یادم میآید، تازه انتخابات اولین دور پارلمانی در حکومت آقای کرزی گذشته بود. معلم ما از ما خواست که در مورد پارلمان بنویسیم. من آن روزها هیچ چیزی از پارلمان نمیدانستم. نه به اخبار گوش میدادم و نه به تفصیل اخبار! خودم بودم و دنیای بیغلوغش بچگانهای که داشتم. وقتی معلمم از من پرسید، چرا در مورد پارلمان چیزی ننوشتی؟ گفتم، من هیچچه از پارلمان نمیدانم، چه بنویسم؟ آن معلم گرامی، برایم تشریح کرد. گفت، پارلمان یکی از سه قوای سهگانه است که دولت را شکل میدهند. گفت، پارلمان جای قانونگذاری و نظارت از اجرای قانون به دست حکومت است. گفت، پارلمان جایی برای بلند کردن صدای مردم است، جایی برای حساب گرفتن از حکومت. خلاصه هر آنچه از لحاظ قانونی در تعریف پارلمان میگنجد، آن روز معلم ادبیات من برایم گفت. من به آن حرفها گوش نسپردم. شاید حتا فردای آن روز هم نمیفهمیدم، پارلمان چیست، چه کار میکند؟ چه کسی و چطور در آن راه پیدا میکند؟ امان از بچگی!!!
حالا که دور شانزدهم پارلمان افغانستان به تعطیلات زمستانی خویش رفته و سال بعد به احتمال زیاد، برای دور هفدهم پارلمان انتخابات برگزار خواهد شد، من کم و بیش از پارلمان میفهمم. چیزهایی که شاید در تعاریف معلمم وجود نداشتند. او پارلمان را جایی برای قانونگذاری و حراست از قانون میدانست، من تقریباً برعکس آن را یافتهام. این پارلمانی را که من میشناسم، به جای قانونگذاری، هر روز قانونگدازی میکند. به جای حراست از قانون، خود قانون را تاراج میکند.
او میگفت، پارلمان به حکومت اجازه نخواهد داد که حق ملت را بخورد، یا در انجام مسئولیت کوتاهی بکند. آیا چنین است؟ به صورت قطع، نه! ما بارها دیدهایم که نمایندهگان پارلمان خود دزد و کلاهبردار و حامی مقامات فاسد در حکومت اند. آنها به جای حساب گرفتن از حکومت، سهم میگیرند. در خیلی از موارد، همین نمایندگان محترم به جای نمایندگی از مردم خویش، نمایندگی از مقامات حکومتی کرده و هنوز هم میکنند. به طور مثال، در چند سال اخیر همواره تلاش صورت گرفته تا حکومتهای محلی از لحاظ صلاحیت تصمیمگیری قوی شوند. ادارهی عالی ارگانهای محل، بر حکومت مرکزی فشار آورد که بودجه را برای حکومتهای محلی تخصیص بدهد و تلاش شود ولایتها از این لحاظ مستقلانه عمل کنند؛ اما این پارلمان، همین نمایندگان، نقش نظارتی را از شوراهای ولایتی سلب کردند. یکی هم نیست بپرسد که عزیز من! عقل کل کشور! نابغه! آقا و خانم محترم! عقلتان کجاست تا تمیز کنید که قدرت و صلاحیت دادن به حکومتهای محلی، چه معنا دارد؟ نبوغتان کجاست تا درک کنید که بعد از شما بیارزشترین پدیدهی ممکن در این کشور، مشوره است. شماییکه قیمتتان یک ساعت رادو و پنج هزار دالر تعیین میشود، آیا نمیدانید که اگر در این کشور اگر هرکس دیگری به مشورهها گوش بسپارد، دولتمردان و دولتزنان گوشسپردنی نیستند! اگر خیلی نگران بساط معاملهی خویش با والی و ولسوالهای ولایتتان هستید، اصلاً شورای ولایتی را منحل کنید، با آرای سبز خویش شوراهای ولایتی را برای همیشه حذف کنید. آنگاه با خیال راحت، اگر والی به تجارت مواد مخدر روی آورد، شما سهم بخواهید! اگر در قتل و غارت مردم شریک شد، شما سهم بخواهید! در عزل و نصب ولسوالها دخالت کنید و با خیال راحت، دوستان خویش را ولسوال مقرر نمایید تا پیروزیتان در دور بعدی انتخابات تضمین شود.
خلاصه آنچه را معلم ما از پارلمان تعریف میکرد، اکثراً نادرست بوده. یکی از کارهای آلوده به نبوغ این پارلمان، تصویب قانون شرکت در انتخابات پارلمانی است. یعنی طبق صلاحدید این جمع معاشخور 249 عددی، فقط کسانی حق دارند برای احراز کرسی پارلمان ثبت نام کنند که یا حداقل لیسانسه باشند، یا هم یک دور تجربهی نمایندگی از مردم را داشته باشند. یعنی آن موجود خر و الاغی که در عمرش مکتب نرفته و به زور تفنگ و پول خویش در دورههای قبلی، به پارلمان راه یافته بود، برابر با کسی است که دوازده سال مکتب و 4 سال دانشگاه خوانده؟ یعنی کسی که شانزده سال زحمت کشیده تا لیسانسه شود، برابر است با کسی که به هر طریقی یک دوره وکیل بوده و هنوز هم برای جلوگیری از بوی بد خویش باید دایپر کانبیبی استفاده کند؟ یک عده از وکلای همین دوره که عصر حمامهای شاوردار است و خانههای مد روز، یک رقم بوی بد میدهد که واقعاً نیاز به دایپر کانبیبی دارد؛ چون این دایپر از بیرون شدن بوی بد جلوگیری میکند.
بگذریم! این جماعت را کم و بیش همه دیدیم که هنر والایی در دزدی و غارت دارند. فقط میخواهم آن معلمی که روزگاری از پارلمان برای من تعاریف متعددی را ارائه میکرد، بداند که پارلمان نه آنچیزی است که در تعریفهای قانونی وجود دارد. پارلمان، بیشتر به پناهگاهی میماند که ساکنانش جز دزدی، هنر دیگری بلد نیستند!
هرچند هنوز آقای رییس جمهور این تصمیم نزدیک به دزدی را توشیح نکرده، اما با توجه به فشاری که در معرفی کابینه از سوی این مجلس روی اشرف غنی وجود دارد، احتمال توشیح آن زیاد است.