌دهد. هر روز یک نفر را حتماً احمق یا خر خطاب کنید یا اگر بودجه‌ی‌تان می‌کشد، با سیلی بزنید. لگد هم مجاز است، البته از کمر پایین. این‌گونه هیبت‌تان بالا می‌رود.

11- خبرها را بخوانید. هرجا که به طبع‌تان خوش نیامد، اعلامیه صادر کنید. کوشش کنید یک خانم قلم به‌دست را به قید نکاح درآورید و از او بخواهید که هر شب شما را کمی تحلیل علمی-فلسفی بکند. (خانم‌ها می‌توانند مردان قلم به‌دست را چیز کنند. کم که نیستند).

12- هر‌جا می‌روید، اول مطمئن شوید که تشناب دارد. مخصوصاً وقتی می‌بینید رفتن‌تان تشریفاتی بوده و شما حرفی برای گفتن ندارید، یا اجازه‌ی شنود حرف‌های بزرگ‌تران را ندارید، به تشناب بروید و تا می‌توانید طولانی رفع حاجت کنید.

13- به یک نفر همیشه رشوت بدهید که بعضی‌ها را زیر نظر داشته باشد.

14- رفاقت شیرین با مولوی‌های گنده گنده برقرار کنید. آن‌ها را مهمان کنید و تحفه بدهید. هم ثواب دارد هم کاروبار خودتان به نور رونق مجهز می‌شود.

15- اگر دیدید که رییس جمهور مریض شده، حتماً به عیادتش بروید. همین‌طور به عیادت معاونان ریاست جمهوری و در کل به عیادت کابینه‌ی مریض بروید. عادت‌تان باشد. همیشه خود را وارخطا نشان بدهید؛ اما زیر قلب دعا کنید که الهی هرچه زودتر…‌ بخیر!

16- اگر پول‌دار نیستید، از همین حالا به جمع‌آوری پول شروع کنید. اگر پول‌ دارید، یگان کوچه یا سرک کوتاه را قیر کنید.

17- همیشه خود را شریک پروژه‌های میلیاردی یا چندین صد میلیونی احساس کنید! یک رقم راه بروید که ترافیک چهارراهی‌ نیم ساعت کامل هنگ کند.

18- یک نفر را پیدا کنید که همیشه خواب بزرگان دین را می‌بیند و در بدل کمی پول و وعده‌ی چوکی، از طرف خدا بشارت دریافت می‌کند. آن‌ حضرت که تا قاف قیامت زنده نمی‌ماند. می‌ماند؟!

19- از آن پاسپورت‌هایی که خیلی راحت می‌توان با آن فرار کرد، حتماً داشته باشید. عندالضرورت اگر خدا بخواهید، به کار می‌آید!

20- … و افتخار جهاد را همیشه زیر کلاه خویش داشته باشید. هر‌جا کم آوردید، از دوران جهاد بگویید! حتماً لازم نیست که خود‌تان مجاهد بوده باشید، می‌توانید از آدرس پدر، کاکا، پدر‌کلان، خویش و قوم خود فخر بفروشید. ماشا‌الله بازارش گرم است.

تا دیدار بعد، من بروم کمی تمرین جهاد کنم.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه