فرض کنید معین اداری و مالی وزارت کار و امور اجتماعی، اول صبح وقتی از خواب میخیزد، دلش میخواهد حمام کند. به سر و وضعش برسد، خودش را عطر بزند، موهایش را چپ و راست شانه کند. لباس مناسب و مأمورینپسند بپوشد. آماده شود که سر کار، یعنی برای معینمعینشدن در معینیت اداری و مالی وزارت کار و امور اجتماعی برود. موتر قشنگ و مدل بالایش روشن است، راننده و محافظانش آمادهاند. موترش را سوار میشود. رانندهاش عادت کرده که مدام هارن بزند و با سرعت از این چهارراه به آن چهارراه برود. نه باکی از چراغ ترافیک و حجم ترافیک دارد و نه خیال عابران پیادهی کابل را. موتر را به سبک ستارههای هالیوود و بالیوود میدواند. تا به وزارت برسد، کلی خاک کابل را بر سر کابلیان باد کرده و در تردد بقیهی وسایط که در مسیرش قرار دارند، تأخیر انداخته است.
حالا دیگر به وزارت رسیده، دفترش را تمیز و براق کردهاند. چای یا قهوهاش آماده است. نوش جانش! بعد از تقدیم چندی بلوف به زیردستانش، امر میفرماید که مزاحمم نشوید. یعنی نگذارید کسی برایم مزاحمت کند. اگر کسی پرسید، بگویید فعلاً جلسه دارد، برو دو ساعت بعد یا بعدازظهر تشریف بیاور. خودش را برای رفتن به سونا آماده میکند. آخر معینی که در دفتر کارش سونا یا حوض آببازی نداشته باشد، معین است؟ وارد سونا میشود، آنجا در خلوت خودش، به مشکلات وزارت کار و امور اجتماعی میاندیشد، به مسایلی که به او مربوط میشوند. دلش آرام ندارد. ممکن است گاهی به این فکر کند که چه خوب میشود تمام دفاتر وزارت را سونا بسازیم. تمام کارمندان هم هر روز، کارهای روزمرهیشان را داخل سونا پیش ببرند. بعد با خودش میگوید، نمیشود. این کار بسیار هزینه لازم دارد. همین یکی را با صد رقم مشکل آماده کردهام. بیخیال دیگران میشود. دلش مثل کوه است، استوار و پا برجا! حتا در ذهنش نمیگذرد که ممکن است به خاطر همین یک سونا، روزی از کار برکنار شود. حامیان زیادی دارد، باید هم دلش استوار و خاطرش جمع باشد.
سونای او سر از روزنامه در میآورد. یکی از همکارانش که ممکن است با او روی مسئله یا مسایلی اختلاف نظر داشته باشد، اینهمه خوشبختی او را لیلام میکند. مردم سوناندیدهی افغانستان این کار او را تبهکاری میخوانند و ملامتش میکنند. خبر به گوش رییس جمهور میرسد. رییس جمهور که نمیتواند از کنار این مسئله عبور کند، مداخله میکند. معین کار را به خاطر افشاکردن خوشبختی همکار و همقطارش، میفشارد. وظیفهاش را به حالت تعلیق در میآورد. اینجا سوال خلق میشود که خٌب چرا وظیفه و عنوان معین کار به حالت تعلیق درآورده شود؟ سونا را که معین مالی و اداری ساخته؟
کسی نیست که پاسخ درستی به سوالهای موجود در افغانستان بدهد. یکی از راه میرسد و اینگونه پاسخ میدهد: معین کار این وزارت میتواند برای خودش سونا بسازد. اگر معین مالی و اداری مداخله کرد، شما بیایید ریش مرا کل کنید! آخر برای یک معین شرم نیست که تن به چنین رذالتی بدهد؟ معین مالی اموتو کاکه است که برای خودش سونا ساخته، وزیر صاحب خودش خبر دارد. اگر سونا بد است، چرا وزیر یخن معین مالی و اداری را نمیگیرد که معین کار آمده این مسئله را اختراع و نشر میکند؟ خودتان خبر ندارم میفهمید یا نه؟ در امریکا، شما بروید اکثریت مردمش سونا دارند؛ هم در خانه و هم در دفتر خود دارند. نه کسی با سونا مشکل دارد و نه سونا واقعاً چیز بدی است. حالا که معین اداری و مالی سونا دارد و این سونا را که از پول بابهی خود نساخته که معین صاحب دیگر آمده مشکلتراشی میکند. حالا بحث فساد در معینیت اداری و مالی این وزارت بماند سر جایش. سونا را هم از پول وزارت، برای وزارت ساخته! خدای نخواسته اینطور نیست که شب سونا را پشت کرده خانه ببرد، فردا پس در دفترش بیاورد. چه فرقی میکند اگر روز یک یا دو ساعت وقت معین صاحب در سونا بگذرد؟ فقط که معین صاحبان دیگر این وزارت و وزارتهای دیگر خیلی منضبط و پابند وقت و قانون اند.
اشرف غنی هم وقتی میبیند که حق با معین اداری و مالی است، گوش معین کار را گرفته و میان انگشتان چارچوبشدهاش میپیچاند. حتا اگر نابغه نباشیم، میفهمیم که کار معین کار این وزارت درست نبوده. او باید از کنار هر مسئلهای که در وزارت ایجاد میشود، خاموش و ساکت عبور کند. اگر زورش رسید، مثل بقیه از مال و دارایی وزارت بزند. اگر نرسید، خدا یار جانش. نباید به کار دیگران کاری داشته باشد. حکومتداری که اینطور نمیشود. باید پروای یکدیگر را داشت. حالا شما از سونای معین اداری و مالی وزارت کار و امور اجتماعی خبر شدهاید، اینقدر جوش میزنید. اگر مثلاً فردا از زنجیر فعالیتهای فراقانونی او خبر شوید، خدای نخواسته ممکن است سکته کنید. امیدوارم خبر نشویم.
گفته میشود که خود نفر اول به معین کار گفته که تو هم برو در دفترت سونا بساز، قلیونخانه افتتاح کن، پارک درست کن! وقتی معین کار گفته از عهدهاش نمیبرآید، فوراً با تعلیق وظیفه مواجه شده. خوب شده. معینی که نتواند دفتر کارش را ملکیت شخصیاش فکر کند، باید هم همینطور شود. آفرین اشرف غنی!