امروز با تمام نیرو، شانزدهم حمل است. شانزدهم حمل برابر است با سالگرد انتخابات افغانستان، انتخاباتی که نه برای مردم افغانستان آبرو ماند و نه برای دموکراسی و مردمسالاری. پارسال مردم افغانستان در همین روز پای صندوقهای رای رفتند تا رییس جمهورشان را برای پنج سال پیشرو انتخاب کنند. حیف که کار ما به تمام نیرو کشیده شد. تمام نیرو، پیش از این روز و بعد از این روز، کارها کردند تا اینکه ما حالا یک نابغه را مجبوریم هر روز تحمل کنیم.
اینکه میگویم تمام نیرو، شما تنها روی جناب امرخیل فوکس نکنید. کمیسیون انتخابات آن روزها پر از شخصیت و ناظر و سوپروایزر و کمیشنر بود. به شعور آنها بر میخورد، نمیخورد؟ یعنی مثلاً فرض کنید ما 12 نفر دور یک دسترخوان جمع باشیم، قابلی پلو ازبکی، با تمام نیرو آمادهی حملهی مؤمنین (ما) باشد، آنوقت یک رذیل بیشرف از میان ما پاچههایش را تا زانو بر بزند و یک چکر روی غوریهای قابلی پلو مانور برود و طعم عرق کف را به رایحهی کنجد بیفزاید و ما هم آن را نخوریم. سپس صاحب دسترخوان بیاید و بگوید چرا نخوردید، ما بگوییم که فلانی (د ملی اتل) چنان کرد. آیا صاحب دسترخوان در ذهن خود نخواهد گفت که خاک بر سر شما یازده نفر دیگر که با تمام نیرو دور این دسترخوان نشسته بودید تا بخورید؛ اما این الاغ بیتربیت با تمام نیرو بر اشتهای شما سرود عرقآلود پایش را سرود. حالا بیایید به جای قابلی پلو، چیز خَلو را بخورید. از طرف دیگر، روایت است که فوکس انحصاری حج را باطل مینماید. امرخیل بعد از انتخابات، وقتی دید مراد دل حاصل شده، با تمام نیرو برای استغفار به سوی عربستان شتافت.
انتخابات را با تمام نیرو دایر کردند. مراد از تمام نیرو در برگزارکردن انتخابات، فهرست بلندی از پارامترهایی است که ذکرکردن همهی آن اینجا تقریباً ناممکن است. اما شماری از این نیروها را به باد خوانش میگیرم تا بوی تجدید خاطرات، دماغهای رنگارنگ و نرم و شخ ما را کمی حمایت کند. از دالرهای عربستان شروع کنیم. فرض کنید عربستان در انتخابات سال پار، 60 میلیون دالر برای یکی از نوابغ قرن ما، هزینه کرد. عربستانی که با این 60 میلیون، رسوایی بزرگی را در عرض دموکراسی افغانستان رقم زد. این یعنی چه؟ یعنی اینکه برادر من، خواهر من! مصرف کمپاین، استخدام گوسفند، انحصار مازداها برای انتقال برگههای رایدهی، تطمیع شخصیتهایی چون امرخیل، فتوشاپ صدا، استخدام چندین قوماندان، به دست آوردن دل استخارهگران و فالبینان مملکت، رفتوآمد به ولایتها و ولسوالیهایی که مردم آن ارزشهای دموکراتیک و مردمسالاری را درک کردهاند و جانانه در انتخابات شرکت میکنند، با چه چیزی میسر است؟ اگر بگویید با مُخزنی و اقناع خلق، سخت در اشتباهید. باید بپذیریم که بیشتر با دالر میسر است.
حالا از دالرهای میلیونی عربستان سعودی گرفته، تا گوسفندانی که شکمشان پر شد، فکر کنید چه اتفاقهای دیگری رخ داده باشند؟ نقش کشمش، نخود، چاکلیت و پسته را در تغییر نتیجهای که مغایر ارادهی مردم باشد، هم از یادتان نرود. داستان گرفتاری یکی از موترهای مملو از برگههای رایدهی و جنرال ظاهر یادتان است؟ کمی فکر کنید. فتوشاپ صدا، کمیسیونهای حقیقتیاب، رسواییهایی که از سوی ستاد رقیب افشا شدند، همه را با باد نوازش خویش، حالت رمانتیک و شاعرانه بدهید. خدا میداند چه نیروهای عظیم و پنهان دیگری پشت انتخابات ما در حال مصرفشدن بود که ما بیخبریم. مثلاً نیروهایی که از پاکستان وارد شدند، یا توسط این کشور دایمالشرارت دیکته میشدند. دستهایی که ممکن است از ایران برای تصادم صندوقهای رایگیری دراز شده باشند. اینها کمک میکنند آدم قدر و قیمت تمام نیرو را بداند.
خلاصه این تمام نیرو توانست نتیجهی انتخابات را آنگونه که باید میبود، تغییر بدهد و اینگونه که حالا هست، رقم بزند. اینکه نقش چه نیرویی در بدنامی دموکراسی و تُفکردن بر ارادهی مردم برجسته است، من یکی عاجزم. در کل همینقدر میفهمم که تمام نیرو میتواند افغانستان را یکشبه در معرض جنگهای داخلی قرار بدهد. چطور؟ حالا که قرار است آقای رییس جمهور با تمام نیرو از عربستان در تجاوز بالای یمن حمایت کند، فرض کنید همین هفتهی آینده دیکتاتور عربستان از آقای اشرف غنی کمک بخواهد، تقاضای ارسال 10 هزار نیرو کند. رییس جمهور هم فرمان ویژه صادر کند که هزار نفر از هر قوم برای رفتن به جنگ عربستان با حوثیهای یمن، عازم یمن شوند. در فرمان ذکر شود که هر نفر یک واسکت هم برای احتیاط ببرد. آنوقت آیا ما حاضر خواهیم بود برای نیکنامی رییس جمهور خویش و پیروزی شیوخ عربستان بر حوثیهای یمن، یخن بدریم؟ به یقین که نه، ما اینقدر شعور داریم که زندگی خویش را در همین شرایط مفتضح داخلی خودمان تعریف بکنیم و آنهم زندهماندن به امید فرصتیافتن و کارکردن است. اشرف غنی که نمیتواند به رییس جمهور عربستان، ببخشید به میراثخور قدرت آن کشور بگوید که این مردم هنوز بالغ نشده و نمیفهمد شما چه موجود مقدسی هستید و تجاوز شما در چارچوب بنیادین دفاع از حرمین شریفین بر یمن، چهقدر برای تاریخ پنج هزار سالهی ما حیاتی است. بناءً، به ما فرصت بده که به این خلق بفهمانیم. آن وقت با تمام نیرو شروع کند به فهماندن ما!
حالا شما بگویید، کسی که با تمام نیرو توانست انتخابات را به نفع خودش رقم بزند، سرنوشت یک مملکت را تغییر بدهد، برقها را از کابل برباید، مسافران را از شاهراه برباید، آیا قادر نخواهد بود که از یک پادشاه مظلوم عربستان حمایت کند؟ البته و بدون شک که قادر خواهد بود. نه! بیایید یک رقم دیگر بیاندیشیم. برای یک دفعه هم که شده، بیایید فکر کنیم ما اشرف غنی هستیم. شما اگر اشرف غنی باشید، آیا از عربستان حمایت نمیکنید، مخصوصاً که یک سال است انتخابات را پشت سر گذاشتهاید و کابینهیتان هم تکمیل نشده است؟ شما را نمیدانم، اما من حاضر بودم.