از من به مشاوردانی مقامات!

اطلاعات روز

آمر کوردینات دانش و فهم مقامات بلندپایه‌ی دولت وحدت ملی می‌فرماید که عنقریب به حول و قوه‌ی سردی، هوای کابل خطرناک و سرطان‌زا شده و جای بسی افتخار است که مقامات این دولت بدون هیچ‌گونه اختلافی روی این مسئله توافق دارند. لذا نیازی به مذاکره نیست و جان کری هم این روزها مصروف یادگیری زبان نورستانی است. آن‌ها (این‌ها که عبارت از مقامات ما می‌بود‌‌گی است) که جامع‌الکلامات هستند، در نکوهش این وضعیت گفته، «از یک‌سو کنر زیر آتش است، که پاکستان فکر می‌کند طالبان پاکستانی آن‌جا خوابیده، از سوی دیگر حتا هر احمقی می‌فهمد که لانه‌ی تروریستان در خاک پاکستان است؛ اما این هوای لعنتی کابل لعنتی پر از دود لعنتی می‌باشد». بناءً مشوره‌ی مفت مقامات برای ما خلق‌الله که مجبوریم کوچه‌ها و سرک‌های فرورفته در کام دود و خاک را پیاده طی کنیم، یا در این هوای کثیف کار کنیم، این است که احتیاط کنیم. احتیاط به این معنا که مثلاً سخنگوی مشاوردانی در صفحه‌ی فیس‌بوکش نوشته که بعد از استعفا کردن یک مشاور از مشوره‌دانی آن حضرت، حضرت را بر آن داشته که در انتخاب به‌جا‌ و شایسته‌ی مشاورینش، عجله نکند و دقیقاً به همین خاطر است که مشاور امور دود و خاک هنوز انتخاب نشده است. البته گزینه‌ی بدیل این مقام به دست حضرات کار گرفته شده است و جای نگرانی نیست. این گزینه‌ی بدیل، همان بندکردن یکی دو کوچه‌ی ناقابل، خاردارکشی دیوارها و دروازه‌ها و قدغن کردن رفت و آمد در حوالی پایگاه‌های مقدس می‌باشد. باری کسی از یکی از این برادران مذکر پرسیده بود که چرا این قدر به خود اهمیت می‌دهید؟ در جواب گفته که شما لطفاً به استدیوم غازی بروید! در آن‌جا روی دیوارش شما پوستر‌هایی را مشاهده خواهید کرد. دولت این پوسترها را در آن‌جا انستال کرده تا هم بتواند فرهنگ بالای ما را تبلور بدهد و هم نشان بدهد که گذشته‌ی ما درسته که تاریک است، اما تاریکی دلیل نمی‌شود که ما تبلور فرهنگ نکنیم. یعنی انستال کردن تابلو یا پوستر مقامات گذشته روی دیوار استدیوم ورزشی ما، از یک طرف نشان از فرهنگ ورزشی ماست که چقدر با افتخارات میان‌تهی قاطی‌پاتی یا به اصطلاح لاتینی گدود شده، از طرف دیگر، اشرف غنی ثابت کرد که این کشور، 5000 سال دیگر عمر می‌کند و ما (مقامات) نمی‌خواهیم این 5000 سال آینده‌ی ما، که امکان دارد تا آخر آن یک استدیوم ورزشی دیگر هم در کابل آباد شود، بدون پوستر نباشد. در یک کلام اگر بخواهم خلاصه کنم، می‌گویم که‌ یگان چیز بیاورید که من خودم را بکشم!!!

اما خلقی‌ها و پرچمی‌ها ناوقت از خواب می‌خیزند (بی‌شرف‌های بی‌شرف) و متوجه می‌شوند که دود دیگران در طول شب، حتا بینی آن‌ها را هم پر کرده و مجبوراً نیم ساعت به نظافت بینی‌ وادار‌شان می‌کند. از همین‌رو بعضی روزها متوجه می‌شویم که ساعت از 12 ظهر 45 دقیقه تیر شده، اما رییس صاحب هنوز در دفتر کارش نیست. می‌توان دود وارد شده در بینی‌های خلق را هنگامی که تازه از خواب بیدار می‌شوند، به روزگار مردمی تشبیه کرد که این روزها زیر گلوله‌های طالبان، روزگار‌شان شبیه زندگی در پایتخت جهنم شده، هر‌دو سیاه‌ اند. هر‌دو باید پاک شوند تا آدم مثل آدم معلوم شود، ورنه بینی آدم سیاه باشد، هرچه کروات سفید بسته کنیم، بی‌فایده است. اگر شنیده باشید (از آن خاطر گفتم ‌اگر شنیده باشید که یک تعداد ما این روزها از همه‌چیز بی‌خبریم، حتا از روگردانی‌های گله‌ای یاران دوران کمپاین انتخابات یک رییس نسبتاً جمهور) دانگام یک ولسوالی است در کنر‌شان! آن‌جا جنگ است و مردم از بس که به ستوه آمده، هیچ‌چیز از دولت نمی‌خواهند. فقط می‌گویند که ممکن است با طالبان وارد گفت‌وگو شوند. کارشناسان این مسئله را طبیعی می‌دانند و می‌گویند، هرگاه در پاکستان زلزله شود، ما به دلیل داشتن کوه‌های فتح ناشده، یکی از قربانیان احتمالی پس‌لرزه‌های آن می‌باشیم. مخصوصاً که دهن جناب زلزله با مفت قربانی گرفتن از ما شیرین شده. چند روز پیش، طالبان پاکستان دولت پاکستان را به خاک سیاه نشاند و مقامات این دولت فوراً به کابل آمدند. خوش‌بختانه اصلاً معلوم نیست که برای چه آمده بودند؛ اما آن‌چه بیرون داده شد، طلب همکاری آن مقامات از این مقامات می‌باشد. گفته می‌شود که دولت پاکستان که سر طالبان نمی‌زد رای! دیدی چطور طالبانش رای دولتش را زد؟!

حالا از شوخی بگذریم، می‌خواهم به مشاوردانی مقامات عالی‌رتبه پیش‌نهاد کنم که خانه‌های ما را هم با سیم خاردار پیچ کنید، کوچه‌های مارا هم بند کنید، به خدا در انتخابات آینده به شما رای می‌دهیم. نگذارید سرطان در جامعه نفوذ بکند! بی‌باکی مردم و بی‌خاری شما، دست سرطان فرصت می‌دهد و سرطان را که می‌فهمید چه‌قدر بی‌شرم است، بی‌‌شرم‌تر از آن وکیل است که در یک ماه، سه روز را نیمه در پارلمان آمده و آخر ماه معاشش را کامل می‌خواهد و همیشه یک بوتل آب معدنی در دستش است که اگر آب معدنی نباشد، حتماً یک تسبیح را با خود می‌گرداند. این اواخر مد شده که وکلا عینک بپوشند!  امیدوارم که در میان یک لشکر مشاور، یکی نگران بروز سرطان هم باشد!

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه