وای از خران لجوج!

هادی دریابی

ما آدم‌ها در روند ترقی و تکامل و حتا در مسیر تاریخ‌سازی خویش، استفاده‌ی زیادی از خر برده‌ایم. اگر دل‌تان بد نمی‌شود، همین روزها هم حسابی از این موجود بی‌مدعا، در کجا کجای زندگی‌مان که استفاده نمی‌کنیم. همین چند روز پیش، یکی از دوستان که تازه موتری را خریده بود و اگر غلو نکنم، این روزها موترش را حتا از خودش هم بیش‌تر دوست دارد، در ترافیک کدام چهارراه، با خشم ترافیک مواجه می‌شود و ترافیک با چیزی (شاید چماقی) بغل دروازه‌ی او زده بود و روی دروازه‌اش خش انداخته بود. رفیق ما با دل خون می‌گفت: چند سال مثل خر کار کردم، زحمت کشیدم و پولم را قیران بالای قیران جمع کردم تا موفق شدم یک موتر بخرم؛ اما یک ترافیک خر(!) فقط که در بغل کدام سنگ بزند، آمد و دروازه‌ی موترم را به این روز دچار کرد! این از ترافیک.

در مورد یکی از حوزه‌های امنیتی کابل: گویند که یکی از برادران مجرد ما، پلیت موترش گم می‌شود و یک شماره‌ی تیلفون برای دریافت آن، زیر برف‌پاک‌کن موترش جاگذاری شده بوده. این برادر مجرد ما، به شماره‌ی مذکور زنگ می‌زند و جویای احوال می‌شود. طرف (دزد) به این برادر مجرد ما عرض می‌کند که پلیت موترت پیش من است و اگر پانزده هزار افغانی را آوردی، پلیت را گیر می‌آوری، وگرنه‌ دستت خلاص تا هرجایی که زورت می‌رسد! این برادر مجرد ما، دزد محترمِ پلیت را تهدید می‌کند که از دستت به حوزه شکایت برده و دست از تعقیبت بر‌نخواهم داشت. آقای دزد با متانت خاصی که از شناخت مأموران حوزه به‌دستش رسیده بود، به برادر مجرد ما می‌گوید که یا الله! بفرما! حوزه خر کیست؟ برو پیش خود وزیر داخله شکایت کن! اگر زورت می‌رسد، حتا می‌توانی پیش رییس جمهور و هر خر دیگری را که می‌شناسی، برو شکایت کن! برادر مجرد ما می‌رود به حوزه تا شکایت کند. یکی از مأموران حوزه که از قضا آشنای او هم است، به او توصیه می‌کند که برو کوشش کن مبلغ درخواستی او را کم کنی و پول بده تا پلیت موترت را برگرداند. شکایت در حوزه فایده ندارد. این حوزه دو دروازه دارد؛ یکی این‌که باالفرض اگر دزد محترم را شناسایی و دستگیر کنند، از این دروازه وارد می‌کنند و در حالی ‌که تو هنوز از حوزه بیرون نشدی، می‌بینی که دزد از طرف دیگر حوزه برآمده و به ریش تو قاه‌قاه می‌خندد! البته یک خوبی در این آرایش کردن‌ها و مزین کردن‌های زبان ما با وجود مبارک خر، این است که هیچ‌کدام ما نمی‌گوییم که تو به‌خاطر فلان کارت یک خر لجوج هستی! یا نمی‌گوییم فلانی وزیر یک خر لجوج است که هوای ما همیشه تاریک است! یعنی خوب است که حد‌اقل خر لجوج در تاریخ ما سهمی ندارد.

حتماً یادتان است که 99 سال پیش، یکی از رییس جمهوران ما، یکی از اهالی سخن بریتانیا را بچه‌ی خر خطاب کرده بود و از قضا بعد از چند وقت، رییس جمهور شد و ضرورت پیش آمد که به درگاه بچه‌ی خر برود! این‌ها جزو تاریخی اند که به‌دست ما ساخته شده و خواهد شد!

به همین منوال، یکی از بزرگان مسئله‌فهم ما عرض داشته که کابینه‌ی حکومت وحدت ملی، یک موتر دارد و این موتر، در حال حرکت است. اما تا جایی‌ که چشم یاری می‌کند و عقل قد می‌دهد، کابینه‌ی حکومت وحدت ملی، یک خرگادی لق و پق‌ دارد که خر آن لج کرده و قدم از قدم هم بر‌نمی‌دارد! خدا هیچ‌کسی را با خر لجوج مواجه نکند! دل آدم را بدتر از مولانای زرد پاکستانی، خون می‌کند. اگر این دعا را در سطح کشور تعمیم بدهم، می‌شود که خدا هیچ کشوری را با خران لجوج مواجه نکند! هرقدر کاه نشان‌شان بدهی، تخته تخته مزارع رشقه را به مشام‌شان برسانی، بوجی‌های جو و گندم را در سینمای چشمان‌شان به نمایش بگذاری، قدم از قدم بر‌نخواهند داشت. همان جایی که لج کرده، می‌خوابد! هرکاری بکنی، از جا تکان نمی‌خورد! از دمش بگیری، زیر دمش آتش روشن کنی، با لگد به پهلوهایش بزنی، خر از لجش فرو‌نخواهد کاست، مگر این‌که یک مدت را باید صبر کنی تا او در مسیر نورمال خریت خویش قرار بگیرد! فکر نکنید این حرف‌ها را هوایی می‌گویم. پشت تمام این حرف‌ها، الگوی شوک کشورهای غربی قرار دارد. الگوی شوک می‌رساند که حتا خران را می‌توان با شوک مواجه کرد‌ و از مسیر خریت‌شان خارج کرد. فشارها و تکنیک‌های شکنجه که به‌دست بزرگ‌ترین روان‌شناسان دنیا ساخته شده‌اند، نشان می‌دهند که موجودات زنده، در شرایط و حالات مخصوص، با کاست شخصیتی مواجه شده و مغز‌شان هنگ می‌کند. دقیقاً در همچو وضعی است که انسان‌‌ به بازیچه‌‌ای برای دیگران تبدیل می‌شود و حیوانات لج می‌کنند. البته می‌توان برای این‌که حتا خود خران هم نفع ببرند و آدمی‌زاد هم ضرر نکند، این طوری دعا نمود: خدایا! تو را به عظمت و جلالت که نه آدم‌های ما را خر بساز که تابلوی سفید نقاشی دیگران شوند و نه مغز خران ما را با شوک مواجه کن که هنگ کرده و لج بکنند! آمین یا رب‌العالمین!

در اخیر، خبر خوشی برای شما عزیزان دارم. رییس جمهور بالاخره فرصت کرد که سناتوران انتخابی را به مجلس سنا معرفی کند و مراسم تحلیف‌شان را به‌جا بیاورد. در ضمن، رییس جمهور از سناتوران خواسته که صبر کنند؛ چون معرفی کابینه زمان خواهد گرفت. البته رییس جمهور به‌صورت ضمنی گفته که شما هر‌قدر که دل‌تان است، فشار وارد کنید؛ اما من کار خودم را خواهم کرد!

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه