خریزم معاصر!

هادی دریابی

و خداوند هیچ‌چیز را بدون حکمت نیافریده! گرچند وارد‌شدن در این حوزه را سخت می‌بینم؛ اما با اجازه‌‌ی آن‌عده از دشمنان مردم افغانستان که فکر می‌کنند دیگران هرکاری کردند، الا و لابد توهین به آن‌هاست. چند روز پیش، شماری از فعالان مدنی دور هم جمع شدند، چند دقیقه در مدار تسبیح غوطه‌ور شدند و خوب که عمیق رفتند به فکر، تصمیم گرفتند که یک کار فوق بی‌نظیر بکنند. آن‌ها احساس کردند که خر، یکی از مخلوقات خداوند است، درست همان‌گونه که ما یکی از مخلوقات خداوند متعال هستیم. هرچند ما فاصله میان خود و خر را چندین کهکشان نوری می‌بینیم؛ اما حقیقت این است که خر، نشانه‌ای از خالق یکتاست.

حرف سر فعالان مدنی بود. همان فعالان مدنی، سال‌ها به چشم سر دیده بودند که خر چه زحمتی می‌کشد و چه رحمتی بار می‌آورد برای ما آدم‌ها! آب به کوه بالا می‌کند. سابق مرمی به کوه بالا می‌کرد. خود ما را چقدر این طرف و آن‌طرف می‌برد. تمام این‌زحمت‌ها را یکی یکی از نظر گذراندند و به این نتیجه رسیدند که باید از خر تقدیر کنند! البته یک جای کار این فعالان مدنی، اشکال داشت. در افغانستان متأسفانه رسم است که مثلاً یک رهبر زور می‌زند می‌میرد! بعد مریدان و دوست‌دارانش، عکس او را چاپ کرده، برایش مراسم تقدیر و نیکوداشت و سوگواری برگزار می‌کنند. البته در این اواخر، تازه رواج شده که از رهبر زنده هم تقدیر می‌کنند و مراسم گرامی‌داشت برپا کرده و در آن القاب متفاوت و پوشالی را به رهبران خویش عطا می‌کنند. در این مراسم، خود رهبر، با ناز و کرشمه روی استیج آمده و دروغ‌های چندی برای هوادارانش تقدیم می‌کند تا حس چک‌چک را در آن‌ها برانگیختانده و هواداران هم شکم‌سیر چک‌چک نموده، رهبر را تشویق به دروغ و افترا می‌کند.

اما در برنامه‌‌ی تقدیر از خر، هرچند که افغانستان خر زیاد دارد، همان فعالان مدنی، هیچ خری را روی استیج نیاوردند تا برای‌شان سخن‌رانی کند. به جای خود خر، عکس خر را قاب کردند و پشت استیج چسپاندند، گویا که کشور بی‌خر شده و خران همه مرده! غافل از این‌که، چیزی که زیاد است، خر است. هرچند که یکی از خران از این فعالان مدنی شاکی شده و گفته که ما هنوز زنده‌ایم؛ اما از ما به رسم مرده‌ها تقدیر می‌کنند. این خر هم‌چنان علاوه کرده که اگر فعالیت‌های مدنی این‌گونه پیش بروند، می‌ترسم که تعداد‌ زیادی از خرهای کشور، دوباره به صف دشمنان بروند و کشور دوباره در آتش بسوزد. اما یکی از فعالان مدنی در واکنش به سخنان این خر، گفته که او خر است و خر چه داند قدر حلوا و نمک؟

در همین حال، شماری از کارشناسان، البته خود آن‌ها دوست ندارند مردم آن‌ها را فقط کارشناس بدانند، دوست دارند مردم آن‌ها را تنها انسان‌های پاک و برحق این سرزمین بخوانند و احترام کنند؛ گفته که این فعالیت مدنی نیست. این توهین مستقیم به ماست! یکی از این کارشناسان اصرار داشت که ای‌کاش روزی رییس جمهور را در کوته‌ی سنگی ببیند و در حضور او بگوید که فعالان مدنی را چه خدا زده؟ از ما چه بدی دیده که می‌روند از خر تقدیر می‌کنند؟ او گفت، فعلاً بزرگ‌ترین آرزویش این است که رییس جمهور این مسئله را برای او واضح کند. هرچه اصرار کردیم که منظور فعالان معدنی، خرهای واقعی نیست، آن‌ها کنایتاً به ریش سردم‌داران مملکت خندیده؛ اما کارشناس محترم و علاوتاً تنها انسان صاف و صادق این مملکت، دست از آرزویش برنداشت که نداشت.

تفسیر و تشریحات زیادی در مورد این حرکت مدنی صورت گرفت. مثلاً یکی ادعا دارد که سال‌هاست یک حلقه‌ی مشخص، همه‌چیز مملکت را در ید والای خود دارند، از آرد و روغن گرفته تا تیل و زمین مردم! همیشه هم نوید خوش‌بختی برای افغانستان را می‌دهند و می‌گویند که انشا‌الله این‌طور خواهد شد، انشا‌الله آن‌طور خواهد شد و مردم به زندگی مرفه خواهند رسید. اما متأسفانه، هرچیزی که در اختیارشان قرار گیرد، مصرف می‌شود، لاکن هیچ نتیجه‌ای برای زندگی مرفه و آرامش مردم ندارد. او می‌گوید که فعالان مدنی ننگرهار هم در اعتراض به همین مسئله، از خر تقدیر کرده‌اند. چون واقعاً دیده می‌شود که یک خر، به مراتب بیش‌تر از یک رهبر برای یک آدم عادی مفید تمام می‌شود. خر در هر قدم زندگی، در هر سختی و مشکل، کنار صاحبش ایستاد است و هر باری هم که روی دوشش گذاشته شود، به قدر توان آن را می‌برد. اما رهبر کو؟ کدام رهبر در افغانستان بار را از روی دوش یک دهقان، یک نجار، یک آهنگر، یک معلم یا کس دیگری برداشته؟ نه واقعاً کدام رهبر؟ غیر از این‌که مدام برای مردم مزاحمت خلق می‌کنند. حتا در همین مورد هم تصمیم دارند مزاحم فعالان مدنی شوند. درست است که رهبران هم همیشه بیکار و بیخار نیستند، گاهی خدماتی بس بزرگ را انجام می‌دهند؛ اما فایده‌ یا ثمره‌‌ی خدمت را کسی بیرون از حلقه‌ای خودش نمی‌بیند و نمی‌گیرد. ما که یک جو از رهبران افغانستان سود ندیدیم، حال‌ آن‌که سالانه از یک خر، هزاران نوع بهره را می‌بریم.

به هر روی، من شخصاً طرف‌دار این هستم که چه آدم، چه خر، چه گاو، چه رهبر، چه باسواد چه بی‌سواد، هرکسی در هر مقامی که هست، شاد و خرم باشد! می‌دانم که این آرزویم شامل حال خران و گاوان نخواهد شد. شامل حال بقیه که می‌شود، نمی‌شود؟

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه