حتما شنیدهاید که میگویند، «حقِ خود را از دهان شیر میباید گرفت». اگر اعصابتان در حدِ کمربستن به قتل اینجانب تحریک نمیشود، اجازه بدهید یک مورد از معنای این مصرع را برایتان نشان بدهم. در این مصرع حکیمانه، اولین کلمه، حق است.
حق یعنی چیزی که شما میخواهید از شما باشد و کس دیگری میخواهد مالِ او باشد؛ اما در نهایت چون شما زور بیشتری دارید، از آنِ شما میشود. دهان را که میدانید. سوراخی است در قسمت جنوبِ روی آدمی که چون بسته شود، موجب تشویش هزارهجات است و چون باز گردد، تونلِ صلوات. شیر حیوانی است که در شجاعت به آن مَثل زنند. یکی از خاصیتهای شیر لجاجت و سرسختیاش هست. یعنی اگر شیر تصمیم گرفت که کاری را بکند، اگر تمام عالم هم گواه و سند بیاورد که کارش غلط است، او همچنان غرشکنان به کار خود ادامه خواهد داد. «میباید گرفت» یک فعل است که استفادهاش در میانِ آدمهای حقطلب شیوع دارد. این آدمها معمولا هیچ یادشان نمیآید که بگویند، «میباید داد». چون حقطلب اند، پیوسته میگویند میباید گرفت.
حال، نمونهی تاریخی این بیت را میتوان در گفتار استاد محقق، معاون دوم ریاست اجرائیه دید. مطلع هستید که در این اواخر شیران مملکت ما، یعنی همین مردم قهرمان، شروع کرده بودند به نقزدن در مورد 31 نفر مسافر ربودهشده به دست برادران. هی از دولت میپرسیدند که این 31 نفر چه شدند و چرا دولت برای آزادیشان کاری نمیکند؟ استاد محقق که دید این شیران گرسنه دیگر واقعا پاچه میگیرند و دور از شأن و شوکت شیری خود، به جای غُرزدن، نق میزنند، تصمیم گرفت که حق خود را از دهان این شیران بگیرد. این است که در سالگردِ شهید مزاری بر شیران نهیب زد و روشن کرد که فشاری که مردم بر دولت بیچاره وارد میکنند، اصلا منصفانه نیست. مگر قرار است هرجا مشکلی پیش آمد، گریبان دولت را بگیریم؟ مگر دولت مکلف است که امنیت شهروندان مملکت را تأمین کند؟
این دفاع استاد محقق از دولت واقعا روشنگری کرد و شیران را واداشت که به جنگلِ آرامش خود برگردند و بر اضطرابهای موجود دولت اضطرابی دیگر نیفزایند. گفتنی است که شیران هرچند قانع نشدند؛ اما بنا بر خاصیت شیری خود، قبول کردند که رهبر هرچه بگوید، درست است.