وزارت مخابرات گفته که هکرهای بینالمللی در صدد حمله بر وبسایت وزارتخانههای افغانستان اند. بسیار خوب! خبر خوشی است. تبریک میگویم. نه، پهلوی منفی نزنید، منظور من از خبر خوش و تبریک گفتن، توانایی وزارت مخابرات در شناسایی حملات هکرهای بینالمللی میباشد. این واقعاً خبر خوب و خوشی است که وزارت مخابرات و تکنولوژی افغانستان، از حملهی هکرها خبر میشود و جلو حملهی آنها را میگیرد. البته چند سال قبل هم بعضی از هکرهای بینالمللی به ما حمله کردند، به وبسایت امنیت ملی رفتند و کمی گدودی کردند، سپس گم شدند. هرچند در آن حمله به وبسایت چند وزارت دیگر هم حمله کردند، ولی هرچه گشتند، چیزی نیافتند. این بار هم تقریباً عین سناریو تکرار شده، منتهی با این تفاوت که گدودی نشده، فایل و اطلاعات کسی گم نشده، همهچیز سر جایش است. این هکرها به چند وزارتی که حمله کردهاند، گفته میشود که مسئولان وبسایت همین چند وزارت برای آنها پیام خوشآمدگویی فرستاده و گفتهاند، یک هفته وقت دارید که تمام سیستم را بگردید، اگر چیزی یافتید، به ما اطلاع بدهید که جایزهیتان را بفرستیم، ولوکان باالچین!
ما خویشتن را در غم آن هکرهای بیفکر و عقل، شریک دانسته و از بارگاه ایزد متعال خواهانیم که اگر قرار است در این مملکت علم شایستهسالاری برافراشته شود و تفنگ تعلقات قومی-سمتی و حزبی را زنگ بزند، بگیرند ملای مسجد را وزیر دفاع مقرر کنند و آنکه از پول کمک شده به پدر قوماندانش، رفته دکترای ادبیات مصری آموخته، وزیر خارجه مقرر شود! کسی هم که علوم سیاسی خوانده و فرضیههای تعاملات منطقهای و بینالمللی را خوب بلد است و میتواند در کلیهی منشهای خارجی، چانهزنی مفید بکند را به حیث وزیر انکشاف دهات به پارلمان بفرستید و وکلا را به جان مادرشان قسم بدهید که به او رای ندهند! چرا من اینقدر عاشق شایستهسالاری هستم؟ دیروز شنیدم که مجلس نمایندگان بر بودجهی پیشنهادی سال 1394 اعتراض کرده و آن را ناقص خوانده است. شاکیان این مجلس سراسر خرد و تمیز، گفته که قانون اساسی از توسعهی متوازن سخن گفته؛ اما این بودجه، طرح توسعهی متوازن را ندارد. برای چند ولایت چندین طرح توسعهای ریخته شده و برای چندین ولایت دیگر، هیچ طرحی در نظر گرفته نشده، لذا این بودجهی پیشنهادی ناقص است و باید از سوی شورای وزیران و وزارت مالیه، اصلاح و کامل گردد. من که همین لحظه بوی توسعهی متوازن را استشمام میکنم، شما چطور؟! ولی جای این سوال خالی که پارلمان عزیز! سال پار، سال پیشتر از سال پار و همهی این سالها، آیا بودجه بر اساس فرض توسعهی متوازن استوار بود که شما برای سال بعد خواهان توسعهی متوازن شدهاید؟ سالهای قبل که چنین نبود. البته سالهای قبل مردم انتخابات پارلمانی هم پیشرو نداشتند. البته اینکه میگویم توسعهی متوازن، شما ببخشید؛ چون توسعهی متوازن نیست، بلکه انکشاف متوازن است و دولتمردان ما اکثراً انکشاف را معادل توسعه دانسته و آن را دری میخوانند، حال آنکه کلمهی توسعه را، ایرانی یا عربی میدانند. فرق بسیاری هم از لحاظ معنا، هم از لحاظ ریشه میان این دو کلمه وجود دارد. این فرق را خود عالیجنابان هم میدانند؛ اما غیرت افغانیشان اجازه نمیدهد که از کلمهی درست بهره بگیرند و مدام با بهکاربردن کلمهی نادرست انکشاف در خصوص مسایل توسعه، فکر میکنند خدمت بیمثالی به زبان دری و در کل ادبیات افغانستان کردهاند. دقیقاً به همین خاطر است که من خیلی عاشق شایستهسالاری هستم. یعنی زنده زنده میبینم که پارلمان مدافع فرضیهی توسعهی متوازن شده و مقامات با گفتن انکشاف به جای توسعه، مدافع ادبیات درست شدهاند. البته آن بوی توسعهی متوازن را که قبلاً گفتم، هنوز هم است. بر اساس این پافشاری وکلا، میتوانم خوشبین باشم که سرک ولسوالی ما که سالها در طرح مالی وزارت مربوطه شامل بود و هرگز کار و قیر نشد و امسال از لیست خط خورد، دوباره شامل برنامهی مالی شود و اگر بزرگان ولسوالی ما اندکی از سیاست فارغ شوند و فکر این سرک را کنند، بیایند از گلوی همان وزارت احیا و انکشاف دهات محکم بگیرند، شاید بعد از این همه سال قیر شود.
یکی از دلایل دیگری که من عاشق شایستهسالاری هستم، این است که مثلاً شما فرض کنید که رییس کمیسیون مستقل انتخابات، خواهان ملاقات رییس جمهور و ابراز نگرانی از به قهقرا رفتن انتخابات پارلمانی باشد و با رییس دفتر رییس جمهور تماس بگیرد، رییس دفتر محترم هم بعد از سه روز دوباره به رییس کمیسیون مستقل انتخابات زنگ بزند و بگوید که ملاقات شما منتفی است؛ چون جناب رییس جمهور وقت ندارد. از سوی دیگر، خود آقای رییس جمهور به سرپرست وزارت داخله زنگ بزند و بگوید که از قوارهی فلانی خوشم نمیآید، او را از وظیفه سبکدوش کن و به جایش خانم … را مقرر کن که هم ماشاالله لیاقت دارد و هم گفته میشود که هر روز بیست پاکت لینا لولهای میخورد. حالا از آن وقت نداشتن برای رییس کمیسیون مستقل انتخابات و این وقت داشتن برای عزل و نصب مهرههای مورد نظر در بستهای پایین پایین وزارتها!
به نظر شما آدم در یک چنین وضعیت، عاشق شایستهسالاری نباشد، عاشق بچهی خر باشد؟!