بعد از آنکه آقای سرور دانش، یعنی سرور و آقای علم را ضرورت افتاد تا در پیشبرد اموری که معلوم نیست به او محول شده یا نه، یا خدا میداند چه وقت محول خواهد شد، مشاور استخدام کند، مکتب مشاوریسم یا مشورهکراسی روزبهروز در حال قوی شدن است. بدون شک، افغانستان کشوری است که مقامهای آن بیش از هرچیز دیگری، به مشوره نیاز دارد. مثلاً وقتی جناب اشرف غنی به عنوان رییس جمهور میرود کارمندان بخش تدارکات وزارت دفاع را از وظیفه سبکدوش میکند و آنها را ممنوعالخروج اعلام میکند، یکی باید پیدا شود و به این رییس جمهور نابغه بگوید که عزیز من! رییس من! نابغه! این کار، کار تو نیست، کار دادستان کل است. اگر از این مشورهها به رییس جمهور داده نشوند، ممکن است جمعهی بعدی رییس جمهور حکم صادر کند که از این به بعد، داستانی کل موظف است نصوار بازار کابل را تولید و به بهترین نوع ممکن آن را عرضه کند. حالا ممکن است شما بگویید که چرا دادستانی کل اعتراضی بر این مسئله ندارد؟ عرض کنم که جناب دادستان کل این روزها کمی مصروف است.
حالا بعد از آقای سرور دانش که در هر بخش یک نابغهی شبیه خودش را مشاور استخدام کرده و در کل هیچ کاری نمیکنند، نوبت به آقای انجنیر معاون خان محمد اول ریاست اجرایی رسیده. او هم برای اینکه هیچ کاری نکند، یازده مشاور را در یازده بخش از مجموع امور حکومتداری استخدام کرده تا از یک طرف، به این معاون صاحب در قسمت خوب و بد کارها، حرفها، طرحها و رقابتها مشوره بدهند و او مثل هر رییس و رهبر دیگری به آن گوش نکند و از طرف دیگر، هیچ به ذهنشان خطور نکرده که افغانستان سالهاست به کسر بودجه مواجه است. شاید اگر خدا توفیق بدهد، این سوال را مطرح کنیم که خُب! این همه مشاور استخدام میکنید که مثلاً چه کار کنند؟ بنشینند به شما تفهیم کنند که افغانستان سالهاست با کسر بودجه مواجه است و شلوغ کردن در تشکیلات اداری، آنهم از سوی رییسان حکومت وحدت ملی، چیزی جز نگاه مافیایی به قدرت و چپاول در حد ممکن نیست. این ممکلت که تنها سرور دانش و انجنیر محمد خان را ندارد. در کنار این بزرگواران، جنرال دوستم، معاون اول ریاست جمهوری، حاجی محمد محقق، معاون دوم ریاست اجرایی، احمدضیا مسعود، نمایندهی خاص رییس جمهور در امور حکومتداری خوب، خود رییس جمهور و رییس اجرایی، اتمر صاحب و سلام رحیمی هم وجود دارند. اینها هم از گور افلاتون نیامده، اینها هم مشاور استخدام خواهند کرد (اگر تا حالا نکرده باشند). البته استخدام مشاور در نفس خود کار بدی نیست. مثلاً شما فرض کنید آقای احمدضیا مسعود 20 فیر مشاور واقعاً مشاور را استخدام کند و در دور بعدی که حکومت بقیهی اعضای کابینه را به پارلمان معرفی میکند، این بیست مشاور به آقای مسعود مشوره بدهد که به لحاظ خدا، هرکسی را برای وزارت زراعت معرفی میکنی، بکن! مقصد متوجه باشی که تحت تعقیب پولیس انترپول نباشد. و آقای مسعود هم به این مشوره گوش دهد و کسی شبیه یعقوب خان حیدری را معرفی نکند. اینگونه، کارها به بهبودی میرسند. اما بدی کار اینجاست که هیچ یکی از این سروران گرامی، به مشورهها گوش نمیدهند!
از طرف دیگر، تو را به جان عزیزت قسم! فرض کن تو هم معاون رییس جمهور یا معاون رییس اجرایی باشی، آیا این مملکت این قدر خالی از آدم است که دلقکبازیهای تشکیلاتی تو را نفهمد؟ جناب معاون صاحب! الهی هفت آسمان فدای یک تار ریشت شود، وقتی میفهمیدی فردا از عهدهی کارها برآمده نمیتوانی، چه جبر بود که معاونت را قبول کردی؟ تو که از اول میفهمیدی سرت به کارها خلاص نمیشود و هر آن ممکن است در رقابت، فریب رقیبان را بخوری و بزنندت به زمین، به سنگ و بهخصوص به محتوای دریای کابل، راحت مینشستی و میگفتی که اینجانب کار دارد و نمیتواند معاون رییس جمهور یا رییس اجرایی شود. ما که سرت زور نداشتیم، داشتیم عایا؟!
حالا من واقعاً نمیدانم این معاون صاحبان میخواهند به کجا برسند؟ بابا همهی نابغههای کشور را شما گرفتید مشاور خودتان کردید، چه کسی برای وزارت زراعت معرفی شود؟ چه کسی عنان وزارت تحصیلات عالی را بگیرد تا ملا عمرِ دیگری آن را تصرف نکند؟ چه کسی در رأس تجارت کشور قرار بگیرد تا صلح بیاید؟ چه کسی مدیریت مخابرات کشور را عهدهدار شود تا درآمد میلیاردی از طریق چهارراه اتصال مکالمات و مخابرات کشور، برایتان خلق کند و قسمتی از کسر بودجهی مملکت را جبران کند؟ شما که خوب میفهمید این کشور ضمن آنکه به بیکاری عظیم و کسر بودجه مواجه است، به کمبود نابغه هم مواجه است. فقط چند نابغه داشتیم که دور از جان شما، فعلاً همهیشان یک کارهی مملکت شدهاند. حالا این چوچهنابغهها را به حال خودشان رها کنید و به خود اجازه ندهید که آنها را برده به کاخ و دفتر خویش، به یک موجود بیخاصیت شبیه فلانی تبدیل کنید.
اگر متوجه شده باشید، من گفتم که حتماً این معاون صاحبان عزیز خودشان از کار و بازی چیزی نمیفهمند که مشاور استخدام میکنند. این حرف غلط است. هرقدر هم فهمیده باشید، نیاز به مشاور دارید. به شرطی که مرد اخذ مشوره و مرد پرداخت هزینهی مشوره هم باشید. شما که هرچه باد کنید، از بیتالمال باد میکنید. ای خاک بر سر پول مفت که ارزش ندارد!!!
باور کنید همین دقیقه یک رقم وحشتناک به مشوره نیاز دارم، میخواهم یکی به من مشوره بدهد که راه بیابان کجاست؟!