انسان موجودی ناشناخته است. یعنی هنوز تعریفی که همهی انسانها را شامل شود، از سوی کسی بیرون داده نشده. اگر بگوییم انسان موجود مؤمن به خداست، میبینیم که یک جمع کثیری از انسانها، هیچ تعلقی به هیچ یکی از ادیان الهی ندارند. اگر بگوییم که انسان موجودی است که با زبان عربی صحبت میکند، باز هم میبینیم که چندین میلیارد انسان وجود دارد که به زبان عربی صحبت نمیکنند، اصلاً عربی بدنشان صفر است. اگر بگوییم که انسان موجودی است که پیراهنتنبان افغانی میپوشد، باز میبینیم که همه را شامل نمیشود. اگر بگوییم انسان موجودی است که همیشه منطقی و عاقلانه رفتار میکند، باز میبینیم که جنگ و خشونت، اصلاً منطقی نیست و جنگهای بسیاری در دنیا جاری اند. اگر بگوییم انسان موجود اجتماعی است، باز میبینیم که یک عده از این اجتماع در حال گریز اند و بهشدت نامشان را برای رفتن به یک سیارهی دیگر، در کتاب ناسا به ثبت میرسانند. اگر بگوییم انسان موجود کارگر است، باز این وزیران و وکیلان خود را کجا کنیم، اینها که با همهچیز میانهی خوب دارند، الا کار! اگر بگوییم که انسان موجودی قانونمدار است، باز دروغ گفتهایم؛ چون همین چند روز پیش کراچی آشغالی را داخل دریای کابل یا روی سرک کنار سطل زباله خالی کردهایم. یا وقتی میخواستیم زودتر پاسپورت بگیریم، 2000 افغانی به یک نفر دادیم، پاسپورتی را که قرار بود روز شنبه هفتهی آینده گیرمان بیاید، روز چهارشنبه همین هفته گرفتیم. اگر بگوییم انسان موجود مختلسی است، باز همه را شامل نمیشود. مخصوصاً کرزی که بارها قسم خورد که یک قیران هم اختلاس نکرده. خلاصه هر تعریفی بکنیم، همه را شامل نمیشود.
یک تعریف نسبتاً خوب این است که انسان جایزالخطاست. یعنی انسان موجودی است که در زندگی خویش، گاهاً مرتکب اشتباهاتی میشود. من که شخصاً مرتکب خیلی از اشتباهات شدهام و بر آن معترفم. اشتباه اولم این است که اشتباه دومم را به شما معرفی میکنم؛ چون اشتباه دوم من، یاد نگرفتن انگلیسی بود. همین امروز یک بندهی خدا گفت، اگر انگلیسی بلدی، بیا من تو را جایی میبرم که 3000 دالر معاش میدهد. (میبینید چه اشتباه بزرگی کردهام).
همینطور همه ممکن است اشتباهاتی را مرتکب شده باشند یا مرتکب شوند. دقیقاً به همین خاطر گفته شده که باهم مشوره کنید! مشوره هرچه باشد، نتیجه و برآیند بهتری نسبت به تکروی دارد. این به این معنا نیست که آنهایی که همیشه باهم مشوره میکنند، هیچ اشتباهی را مرتکب نشوند، بسا مواردی وجود دارند که نشان میدهند، حاصل مشوره هم اشتباه است و خطایی جبرانناپذیر! مثلاً شما فکر میکنید تقلب در انتخابات حاصل تفکر یک نابغه بوده؟ معلوم است که نه! جمعی از نوابغ عزیزمان در یک جای نشسته، بارها با هم مشوره کرده که چطور و به چه میزان تقلب کنند تا نتیجهی انتخابات تغییر بخورد و دیدیم که چطور تغییر خورد. حالا هم که هر روز داریم تاوان همان انتخاباتی را پس میدهیم که با تقلب به فرجام رسید و حکومت حالی حیران مانده که متقلبان آن را چطور به میز محاکمه بکشاند! حالا متقلبان اصلی اصلاً محاکمه خواهند شد یا خیر؟ بماند سر جایش! شاید یکی از دلایلی که اصلاح نظام انتخاباتی هر روز به تعویق میافتد نیز همین مسئله باشد. دو نفر باهم بنشینند و روزها مشوره کنند که از خیر رسوایی انتخابات گذشته بگذریم، نگذاریم گند بیشتر به مشام مردم برسد، قانون را هر طور که صلاح دانسته شد، تغییر میدهیم. والسلام…
ممکن است اینطوری نباشد. یکی از آن دو نفر اصلاً به این فکر باشد که نه قانونی تعدیل شود یا تغییر کند و نه هم کسی از تشکیلات فعلی کمیسیون انتخابات نامش خط بخورد. در این قسمت به خودم اجازه نمیدهم نمایشگاه برگزار کنم. ولی آنچه مورد نظر ما بود، این بود که انسان جایزالنمایشگاه است. یعنی هر کسی حق دارد یک سری چیزها را خود برای دیگران به نمایش بگذارد. مثلاً آقای صدیق افغان میتواند یک سبد از فورمولهای ریاضیکی خویش را به نمایش بگذارد. آقای کرزی میتواند آنچه را از 13 سال حکومت آموخته، برای مردم به نمایش بگذارد. همینطور، هر کسی که برای رضای مردم مسجدی ساخته، میتواند درون آن نمایشگاه و جولانگاه مأموران ولایت فقیه را باز کند. بگذریم که پیش این مسجد اگر حتا راه به روی مردم مسدود یا بدون هیچ ترافیک میشود.
حالا ما زیاد به این مسئله گیر ندهیم که انقلاب اسلامی ایران سالها پیش اتفاق افتاد. گیریم که این انقلاب اسلامی برای ملت ایران سعادت آورد و هیچگاهی اجازه نخواهد داد که مهدیهای کروبی یا میرحسینهای مهدوی به دلیل مخالفت نظری با آقا، سالها نظربند و زندانی شوند. حالا نمایش و دیکتهی تکراری این انقلاب چه سودی برای ما دارد؟ راه بهشت را هموارتر میسازد؟ اعتبار و افتخار خلق میکند؟ ملت ایران را بیشتر به رفاه میرساند؟ حق حیات آزاد و فعالیت آزاد را به مخالفان سیاسی نظام که در زندان اند، بر میگرداند؟ چه میشود؟!
هیچ چه! فقط میتوان گفت که انسان جایزالنمایشگاه است! بناءً از شما خواهش میشود که بگذارید چند تا از هواداران امام هم از خود نمایشی داشته باشند. نمایشگاهی برپا کنند و در آن انقلاب اسلامی را زنده کنند. از کجا معلوم که همین امسال بعد از 22 بهمن، هزارها نفر دیگر میرحسین مهدوی نشوند؟ از کجا معلوم؟ پس اجازه دهید هزاران نفر دیگر الکی میرحسین مهدوی نشوند تا مجبور شویم همیشه خبرهایش را از اینکه چه مرضی در درون زندان عاید حالش شده، بشنویم. حداقل اگر کودکان افغانی در ایران حق تعلیم و تحصیل ندارند، به این معنا نیست که آنها حق برپایی نمایشگاه خمینی را در کابل ندارند؟ آنها که نمایشگاه ممانعت از ورود افاغنه در مدارسشان را برگزار کردند و هرازگاهی فیلمهای خیالی با کارگران افغانی هم بازی میکنند. پس انسان جایزالنمایشگاه است!